وجود اصلاح قیمت مصوب شیر خام و اعلام نرخ ۲۹۵۰۰ تومان برای هر کیلوگرم آن، بازار لبنیات همچنان با قیمتهای بالا و نارضایتی مصرفکنندگان، تولیدکنندگان و فروشندگان روبهروست و وعده توزیع چهار قلم کالای لبنی پرمصرف با قیمت پایینتر هنوز بهطور ملموس در فروشگاهها دیده نمیشود.
این وضعیت بازتابی است از شرایط کلی اقتصاد ایران که تورم مواد غذایی در سالهای اخیر رشد شدید یافته است. بررسی دادههای رسمی و غیررسمی نشان میدهد تورم اقلام خوراکی در سال ۲۰۲۵ بارها افزایش یافته و بسیاری از خانوادهها فشار معیشتی قابل توجهی را تجربه میکنند؛ بهطوریکه حتی اقلام پایهای مثل لبنیات برای بسیاری از خانوارها به کالایی تجملی تبدیل شده است. واقعیت میدانی این است که وعده کاهش قیمت لبنیات به نیت حمایت از مصرفکننده، در گام اجرا نیازمند سازوکارهایی فراتر از اعلام نرخهای دستوری بود. اقتصاد ایران در سالهای اخیر با مشکلاتی مانند نوسان نرخ ارز، افزایش هزینههای تولید، افزایش هزینه نهادههای دامی و انرژی و ضعف نظارت بر بازار مواجه بوده است. در چنین فضایی، تعیین یک قیمت مصوب برای شیر خام، اگرچه در ظاهر اقدامی در جهت کنترل بازار تلقی میشود، اما در عمل با عدم همراهی زنجیره تولید و توزیع و عدم تامین واقعی هزینههای تولید، ناکارآمد مانده است.
بسیاری از فعالان صنعت لبنیات در مصاحبههای خود تاکید کردهاند که قیمت اعلامشده شیر خام با واقعیت هزینههای تولید مطابقت ندارد و ادامه تولید با این نرخ برای آنها صرفه اقتصادی ندارد. این مسئله باعث شده تا نهتنها مصرفکننده کاهش چشمگیری در هزینهها نبیند، بلکه تولیدکنندگان نیز با فشارهای مالی، کاهش تولید و حتی زیان مواجه شوند.
در همین حال، کمپینهای «نخریدن لبنیات» در فضای مجازی که هدفشان فشار بر بازار بود، نتوانستهاند تاثیری بر کاهش قیمتها بگذارند و از سوی برخی فعالان صنعت به عنوان عاملی معرفی شدهاند که نه تنها به نفع مصرفکننده نیست بلکه به زنجیره تولید آسیب میزند؛ زیرا کاهش تقاضا در شرایطی که محصولات لبنی فسادپذیر هستند، میتواند به افزایش ضایعات، کاهش نقدینگی فروشندگان و حتی تعطیلی خطوط تولید منجر شود.
آنچه در این میان اهمیت دارد، ابهامات در نحوه نظارت و اجرای سیاستهای قیمتی است. تجربه عملی نشان داده که تنظیم قیمت به تنهایی بدون ایجاد سازوکارهای موثر در کنترل کیفیت، عرضه و تقاضا، و بدون هماهنگی دقیق با زنجیره تولید، نهتنها منجر به بهبود شرایط نمیشود بلکه ممکن است بحرانی عمیقتر ایجاد کند. بازار لبنیات نمونهای بارز از این چالش است که در آن تنظیمات دستوری قیمت با واقعیتهای اقتصادی همخوانی نداشته و پیامدهای نامطلوبی برجای گذاشته است.
از نظر مصرفکنندگان، فشار هزینههای زندگی در حالی ادامه دارد که اقلام اساسی مانند لبنیات به علت افزایش قیمتها و یا عدم دسترسی به قیمتهای تثبیتشده، به کالایی سختتر برای تامین تبدیل شده است. در حالی که خانوادهها تلاش میکنند بخش قابل توجهی از بودجه خود را به کالاهای ضروری اختصاص دهند، بازار لبنیات بدون اصلاح ساختاری، تنشهای بیشتری را به اقتصاد خانوادهها تحمیل میکند.
از زاویه دیگر، ضعف نظارت و عدم پاسخگویی شفاف دستگاههای مسئول نسبت به اجرای وعدهها نگرانیهایی ایجاد کرده است. جامعه خواستار آن است که نه تنها قیمتها تعیین شود بلکه مکانیزمهای روشن و قابل اندازهگیری برای کنترل بازار، جلوگیری از سودجویی و تضمین عرضه مناسب در نظر گرفته شود. چنین وضعیتی پرسشهایی جدی درباره نحوه سیاستگذاری اقتصادی و قابلیت اجرای سیاستهای حمایتی در ایران به وجود میآورد. آیا تنظیم قیمتها به تنهایی میتواند راهگشا باشد؟ یا اینکه باید بستههای حمایتی جامعتر شامل تقویت زنجیره تولید، نظارت قویتر، و حمایت واقعی از مصرفکننده و تولیدکننده طراحی و اجرا شود؟ واقعیت این است که تا زمانی که سیاستها در چارچوبی جامع و متوازن طراحی نشوند، وعدههای اقتصادی – حتی اگر نیت آنها خیر باشد – به سختی رنگ واقعیت به خود خواهند دید. در پایان، تجربه بازار لبنیات ایران یک هشدار جدی به سیاستگذاران است که بیاعتنایی به سازوکارهای واقعی بازار و ضعف در نظارت، میتواند باعث تشدید بحرانهای اقتصادی شود. این تجربه باید مبنای بازنگری جدی در رویکردهای تنظیم بازار قرار گیرد تا وعدههای حمایتی از مصرفکننده، به واقعیت ملموسی در زندگی مردم تبدیل شود.
∎