محمد شهبا در گفت و گو با خبرنگار سینمایی ایرنا در خصوص وضعیت پژوهش در سینمای ایران اظهار داشت: در سینمای ایران معمولاً پژوهش زمانی معنا پیدا میکند که فیلمی تاریخی، مستند یا علمیتخیلی ساخته شود؛ زیرا این گونهها ناگزیر از رجوع به منابع و اسناد هستند اما در شرایط فعلی که این ژانرها عملاً سهم اندکی در تولیدات دارند، پژوهش نیز از مسیر تولید کنار گذاشته شده است.
پژوهش در سینمای ایران هنوز شان حرفهای ندارد
او تاکید کرد: حتی اگر نام پژوهشگر در تیتراژ ذکر شود، در بسیاری از فیلمها معمولاً در بخشهای پایینی و کماهمیت قرار میگیرد. همین نحوه برخورد نشان میدهد که پژوهش در سینمای ایران هنوز شأن حرفهای ندارد و کمتر بهعنوان جزئی از فرآیند خلاقه شناخته میشود.
این پژوهشگر و مترجم حوزه سینما با بیان اینکه باید میان پژوهش نظری و پژوهش کاربردی تفاوت قائل شد، بیان داشت: پژوهش نظری سینما ذیل علوم انسانی تعریف میشود و الزاماً قرار نیست به تولید فیلم منجر شود. در واقع پژوهشهای نظری به افزایش دانش و فهم سینما کمک میکنند اما از آنها نمیتوان انتظار داشت مستقیماً کیفیت آثار سینمایی را تغییر دهند.
کار پژوهش نظری، تولید معرفت است نه اثر
وی با بیان اینکه کار پژوهش نظری، تولید معرفت است نه تولید اثر، ادامه داد: سینماگر ممکن است از این دانش استفاده کند اما هدف پژوهشگر تولید فیلم نیست. هرگونه انتظار برای «کاربردی شدن فوری پژوهش» نوعی بدفهمی از ماهیت تحقیقات نظری است.
شهبا تصریح کرد: پژوهشهای دانشگاهی در حوزه سینما گرچه در مقایسه با سایر هنرها گستردهتر است اما هنوز عمق و انسجام کافی ندارد. در ایران، نظریهپردازی بومی شکل نگرفته و اغلب پژوهشها بر پایهی نظریههای غربی انجام میشود.
پژوهش سینمایی در ایران بیشتر بر پایه سلیقه و علاقه شخصی پیش میرود
این پژوهشگر سینما در ادامه سخنان خود تأکید کرد: پژوهش سینمایی در ایران بیشتر بر پایه سلیقه و علاقه شخصی پیش میرود و هنوز به صورت نهادی و ساختاری سامان نیافته است. تاکنون هیچ نظام مشخصی برای هدایت و پشتیبانی از تحقیقات سینمایی شکل نگرفته و فعالیتهای انجامشده نیز غالباً پراکنده و شخصی بوده است.
وی تصریح کرد: هرچند سازمانها و نهادهایی در ظاهر برای تقویت پژوهش سینمایی تأسیس شدهاند اما در عمل نتوانستهاند جریان مؤثری ایجاد کنند.
شهبا با اشاره به تجربههای خود در نگارش و ترجمه متون سینمایی گفت: بخش عمده فعالیتهای من از سر علاقه و کنجکاوی شخصی بوده است نه به سفارش یا حمایت نهادی خاص. این یعنی پژوهشگر سینمایی در ایران بیشتر بر دوش انگیزه فردی حرکت میکند تا پشتیبانی سازمانی.
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به شکاف میان دانشگاه و صنعت سینما گفت: این دو حوزه در ایران ارتباط مؤثری با یکدیگر ندارند. در بسیاری از کشورها نیز چنین ارتباط مستقیمی به معنای رایج وجود ندارد و نمیتوان انتظار داشت دانشگاهها مستقیماً نیرو برای صنعت سینما تربیت کنند.
پیوند دادن دانشگاه به سینما از یک تفکر فرهنگیِ کلی سرچشمه گرفته است
وی اظهار داشت: پیوند دادن دانشگاه به صنعت سینما بیشتر از یک تفکر فرهنگیِ کلی سرچشمه گرفته است تا نیاز واقعی. هر سال صدها دانشجو در رشتههای سینمایی فارغالتحصیل میشوند اما ظرفیت تولید فیلم در کشور محدود است. نمیتوان انتظار داشت دانشگاه بهطور مستقیم برای چنین بازاری نیروی کار تربیت کند.
شهبا تأکید کرد: آموزش سینمایی باید در خدمت تربیت خلاقیت و تفکر باشد، نه اشتغالزایی فوری. پیوند دانشگاه و سینما اگر هم شکل گیرد، باید در سطح نظری و فکری باشد نه صرفاً در قالب قراردادهای کاری.
این نویسنده با اشاره به اهمیت برگزاری جایزه پژوهش سال سینمای ایران، اظهار داشت: چنین رویدادی میتواند انگیزهای برای دیده شدن پژوهشگران باشد. وزارت ارشاد در این زمینه نقش تشویقی دارد، در حالی که تعیین کیفیت مقالات و تحقیقات بر عهده وزارت علوم است.
وی بیان کرد: در فضایی که پژوهشگران کمتر شناخته میشوند، همین دیده شدن ارزشمند است. در کشوری که عموم مردم پژوهش نمیخوانند و رسانهها نیز به آن نمیپردازند، برگزاری جایزهای برای قدردانی از پژوهشگران میتواند نوعی اعتبار فرهنگی ایجاد کند.
نباید از این جوایز انتظار تغییر بنیادی داشت
شهبا گفت: نباید از این جوایز انتظار تغییر بنیادی داشت، همانگونه که جوایز سینمایی نیز تاکنون سبب تحول جدی در کیفیت فیلمها نشدهاند اما به هر حال اثر روانی و انگیزشی این جوایز را نباید نادیده گرفت.
این استاد دانشگاه با اشاره به نسبت میان نظریه و خلاقیت در فیلمنامهنویسی، گفت: آگاهی از نظریهها ضروری است اما نباید به دام آنها افتاد. در واقع تسلط بیش از حد بر نظریهها میتواند خلاقیت نویسنده را محدود کند. نویسنده باید قواعد را بشناسد تا بتواند آنها را بشکند. بسیاری از فیلمهای موفق دنیا لزوماً از ساختار سهپردهای کلاسیک پیروی نمیکنند. مهم این است که نویسنده بتواند روایت خاص خود را خلق کند.
شناخت نظریهها باید به رهایی از کلیشهها منجر شود، نه وابستگی به آنها
مترجم کتاب «فیلمنامهنویسی متفاوت»، گفت: این اثر بر همین نکته تأکید دارد و نشان میدهد که فیلمنامهنویسی صرفاً تکرار الگوهای تثبیتشده نیست. به بیان دیگر، شناخت نظریهها باید به رهایی از کلیشهها منجر شود، نه وابستگی به آنها.
وی در ادامه درباره نقش پژوهش در شیوه کار فیلمسازان نوگرا گفت: برای متفاوت بودن باید نخست دانست با چه چیزی تفاوت داریم. نوآوری بدون شناخت، به تکرار و ادعا تبدیل میشود. فیلمساز برای خلق فرم تازه باید به تاریخ سینما و تجربههای جهانی آگاه باشد؛ تنها در این صورت میتواند زبان شخصی خود را بیابد.
شهبا ادامه داد: وقتی یک فرم خاص موفق میشود، تکرار آن در آثار بعدی به سرعت به کلیشه تبدیل میشود. که نمونه آن را در تکرار برخی تجربههای موفق سینمای نوگرای ایران وجود دارد. در صورتی که پژوهش میتواند از این تکرار جلوگیری کند.
پژوهش در سینمای امروز ایران جایگاه چندانی ندارد
او تاکید کرد: پژوهش هرچند در سینمای امروز ایران جایگاه چندانی ندارد، اما برای آیندهی سینما حیاتی است. ممکن است اکنون فیلمسازان ما نیازی به پژوهش احساس نکنند، اما بدون مطالعه و تفکر، سینمای ایران در مسیر تکرار و سکون باقی خواهد ماند.
وی تصریح کرد: برگزاری رویدادهایی مانند جایزه پژوهش سال سینمای ایران میتواند آغازگر توجه دوباره به اهمیت تحقیق و مطالعه در عرصهی سینما باشد. این توجه هرچند در ابتدا جنبه نمادین دارد اما در بلندمدت میتواند به نهادینه شدن فرهنگ پژوهش در بدنهی سینمای کشور کمک کند. پژوهش اگرچه امروز حلقه گمشده سینمای ایران است اما بازگشت به آن تنها راه نجات و پویایی سینمای ملی در آینده خواهد بود.
آیین پایانی هشتمین دوره جایزه پژوهش سال سینمایی به دبیری علیرضا اسماعیلی چهارشنبه ۱۰ دی ماه در تالار رودکی برگزار می شود و از سالها زحمات محمد شهبا در زمینه پژوهش قدرانی خواهد شد.