شناسهٔ خبر: 76577370 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: شفقنا | لینک خبر

حکمران جامه‌ وصله‌دار؛ روایتی از زهد امیر المومنین علی (ع):‌ یادداشتی از احمدی اراکی

صاحب‌خبر -

شفقنا- حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی اراکی در یادداشتی که به مناسبت ولادت امیرمومنان علی(ع) در اختیار شفقنا قرار داده، آورده است: در میان صفحات تاریخ، تصویرِ بسیاری از فرمانروایان را با ردای ابریشم و تاج های درخشان به خاطر می‌سپاریم. تصویری که گویی اقتدار را در تجمل و فاصله گرفتن از مردم عادی تعریف می‌کند. اما در این میان سیمایی استثنایی و تابناک وجود دارد که این معادله را برای همیشه برهم می‌زند: امیر المومنین علی «علیه السلام حکمرانی که تاج و تختی نداشت، اما بر قلوب میلیون‌ها انسان حکومت کرد؛ فرمانده‌ای که می‌توانست از انبارهای بیت‌المال، بهترین جامه‌ها را برتن کند، اما عمدتاً جامه‌ای وصله‌دار می‌پوشید.

این وصله‌ها نمادی ساده و در عین حال عمیق از فلسفه‌ای متعالی در حکمرانی و زندگی است. زهد امیرالمؤمنین«ع»یک ریاضت فردی یا فقر تحمیلی نبود، بلکه انتخابی آگاهانه و سیاسی بود. انتخابی که هدفش حفظ پیوند ناگسستنی با توده‌ی مردم، مبارزه با فرهنگ اشرافی‌گری حاکمان، و تحقق عدالتی بود که در سایه ساده‌زیستی رهبر، برای همگان باورپذیر می‌شد.

در این یادداشت می‌کوشیم روایتی از این زهدرا مرور کنیم؛ زهدی که از نان جوین سفره‌ی شخصی آغاز می‌شد و تا تدبیر امپراتوری پهناور اسلامی امتداد می‌یافت. روایتی که نشان می‌دهد چگونه یک «جامه‌ی وصله‌دار» می‌تواند قدرتمندترین نماد برای حکومتی باشد که شعارش «خدمت» است، نه «سلطنت».

۱- زهد امیرالمؤمنین علی(ع) در دوران پیش از خلافت؛ فراتر از فقر، تجلی بی‌رغبتی زهد در نگاه علوی هرگز به معنای فقرِ تحمیلی، نداری یا ترویج محرومیت نیست. زهد واقعی، بی‌رغبتی به دنیا و آزادگی از تعلقات مادی است در حالی که فرد از تمکن مالی نیز برخوردار باشد. به بیان دیگر ساده‌زیستیِ فردِ نیازمند، امری طبیعی است اما زاهد کسی است که با وجود دارایی دل از دنیا کنده باشد. امیرالمؤمنین(ع) در برهه‌ای از زندگی خویش -به ویژه در سال‌های آغازین اسلام و شروع زندگی مشترک با حضرت فاطمه(س)- از تمکن مالی چندانی برخوردار نبود و زندگی ساده و بی‌آلایشی داشت.

روایت است که پیامبر اکرم(ص) با مشاهده سادگی وسایل خانه علی(ع) و دخترش فاطمه(س) گریستند. با این همه حتی در این دوره که ظاهری فقیرانه داشت سیره و رفتار آن حضرت تجلی‌گاه همان زهدِ آگاهانه و مبتنی بر بی‌رغبتی بود. نقل‌های تاریخی گواهی می‌دهند که امام علی(ع) باغ‌های خود را «صدقه» می‌داد. توجه به این نکته ضروری است که «صدقه» در این تعبیر، به معنای امروزیِ کمک‌های نقدی نیست بلکه به مفهوم «وقف» است.

ایشان این املاک را وقف خاص می‌کرد و حتی مشهور است که چهل هزار دینار درآمد سالیانه حاصل از آنها را نیز جزو موقوفات قرار داد. این زهد حیرت‌انگیز و کم نظیر، چنان برجسته بود که همواره مورد توجه اصحاب و راویان قرار گرفته است. اما وقتی یکی از ائمه معصوم(ع) در میان فضایل بیشمار اهل بیت(ع) بر ویژگی پدر بزرگوارش تأکید می‌ورزد اهمیت آن دوچندان می‌شود. امام صادق(ع) فرموده‌اند: «امیرالمؤمنین(ع) هزار بنده را آزاد کرد».

نکتۀ مهم در این اقدام توجه به سرنوشت بردگان پس از آزادی است. در آن عصر آزادشدگان غالباً با مشکلات معیشتی روبرو می‌شدند. سنت علوی اما بر آن بود که همراه آزادی، سرمایه‌ای برای شروع یک کسب‌وکار کوچک نیز در اختیار آنان قرار دهند تا بتوانند زندگی مستقل و آبرومندی داشته باشند. در طول آن ۲۵ سال خانه‌نشینی و دوری از مناصب حکومتی امام علی(ع) به ناچار به کشاورزی و احیای نخلستان‌های اطراف مدینه روی آورد و با حفر چاه‌های متعدد، باغ‌های بسیاری را آباد کرد. با این حال این انزوا هرگز به معنای قهر با جامعه یا کناره‌گیری از خدمات اجتماعی نبود.

اگرچه مردم آن روزگار -درگیر رفاهی نوظهور- چندان طالب معارف عمیق و عدالت‌خواهانۀ ایشان نبودند و او را به حاشیه راندند، ولی آن حضرت همواره به هدایت و یاری نیازمندان مشغول بود.

۲- زهد امیرالمؤمنین علی(ع) در دوران حکمرانی؛ عدالت در ساده‌زیستی با رسیدن امیرالمؤمنین علی(ع) به خلافت، افزون بر دارایی‌های شخصی، مدیریت بیت‌المال مسلمین نیز بر عهده‌ی ایشان قرار گرفت. با این همه ساده‌زیستی حضرت در این دوره به اوج خود رسید و به الگویی بی‌بدیل در تاریخ حکمرانی تبدیل شد. زهد مولا در این برهه چنان ژرف و درس‌آموز است که همگان را به شگفت وا می‌داشت.

مردم با مشاهده‌ی دنیاگریزیِ مثال‌زدنی امام می‌پرسیدند: «شما در سرزمین حاصل خیز عراق حکومت می‌کنید و خراج فراوانی از اقصی نقاط جهان اسلام به سوی شما سرازیر است، پس چرا چنین سخت‌گیری بر خویشتن روا می‌دارید؟» پاسخ امیرالمؤمنین(ع) فراتر از یک پاسخ شخصی، بیانیه‌ای سیاسی در باب اخلاق حکمرانی بود. ایشان فرمودند: «حاکم جامعه‌ی اسلامی باید در سطح پایین‌ترین افراد جامعه زندگی کند.

اگرچه ممکن است اوضاع مردم عراق خوب باشد، اما چه بسا در یَمامه (نام منطقه ای در شرق شبه جزیره عربستان) افرادی در فقر و تنگدستی به سر برند.» این سخن نگاهی انقلابی به مسئولیت‌پذیری ارائه می‌دهد. زهد علوی در اینجا تنها یک فضیلت فردی نیست؛ ابزاری برای تحقق عدالت و همدلی ساختاری است. حضرت خود را نه تنها با فقرای شهر خویش، که با احتمال محرومیت هر انسان در دورترین نقاط قلمرو اسلامی همسطح می‌کرد و بر اساس آن «احتمال» زندگی می‌کرد. این نگرش خط‌کشی روشنی بین حکمرانی به مثابه «خدمت» و حکمرانی به مثابه «امتیاز» ترسیم می‌کند و برای هر مسئولی درس‌آموز است.

روایتی ظریف از ساده‌زیستی عملی امام در این دوران، گویای همین اولویت‌هاست: روزی ایشان لباسی خریدند که آستین آن بلند بود. بدون معطلی، با خنجر خود قسمت اضافی را بریدند و به ریش‌ریش شدن اندکِ لبه‌ی آن اعتنایی نکردند. هنگامی که غلامشان پیشنهاد دوخت مجدد را داد امام فرمودند: «وقت،چ تنگ‌تر از این حرف‌هاست، ما کارهای مهم‌تری داریم.» این رفتار نه بی‌توجهی به نظافت، که بازتعریف «ارزش زمان» برای یک زمامدار است.

زمانی که باید وقف امور مردم شود، نه آراستن ظاهر. در نگاه امام وقت یک مسئول وقف عموم است و تجمل‌گرایی ـ حتی در اندازه‌ی دوخت یک آستین ـ می‌تواند نشان‌دهنده‌ی انحرافی جزئی اما نمادین از این اصل باشد. این سیره، الگویی ماندگار و به‌شدت امروزی است: حکمرانی خردمندانه، نه در انباشت ثروت و نمایش قدرت، که در اولویت‌دادن منافع مردم، احساس مسئولیت نسبت به محرومترین‌ها و مصرفِ وجدان‌محورِ منابع عمومی تجلی می‌یابد.

۳-جریان زهد در حکومت پس از گذشت چند ماه از آغاز حکومت، امیرالمؤمنین علی(ع) وارد شهر کوفه شد. کوفه در آن زمان، دارای قصری بزرگ و مجلل با امکاناتی فراوان و مسجدی عظیم بود. حضرت با مشاهده آن قصر، جمله‌ای فرمود که متأسفانه در دوران ما، اگر یکی از مسئولان کشور سخنی مشابه را بیان کند، بی‌درنگ به او نسبت‌های ناروایی مانند «مارکسیستی» می‌دهند؛ در حالی که این قبیل مواضع و دغدغه‌ها، ریشه در سیره و سخنان گهربار امیرالمؤمنین(ع) دارد و نمی‌توان آن‌ها را در چارچوب‌های ایدئولوژیک وارداتی غربی تفسیر و تحلیل کرد.

حضرت امیر(ع) مالکیت خصوصی را محترم می‌شمرد و خود نیز ثروتی فراوان داشت، اما هنگامی که با آن قصر مجلل مواجه شد، از ورود به آن و استفاده از آن به عنوان مقر حکومت خودداری کرد. دلیل این تصمیم، نگاهی عمیقاً انسانی و مسئولانه بود. ایشان فرمودند که اگر در چنین مکان متجمل و پرزرق و برقی بنشیند و فقیری برای دادخواهی وارد شود و این همه شکوه را ببیند، در دل خود احساس خواهد کرد که حاکمان و مسئولان، شرایط سخت و زندگی محقرانه او را درک نمی‌کنند. این حس، رنج فقر را در وجود او تشدید کرده و بر فشار روحی و اجتماعی‌اش می‌افزاید. این تصمیم آگاهانه و الهام‌بخش حضرت علی(ع)، می‌تواند و باید به عنوان الگویی ماندگار برای همه مسئولان در نظام اسلامی مورد توجه قرار گیرد. ایشان برای عمل به این اصل، مدتی به منزل خواهرزاده خود رفتند و در نهایت، مقر ساده و کوچکی را به جای آن قصر مجلل، برای اداره حکومت برگزیدند.

۴. تفاوت زهد حاکم با زهد مردم عادی بر اساس فرمایش امیرالمؤمنین علی(ع) حاکم اسلامی باید خود را در سطح پایین‌ترین افراد جامعه قرار دهد و از این رو سیره و معیار زندگی او با دیگر مردم متفاوت است. اگر کسی مسئولیتی در حکومت اسلامی نداشته باشد، داشتن ثروت و استفاده مشروع از آن برای او اشکالی ندارد. امیرالمؤمنین علی(ع) که در روایات به عنوان «ازهد الزاهدین» معرفی شده‌اند، به دیدار یکی از اصحاب خود رفتند و به او فرمودند: «این خانه به این وسعت را در دنیا برای چه می‌خواهی؟ در حالی که در آخرت به آن نیازمندی؟» سپس افزودند: «بله، اگر بخواهی می‌توانی از آن در راه آخرت استفاده کنی؛ مثلاً می‌توانی از آن برای صله رحم یا اطعام فقرا بهره ببری و این گونه این خانه را برای آخرتت استفاده کرده‌ای.»

از آنجا که آن شخص مسئولیتی در حکومت نداشت، حضرت او را از داشتن خانه وسیع منع نکردند و تنها او را به استفاده اخروی از آن توصیه فرمودند. در ادامه آن شخص به امام عرض کرد: «برادرم می‌خواهد همسر و خانواده‌اش را ترک کند و عزلت بگزیند.» هنگامی که برادرش نزد حضرت آمد، امام از علت این تصمیم جویا شدند. وی در پاسخ گفت: «می‌خواهم شما را الگوی خود انتخاب کنم.» حضرت با شنیدن این جمله برآشفتند و وظایف او را در قبال همسر و فرزندانش به او گوشزد کردند. سپس فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ، كَيْ لَا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ.» یعنی: «خداوند متعال بر پیشوایان عادل واجب کرده است که خود را با ضعیف‌ترین مردمان برابر قرار دهند، تا فقر، فقیر را به طغواند (و در کام تنگدستی و ناامیدی فرونبرد). من چون حاکم هستم، از این رو چنین رفتاری می‌کنم. این، تکلیف خاص من است، نه تکلیف تو.»

این روایت به وضوح نشان می‌دهد که سطح الزام و ساده‌زیستی برای حاکم اسلامی که نماد نظام و متولی بیت‌المال است با تکلیف عموم مردم متفاوت است. زهد حاکم، یک وظیفه حکومتی و اجتماعی است تا اعتماد و پیوند با توده‌ی محروم حفظ شود، در حالی که زهد فردی یک فضیلت اخلاقی و اختیاری است.

جمع‌بندی نهایی: سیره علوی به ما می‌آموزد که«زهد حکومتی» نه یک انتخاب ساده، بلکه سنگ بنای حکمرانی عادلانه و ماندگار است. این زهد سه رکن دارد: پرهیز از اسراف بیت‌المال، پرهیز از ایجاد فاصله کاذب با مردم و هم‌حسی واقعی با محرومان. در نظام اسلامی، این سیره می‌تواند به عنوان معیاری نهایی برای سنجش سلامت و اعتبار مسئولان به کار رود. مسئولی که در زندگی شخصی ساده‌زیست است اما ساختار حکومتی تحت امرش متمرکز بر تجمل و فاصله طبقاتی است به اصل این سیره عمل نکرده است. زهد حاکم باید در ساختار حکومت و سبک مدیریت او تجلی یابد نه تنها در زندگی خصوصی‌اش.