به گزارش خبرنگار بین الملل ایرنا؛ سردار سلیمانی، نماد شجاعت، دوراندیشی و ایثار، نقش بیهمتایی در برقراری صلح، ثبات و امنیت پایدار در منطقه غرب آسیا ایفا کرد. فلسفه شکلگیری و تقویت محور مقاومت در کشورهایی همچون سوریه، عراق، لبنان و یمن، مقابله با سلطهطلبی قدرتهای استکباری و ایجاد آرامش برای ملتهای منطقه بود. سردار سلیمانی با اشراف کامل بر تحولات ژئوپلیتیکی، نقشههای دشمنان را خنثی و زمینهساز امنیت جمعی شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی با کشورهای محور مقاومت شدت گرفت. او در مبارزه با تروریسم تکفیری، به ویژه داعش، نقشی تعیینکننده داشت و با حضور مستقیم در جبههها، از سقوط شهرهای کلیدی جلوگیری کرد و میلیونها انسان را از خطر نجات داد.
سردار سلیمانی نیروهای مقاومت را به یک جبهه واحد و قدرتمند تبدیل کرد. او هستههای مردمی را سازماندهی نمود، دیپلماسی فعال به کار گرفت و حتی قدرتهای بینالمللی را به حمایت از ثبات منطقه ترغیب کرد. رفتارهای وی، از دست دادن با رزمندگان در خط مقدم تا توجه به جزئیات انسانی در میدان جنگ، او را به الگویی بینظیر بدل ساخت.
او مسئله فلسطین را در عمق وجود خود جای داده بود. از جوانی مجذوب آرمان آزادی قدس شد و تمام تلاشهایش را معطوف به تقویت جبهه مقاومت در برابر رژیم اشغالگر کرد. کمک به سوریه، تقویت حزبالله لبنان، حمایت از انصارالله یمن و هماهنگی محور مقاومت، همه در راستای نجات فلسطین بود.
میراث حاج قاسم امروز محور مقاومت را قویتر ساخته و مکتب او جهاد عقلانی و انسانیت است. این مکتب، نسخهای کارآمد برای رهایی امت اسلامی از بیثباتی، سلطه و اشغالگری به شمار میرود و ثبات منطقه را برای نسلهای آینده تضمین میکند.
در همین ارتباط با «سیدهادی سیدافقهی» کارشناس مسائل منطقه گفتوگویی را درباره نقش شهید سردار سلیمانی در ایجاد و گسترش صلح، ثبات و امنیت در منطقه داشتیم.
این کارشناس مسائل منطقه در ابتدای مصاحبه اظهارداشت: فلسفه تأسیس محور مقاومت به ویژه در لبنان، سوریه و یمن، ایجاد ثبات، صلح و امنیت در منطقه بوده است. آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدانشان با برنامههای توسعهطلبانه مانند طرح «اسرائیل بزرگ» و پیش از آن قدرتهای استعماری چون انگلیس، فرانسه، پرتغال، اسپانیا و هلند، همواره در منطقه ما حضور داشتهاند.
وی گفت: آنها علاوه بر تسلط بر آبراهها، ثروتها و مناطق حساس، مبارزه ایدئولوژیک با اسلام و آموزههای انقلابی آن را نیز در دستور کار داشتهاند که بخشی از جنگ نرم به شمار میرود. تاریخ نشان میدهد که در این کشورها از جمله ایران، مبارزات، مقاومتها، شهادتها و فداکاریها در برابر دشمنان و طاغوتهای زمان شکل گرفته و صفحات زرینی از انقلابها و جریانهای جهادی منطقه را ثبت کرده است.
سیدافقهی افزود: پس از انقلاب اسلامی، دشمنیها نه تنها با ایران بلکه با کشورهایی که محور مقاومت در آنها شکل گرفت، افزایش یافت. سوریه، عراق، لبنان و یمن به دلیل موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای سیاسی و رویکردهای مردمیشان، زمینه مناسبی برای تشکیل ارکان محور مقاومت فراهم کردند. سردار سلیمانی با نگاه دوراندیشانه، اشراف کامل بر منطقه غرب آسیا و مطالعات دقیق، هم برای مقابله با نقشههای شوم دشمنان و هم برای صیانت از حریم انقلاب اسلامی وارد میدان شد.
این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: وی ایران را «حرم» میدانست و مفهوم «مدافعان حرم» هم از همین دیدگاه نشأت گرفت؛ زیرا معتقد بود اگر این حرم آسیب ببیند، سایر حرمهای اهل بیت(ع) نیز در معرض خطر جدیتری قرار خواهند گرفت. بنابراین نخستین هدف مبارزات این شهید بزرگوار، مبارزه با سلطهگری بود؛ سلطهای که همواره با بیامنی، بیثباتی، اغتشاش، جنگ، درگیری و خونریزی همراه است.
وی تصریح کرد: هر شخصیتی ویژگیهای خاص خود را دارد، اما شهید سلیمانی از دیانای فطری پاک، تربیت در فضای صاف و بیآلایش روستایی و فرماندهی برجسته در جنگ تحمیلی بهرهمند بود.
سیدافقهی گفت: دیدگاهها، تحلیلها، طراحیها، دوراندیشیها و محاسبات دقیق سردار سلیمانی که همواره درست از آب درمیآمد همراه با اقدامات شجاعانه اما عقلانی، او را متمایز ساخت. چه در مبارزه با رژیم بعثی صدام، چه سرکوب اشرار داخلی در کرمان و شرق کشور، چه در جنگ ۳۳ روزه لبنان و چه در مقابله با داعشِ ساخته آمریکا و رژیم صهیونیستی، رشادتهای بینظیری از خود نشان داد.
این کارشناس مسائل منطقه تأکید کرد: حضور مستقیم سردار سلیمانی در میادین نبرد، حتی فراتر از خطوط مقدم، همراهانش را نگران میکرد، اما این نه از روی ماجراجویی بلکه ناشی از شجاعت عقلانی، درک ضرورت میدان و نیاز به ارزیابی دقیق صحنه برای طراحی عملیات بود.
وی بیان کرد: سردار سلیمانی به عنوان فرمانده جبههها و مسئول مأموریت حساس نیروی قدس، روابطی کاملاً ارگانیک و تشکیلاتی داشت. شاخصها، مأموریتهای محوله، دستورالعملها، اولویتها و جلسات همه در وجود این بزرگوار متمرکز بود. با خصلتهای خاص حاج قاسم دوری از تشریفات و تکلف رابطه با وی، هم سازمانی و تشکیلاتی بود و هم عمیقاً انسانی.
سیدافقهی افزود: این شهید نظامی منضبط، جدی و حساس نسبت به حفاظت از امکانات، امنیت، اسرار و بیتالمال سپاه بود؛ چنانکه خاطره تکاندهنده دخترشان درباره برخورد سردار سلیمانی با برداشتن چند دانه توت خشک از ظرف سپاه و تأکید بر اینکه این بیتالمال است و باید جایگزین شود نشاندهنده عمق این تعهد است.
این کارشناس مسائل منطقه افزود: در میادین جنگ، با لباس خاکی، بدون نصب درجه و تشریفات و حتی گاهی با نهی از نزدیک شدن بیش از حد محافظان، حضور مییافت. فیلمهای موجود نشان میدهد این رفتارها نه برای ریاکاری یا تبلیغات، بلکه از ذات خاکی و متواضع وی نشأت میگرفت.
وی گفت: وقتی به خاکریزهای حساس و نزدیک به دشمن میرسید، با رزمندگان چه در جبهههای داخلی، چه در سوریه و دیگر مناطق تکتک دست میداد و دیدهبوسی میکرد، انگشترهایش را درمیآورد و به آنها میبخشید تا از زحماتشان قدردانی و آنها را تشویق کند. حتی در صحنهای در خانطومان سوریه، دلش برای گاوهای ولگرد و گرسنه ناشی از جنگ و بمباران میسوزد و دستور میدهد نان خشک برایشان بریزند؛ این نشاندهنده آشنایی عمیق حاج قاسم با روحیه حیوانات و توجه به حال آنها بود.
سیدافقهی تصریح کرد: دقت شهید سلیمانی به مسائل شرعی که به آن «فقه مقاومت» میگویند بینظیر بود. در اوج جهاد و جنگ، التزام کامل به احکام داشت؛ از سر وقت نماز خواندن و عدم آسیب به اموال عمومی گرفته تا احترام به اسرا و حلالیت طلبیدن از صاحبان اموال.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: خاطرهای از اقامت در منزلی مهجور اطراف موصل نقل شده که پس از استفاده از امکانات خانه، یادداشتی میگذارند تا اگر صاحبخانه پیدا شد، هم حلالیت طلبیده شود و هم مطالبات مالی احتمالی ادا شود. وفاداری وی به شهدا و فرزندان شهدا نیز همراه با خضوع و خشوعی فروتنانه بود.
سیدافقهی تأکید کرد: در میدان نبرد، پشت جبهه، در شهر، محل کار، میان خانوادههای شهدا و در دیدار با رهبران مقاومت، یک شخصیت واحد احساس میشد؛ همان قاسم سلیمانی که نامش لرزه بر اندام طاغوتها، ژنرالهای چهارستاره آمریکایی، بوش پسر، اوباما و ترامپ میانداخت. سردار سلیمانی با تحقیر خاصی از ترامپ بهعنوان «قمارباز» یاد میکرد و رهبران زیادهخواه و دغلکار جهان را کوچک میشمرد. در خطابهها میگفت که «من حریف شما هستم» و با امکانات موجود، خود را تعریف دشمنان میدانست.
وی در پایان گفت: شهید سلیمانی شخصیتی جامعالاطراف بود؛ در محراب عبادت آنچنان ضجه میزد که یاد شهدای صدر اسلام را زنده میکرد، در برابر خانواده شهدا مانند سیره حضرت امیر(ع) شبانه سر میزد و تواضع و خضوع نشان میداد، به جانبازان سرکشی میکرد و شخصاً جانبازان معلول و آسیبدیده را آبتنی و استحمام میداد بدون نام و نشان، تشریفات و سروصدا. این رفتارها بود که قاسم سلیمانی را ساخت و قاسم سلیمانی نیز این ارزشها را استمرار بخشید.
این کارشناس مسائل منطقه اظهار داشت: مسئله فلسطین در روح، نهاد و سلولهای وجود شهید سلیمانی جای داشت. همزمان با اوجگیری نهضت امام، سردار سلیمانی مجذوب شخصیت، شجاعت، پیامها و سخنرانیهای وی بهویژه در موضوع فلسطین شد. بنابراین، مسئله فلسطین از اوان جوانی، پس از انقلاب اسلامی، نخستین اولویت شهید سلیمانی پس از حفظ انقلاب بود؛ اولویت نجات فلسطین و مبارزه با رژیم صهیونیستی بود.
سیدافقهی افزود: با تشکیل نیروی قدس و پس از فرماندهان پیشین، نوبت به شهید سلیمانی رسید که حقاً و انصافاً جهش کمی و کیفی چشمگیری در این نیرو ایجاد کرد. وی تمام محورهای مقاومت را شخصاً گشته، با مردم، ویژگیها، جوامع، حکام، فرماندهان، رهبران سیاسی و احزاب این کشورها آشنایی عمیق داشت.
وی گفت: همه ظرفیتها، سفرها، دیدارها، ملاقاتها، دستورالعملها، توافقات و همکاریها تنها و تنها بهخاطر موضوع فلسطین بود. کمک به سوریه و اعزام نیرو به آنجا برای فلسطین بود؛ تقویت لبنان و حزبالله بهخاطر فلسطین بود چنانکه سید حسن نصرالله، سید هاشم صفیالدین و دیگر فرماندهان، عزیزان خود را برای فلسطین تقدیم کردند.
این کارشناس مسائل منطقه بیان داشت: ورود یمن به عملیات همزمان با طوفان الاقصی و وارد آمدن آسیبهای جدی به این کشور نیز به برکت همکاریها و تلاشهای شهید سلیمانی در ایجاد، تشکل و کمک به انصارالله به خاطر مسئله فلسطین بود.
سید افقهی در پایان خاطرنشان کرد: موضوع فلسطین در وجدان، اندیشه، استراتژی، طراحی، تکنیک و تاکتیکهای نظامی، امنیتی، فرهنگی، مقاومتی و نهضتی شهید سلیمانی رسوخ عمیقی داشت.