به گزارش ایرنا، گفتن از مشکلات و روایت کردن از اتفاقات در زیست عمومی یک جامعه با فضاسازی روی یک شخصیت، در یک اثر نمایشی معمولا تکراری و کلیشهای شده، که میتوان نمونههای متعدد چنین مدلی را در سینمای جهان و ایران پیدا کرد.
عمده چنین آثاری برپایه ایجاد یک یا چند موقعیت دم دستی و اغراق آمیز سعی میکند به شکل نمادین همه یا اکثر مشکلات فردی و اجتماعی یک جامعه را رگباری و بدون وقفه به تصویر بکشد و بگوید که زندگی پر رنج است و همه چیز در فلاکت یک فرد به نمایندگی کل جامعه خلاصه میشود.
اولین ساخته پرویز شهبازی در فرمت سریال و برای شبکه نمایش خانگی، اما از این قاعده کمی مستثنا است. موبهمو یک ملودرام معمایی است که شروعی متفاوت و گیم گونه دارد و شخصیت اصلی قصهاش را در جایگاه اول شخص و در حال فرار از توهم/واقعیت/خواب خود نشان میدهد که دارد از دست طلبکار یا چیزی شبیه آن فرار میکند. گریم میرسعید مولویان در این کار متفاوت و بازی او بشدت به اندازه و نزدیک به درخشان است. سریال در کارگردانی قد بلندی دارد که قابها، زوایای دوربین، بازیها، و تدوین آن که کار مشتانه مهاجر یکی از بهترین تدوینگران سینمای ایران و تهیه کننده این کار نیز هست، نشان از رشادت آن دارد.
موبهمو ایده مرکزی خوبی دارد که در روند طرح کلی داستان نیز همگونی متناسبی ایجاد کرده و قصه را منسجم و بدون توی ذوق زدن از کلیشههای همیشگی پیش میبرد.
این ساخته شهبازی خلق دارم، نوع روایت، پردازش قصه و در کلیت امر میزانسن و دکوپاژ قابل توجهی دارد که تکلیف بیننده را از همان لحظه اول برای مواجه با یک اثر متفاوت روشن میکند. این سریال تازه سکوی شیدا قاعده همیشگی را بر هم زده و بدور از شعار و ادا سعی کرده اهم مشکلات ملموس در زیست امروزی را در زندگی یک شخصیت با دز به اندازه و زهر کم ترسیم کرده و به تصویر بکشد، بطوری که نه مخاطب با سیاه نمایی مواجه است و نه با یک فضاسازی فانتزی دور از واقعیت! بلکه ترسیم کننده واقعیتی است که در زندگی هر کدام از ما قابل پیش بینی و قابل رخ دادن است که در بیانش نه لکنت دارد و نه فاز سیاسی برمیدارد.
موبهمو نه قهرمان دارد و نه ضد قهرمان؛ شخصیت اصلی و خاکستری آن نیز دست خالی از پختگی نیست و در هر موقعیت و اتفاقی روند معماگونه را با چیدمان درست شخصیتها و معرفی آنها یک اثر با کارگردانی خوب را به رخ بکشد. که فیلمنامه، کارگردانی و تدوین سه ضلع موفقیت یک اثر در مدلی تکراری، اما ریتم و شمایلی نو و متفاوت باشد و آخرین ساخته شهبازی این مهم را حداقل در دست خالی سکوها برای ارائه یک اثر حتی متوسط ثابت کرده است.
این سریال هر چقدر در مولفههای نامبرده قابل ارزش است، در پیشبرد قصه برای کاشت معما کمی لنگ میزند، به نحوی که در همین دو قسمت ابتدایی شاهد ضرباهنگ و ریتمی خوب با موقعیتهای مناسب هستیم، اما انگار جهان قصه برای ادامه در قسمت سوم به بعد فریاد دست خالی بودن و کشدار شدن انگاشت بدبیاری در اتمسفر زیستی شخصیت اول میزند، که بنظر باید در پایان بندی قسمت دوم یک رخدادی خاصتر از خودکشی در ریل قطار را به مخاطب منتقل میکرد تا اوج پختگی خود را بیشتر از پیش ثابت کند، اما در همین حد نیز با یک اثر قابل قبول مواجه هستیم که ملودرامی اجتماعی با رگههای معمایی است که بدور از قابل پیش بینی بود، بیننده را با خود همراه خواهد کرد. هرچند باید صبر کرد یک یا دو قسمت از این کار بگذرد تا بفهمیم هر دو دست سازنده گل خواهد کاشت یا جفت پوچ میشود.
سریال «مو به مو» به کارگردانی پرویز شهبازی و بازی هانیه توسلی و بنیامین بهادری داستان مردی را روایت میکند که از فرش به عرش میرسد اما اتفاقاتی رخ میدهد که همه چیز را از دست میدهد.هانیه توسلی، میرسعید مولویان، بنیامین بهادری، حسن معجونی و الیکا ناصری بازیگران این سریال هستند.
منتقد و نویسنده