شناسهٔ خبر: 76593603 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

حاج قاسم معمار محور مقاومت

 شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی نه‌تنها یک فقدان بزرگ برای ملت ایران بلکه ضربه‌ای تعیین‌کننده به امید دشمنان محور مقاومت بود؛ دشمنانی که گمان می‌کردند با حذف فیزیکی این فرمانده، جبهه مقاومت دچار فروپاشی خواهد شد اما تحولات سال‌های اخیر به‌ویژه پس از عملیات «طوفان‌الاقصی» نشان داد مکتب فکری حاج قاسم فراتر از یک فرد، به مدرسه‌ای زنده و پویا تبدیل شده است. خالد قدومی نماینده جنبش مقاومت اسلامی فلسطین در گفت‌وگو با جام‌جم از تجربه‌های شخصی خود در دیدار با شهید سلیمانی می‌گوید و نقش محوری او را در تقویت وحدت امت اسلامی، پشتیبانی همه‌جانبه از مقاومت فلسطین و تغییر موازنه قدرت به زیان رژیم صهیونیستی تشریح می‌کند. 

صاحب‌خبر -
 
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی چه نقشی در تقویت و انسجام جبهه مقاومت، به‌ویژه حمایت از مردم و مقاومت فلسطین ایفا کرد؟ 
به نمایندگی از فلسطینی‌ها و به‌طور خاص به‌عنوان کسی که شخصا چند بار خدمت حاج‌قاسم رسیدم و سخنان و نظراتش را با گوش خود شنیده‌ام و شخصیت ‌او را می‌شناختم و مرتب با هم تعامل داشتیم، باید بگویم جای حاج قاسم خالی است. به‌رغم این‌که شاگردان، مریدان و جانشینان حاج قاسم با تمام وجود و به‌طور جدی و مؤثر کار می‌کنند اما من از همان شاگردان و جانشینان حاج قاسم همین جمله «جای حضرت قاسم خالی است» را شنیده‌ام. البته این تأثر و حسرت منطقی است و مطابق اثری است که رهبران الهی بزرگ در میان پیروان به‌جا  می‌گذارند. حاج قاسم همراه چند نفر دیگر از جمله معماران ساختار مقاومت فراگیر منطقه‌ای علیه رژیم صهیونیستی بود. حتی دشمن به نقش مرکزی‌اش در این عرصه معترف بود و هست. حاج قاسم یک شخصیت وحدت‌گرا داشت و به فکر انسجام امت اسلامی بود. او در اندیشه پیوند مسائل منطقه با منافع ملی و مصالح دینی بود و در عین حال شخصیتی بدون مرز داشت؛ به این معنا که مسائل ایران را مسائل همسایگان و منطقه و مسائل همسایگان را مسائل جمهوری اسلامی می‌دانست و همه اینها را توأمان پیگیری می‌کرد. شخصیت ویژه او طوری بود که می‌شود گفت بر جای‌جای مکتب فکر مقاومت سایه افکنده بود. مکتب فکری او به‌عنوان مظهر ایمان و اعتقاد راسخ برای همه در عرصه مقاومت الهام‌بخش بود. 
از نگاه شما اندیشه و مکتب شهید سلیمانی چه تأثیری بر تحولات اخیر فلسطین و ایستادگی مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی داشته است؟ 
حاج قاسم همیشه برای تقویت جبهه مقاومت از خودش مایه می‌گذاشت و اهل مقاومت یا به‌قول خودشان مجاهدین از دیدار با او روحیه می‌گرفتند. نقش او محدود به بعد نظامی و فیزیکی نبود بلکه ابعاد دینی و فرهنگی داشت. از یمن گرفته تا فلسطین و لبنان و سوریه و عراق اثرش مشهود بود اما او صرفا مشغول انتقال فناوری نظامی به مقاومت نبود بلکه تلاش داشت در سطحی کلان تر مقاومت را در ابعاد سیاسی و اجتماعی تقویت کند و در عین حال، به مقوله وحدت مسلمانان توجه نشان می‌داد. نکته دیگر اینکه در مسیر حق صراحت داشت و جمله معروفش که خطاب به منتقدان صراحت خود گفته بود «می‌خواهم شهید بشوم. نمی‌خواهم رئیس‌جمهور بشوم»، بیانگر فلسفه این صراحت است. از این نظر هیچ نفاقی در رفتار و گفتار او نبود. حاج قاسم در عین این‌که اختلافات را قبول می‌کرد اما در عین حال تلاش به اصلاح داشت و در این مسیر حتی اگر می‌دید اشتباهی وجود دارد قبول می‌کرد که اشتباه شده. اکنون در این دوره پس از طوفان‌الاقصی و آثار آن در جهان به‌خوبی نتیجه ایستادگی این مرد مقاوم و شجاع شهید قاسم سلیمانی همراه برادرانش در محور مقاومت به‌ویژه در غزه و در فلسطین مشهود است. از همین نظر است که شهید بزرگوار اسماعیل هنیه، حاج قاسم سلیمانی را شهید‌القدس نامید. البته این‌که شهید هنیه، حاج قاسم را شهید قدس نامید معنایش اختصاص او به قدس به‌معنای مرکز جغرافیایی فلسطین نیست، قدس به‌قول مقام معظم رهبری قلب جهان اسلام است. بدین ترتیب حاج قاسم قلب مقاومت، قلب حماسه و قلب اسلام بود. این اسامی مختلف و متعدد و متکثر قاسم سلیمانی هستند. 
حاج قاسم در همه حوزه‌های مالی، نظامی و سیاسی به‌طور مؤثر به مقاومت کمک کرد و نقشش در نبرد و مواجهه فراگیر علیه رژیم صهیونیستی به‌عنوان دشمن مشترک امت اسلام بسیار واضح و پررنگ بود. بعد از شهادت حاج قاسم دیدیم دشمن چطور جشن گرفت. به‌قول سیدحسن نصرالله(ره) دشمن قبل از به شهادت رساندن حاج قاسم می‌دید در همه جبهه‌ها و عرصه‌ها یک شخصیت مشترک از ایران گرفته عراق و سوریه و لبنان و غزه و یمن وجود دارد که همان شهید بزرگوار حاج قاسم سلیمانی بود. لذا تصمیم گرفت این شخص را از این صحنه حذف فیزیکی کند.  
پس از شهادت سردار سلیمانی، دشمنان محور مقاومت تصور می‌کردند این مسیر تضعیف می‌شود اما امروز شاهد چه واقعیت‌هایی در میدان هستیم؟ 
همان‌طور که گفته شد می‌بینیم میراث شهادت و مدرسه فکری قاسم سلیمانی و سایر مبارزان قدس به‌جا مانده و ما بعد از او شاهد بوده‌ایم که مسیر ایشان از سوی سردار اسماعیل قاآنی و امثال شهید حاج رمضان و محمد ایزدی با قوت و قدرت ادامه داده شده و نتیجه این زحمات تضعیف جدی رژیم صهیونیستی و گرفتار شدن آن به بحران داخلی چه در قالب تفرقه در سطح جامعه خودش و چه در سطح جهانی با بحران مخدوش شدن تصویر و اعتبارش در میان ملل و دول مختلف واضح است. امروز به یمن مدرسه فکر و اندیشه حاج قاسم و تحت عنایت الهی، جبهه بسیار بزرگ‌تری علیه رژیم صهیونیستی فعالیت می کند. لذا امروز مدیون و مقروض شهید حاج قاسم سلیمانی و سایر شهدای بزرگوار منطقه و فلسطین هستیم. 
مطمئنم اگر حاج قاسم بود با دیدن شرایط کنونی احساس عزت می‌کرد چراکه راهش اکنون روشن‌تر شده و ما به هدف اصلی این مقاومت یعنی عزت اسلام که همانا آزادی فلسطین و شکست رژیم صهیونیستی است نزدیک‌تر شده‌ایم. براساس این نکته قرآنی «إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللهِ مَا لَا يَرْجُونَ» باید توجه داشت فقط ما نیستیم که متحمل خسارت شدیم. دشمن خسارات بیشتری که تاکنون بی‌سابقه بوده دریافت کرد و در بحرانی جدی‌ به‌سر می‌برد. در حقیقت زشتی چهره رژیم صهیونیستی امروز در سطح کل جهان برای همگان آشکار شده است و ما شاهد فعالیت‌های اعتراضی علیه این رژیم در خیابان‌های پنج قاره جهان هستیم. درواقع شاهدیم ادامه راه شهدای بزرگ مقاومت از حاج قاسم سلیمانی و اسماعیل هنیه گرفته تا سیدحسن نصرالله و حاج رمضان و یحیی سنوار دیگر محدود به یمن، لبنان، عراق، سوریه و ایران نیست و آثار و برکات تلاش آنها اکنون در آمریکا و پاریس و آمریکایی لاتین و اروپا دیده می‌شود و به‌خصوص برای نسل جوان در غرب، حقانیت مردم فلسطین و مقاومت و جنایتکاری و ظلم صهیونیسم و آمریکا آشکار شده است. روح شهید سلیمانی و سایر شهدای مقاومت از دیدن این صحنه‌ها شاد است. چون میراثی که به‌جا گذاشتند ادامه دارد. بدین ترتیب این حقیقت که آزادی فلسطین جز از طریق مبارزه با رژیم صهیونیستی و مقاومت راه دیگری ندارد اثبات شده و این یعنی پیروزی مکتب فکر حاج قاسم سلیمانی.  
به اعتقاد شما پیام خون شهید سلیمانی برای ملت‌های منطقه و به‌ویژه نسل جوان مبارز فلسطینی چیست و آینده جبهه مقاومت را چگونه ترسیم می‌کنید؟
اگر امروز حاج قاسم زنده بود، قطعا به موارد زیر توصیه می‌کردند: اول سمت و سو و به‌تعبیر دیگر جهت‌گیری همه ما باید بر این متمرکز باشد که ما چه در ایران، چه در منطقه و چه حتی در سطح جهان دشمن مشترکی به‌نام رژیم کودک‌کش صهیونیستی داریم. دوم این‌که ما چه شیعه و چه سنی باید علیه همان رژیم صهیونیستی که بی‌وقفه قصد فتنه‌انگیزی و ایجاد هرج و مرج دارد متحد باشیم و نباید اقدامی کنیم که زمینه‌ساز پیشبرد طرح‌های دشمن شویم بلکه باید با جدیت بیشتری و اتحاد کامل آماده مواجهه با آنها باشیم.  مسأله سوم هدف اصلی آزادی فلسطین باید باشد و اگر کسی برای آرمان آزادی فلسطین قیام کند، خدای متعال چه در دنیا و چه در آخرت به او عزت و سربلندی خواهد داد.  مسأله چهارم تلاش برای حفظ مکتب و فرهنگ شهادت است. این فرهنگ زمینه‌ساز تداوم فرهنگ مقاومت است. به‌قول شهید بزرگوار اسماعیل هنیه که در خدمت مقام معظم رهبری در همان روز شهادتش گفته بودند: «اذا غاب سید قام سید آخر/ اگر یک سید شهید شود، سید دیگری قیام می‌کند». این مدرسه فکر شهدا یعنی تداوم مواجهه با رژیم صهیونیستی یعنی «طَيبَةً كَشَجَرَه طَيبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء».