شناسهٔ خبر: 76592995 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دانشجو | لینک خبر

گزارش|

حقوق مخاطب در ترازوی اقتصاد نمایش خانگی/ حق‌الناس در قاب تصویر

نمایش خانگی می‌تواند «پنجره‌ای» رو به آگاهی یا «دیواری» مقابل آرامش خانواده باشد. صنعتی که ۱۳ هزار میلیارد تومان از سبد هزینه و زمان مردم ارتزاق می‌کند، نمی‌تواند نسبت به «حقوق مصرف‌کننده» بی‌تفاوت باشد.

صاحب‌خبر -

حقوق مخاطب در ترازوی اقتصاد نمایش خانگی/ حق‌الناس در قاب تصویر

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، صنعت نمایش خانگی در سال‌های اخیر از یک «جایگزین جانبی» به «اصلی‌ترین رسانه خانواده‌های ایرانی» بدل شده است. تصویری آشنا که در آن خانواده‌ها به جای کانال‌های سنتی، با کلیک بر روی پلتفرم‌ها، جهان فیلم و سریال را جست‌و‌جو می‌کنند. اما این «آزادی انتخاب» ظاهری، با واقعیتی اقتصادی و اجتماعی گره خورده است که لزوم بازنگری در حقوق مخاطب را بیش از هر زمان دیگری آشکار می‌سازد.

کالبدشکافی درآمد ۱۳ هزار میلیاردی؛ چه کسی هزینه را پرداخت می‌کند؟

بررسی مدل درآمدی صنعت نمایش خانگی در سال ۱۴۰۳ نشان‌دهنده یک واقعیت مهم است: مخاطب، تامین‌کننده اصلی بقای این صنعت است.

بیش از ۸،۷۰۰ میلیارد تومان از درآمد این صنعت (مجموع حق اشتراک و فروش ترافیک) مستقیماً از جیب مردم پرداخت می‌شود. اگر سهم تبلیغات را هم به عنوان «هزینه زمانی و روانی» مخاطب در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که پلتفرم‌ها مدیون ۱۰۰ درصدیِ جامعه هستند. وقتی بیش از ۵۰ درصد درآمد مستقیم از جیب مردم است، «مخاطب» دیگر تنها یک بیننده نیست، بلکه «سهامدار اصلی» است که حق دارد در قبال هزینه‌کرد خود، کیفیت و احترام مطالبه کند.

حق زمان و آرامش: عبور از سد تبلیغات اجباری

یکی از بزرگترین چالش‌های فعلی، نقض حقوق مخاطب از طریق تحمیل تبلیغات است.

پارادوکس هزینه-تبلیغ: در مدل‌های استاندارد جهانی، پلتفرم‌ها یا «حق اشتراک» می‌گیرند و تبلیغ حذف می‌شود، یا «رایگان» هستند و تبلیغ پخش می‌کنند.

وضعیت کنونی: در نمایش خانگی ما، مخاطب هم پول اشتراک می‌دهد، هم پول حجم اینترنت و هم مجبور است دقایق طولانی به تماشای تبلیغاتی بنشیند که گاهی با ذائقه و نیاز او فرسنگ‌ها فاصله دارد. این یعنی «اتلاف وقت» که با توجه به گردش مالی ۱۳ هزار میلیاردی، یک بی‌اخلاقی اقتصادی محسوب می‌شود.

امنیت محتوایی: وقتی «خانه» دیگر امن نیست

پلتفرم‌ها با وعده «امنیت» و «نظارت» جایگزین ماهواره و فضای مجازی شدند، اما واقعیت میدانی حکایت دیگری دارد:

تَرَک بر پیکر اعتماد: نفوذ الفاظ رکیک، مفاهیم نامناسب سنی در انیمیشن‌ها و نمایش خشونت عریان به عنوان یک «ارزش» یا «عمل قهرمانانه»، امنیت روانی خانواده‌ها را به خطر انداخته است.

نمک بر زخم معیشت: در حالی که جامعه تحت فشار‌های اقتصادی است، بسیاری از تولیدات به جای تزریق امید، به رقابتی برای نمایش «سیاه‌نمایی» و «اشرافی‌گری افراطی» روی آورده‌اند که نتیجه‌ای جز یأس و بی‌اعتمادی اجتماعی ندارد.

مسئولیت‌گریزی پشت برچسب‌های کوچک: صرفاً درج یک عدد (مثلاً +۱۸) در گوشه تصویر، سلب مسئولیت از پلتفرم نیست. پلتفرم به عنوان «میزبان» موظف است ابزار‌های کنترلی دقیق (Parental Control) و فیلتر‌های محتوایی واقعی را در اختیار والدین قرار دهد.

مطالبات قطعی: مخاطب چه می‌خواهد؟

با توجه به سهم عظیم مردم در گردش مالی این صنعت، مطالبات زیر به عنوان «حقوق قطعی» مطرح است:

شفافیت در الگوریتم‌ها: مخاطب نباید تنها انتخاب‌شونده‌ی الگوریتم‌هایی باشد که بر اساس سود تجاری، محتوای زرد را پیشنهاد می‌دهند.

ارتقای کیفیت محتوا: وقتی میلیارد‌ها تومان صرف تولید می‌شود، خروجی باید متناسب با فرهنگ و نیاز واقعی جامعه باشد، نه تکرار کلیشه‌های خشونت‌بار.

احترام به زمان مخاطب: حذف یا به حداقل رساندن تبلیغات برای کاربرانی که حق اشتراک پرداخت کرده‌اند.

نظارت دقیق اخلاقی: بازنگری در دوبله‌ها و محتوا‌های بخش کودک و نوجوان برای جلوگیری از آسیب‌های تربیتی.

نمایش خانگی می‌تواند «پنجره‌ای» رو به آگاهی یا «دیواری» مقابل آرامش خانواده باشد. صنعتی که ۱۳ هزار میلیارد تومان از سبد هزینه و زمان مردم ارتزاق می‌کند، نمی‌تواند نسبت به «حقوق مصرف‌کننده» بی‌تفاوت باشد. مطالبه‌گری از پلتفرم‌ها نه یک انتخاب، بلکه یک حق اجتماعی است. پلتفرم‌ها باید بدانند که بقای آنها در گروی رضایت قلبی مخاطبی است که همزمان هزینه اینترنت، حق اشتراک و وقت خود را در پای قاب آنها فدا می‌کند.