به گزارش خبرنگار دفاعپرس از گلستان، شهید «حاج عباس صفری» فرزند رضا در سال ۱۳۴۲ در روستای «آلوکلاته» از توابع شهر گرگان به دنیا آمد. با سپری شدن دوران کودکی به دبستان رفت و دوره ابتدایی را در زادگاهش و مقطع راهنمایی را در مدرسه فردوسی گرگان و دبیرستان را در دبیرستان بازرگانی در رشته فرهنگ و ادب به اتمام رساند.حاج عباس صفری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۶۱ به عضویت سپاه درآمد. یک ماه بعد از عضویت به جبهه رفت و در واحد اطلاعات و عملیات لشکر ۲۵ کربلا مشغول به خدمت شد. او رشادتهای زیادی از خود به نمایش گذاشت، یک بار نیز مجروح شد و سرانجام در یکی از سردترین روزهای زمستان در چهارم دی ماه سال ۱۳۶۵ در منطقهی عملیاتی «ام الرصاص» در عملیات کربلای ۴ پس از تلاشهای بسیار، بر اثر ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل شد.
شهید عباس حاجی صفری در وصیت نامه اش نوشت:
«ای مردم کمتر گناه کنید. حق الناس را رعایت کرده و مجری دستورات مقدس اسلام باشید...، پدر و مادر عزیزم، من نمیتوانم به شما بگویم که شما از جدایی مان با هم، ناراحت نباشید و اشک نریزید، ولی میگویم شما خدا را شکر کنید که سرانجام پس از چهار سال جهاد در راه خدا که خداوند بزرگ شهادت را نصیبم کرد.»ای مردم؛ این قدر به این دنیای نپردازید، به فکر آخرت هم باشید، از گناه دوری کنید و اطلاعت و عمل به دستورات اسلام را فراموش نکنید،ای مردم؛ برای رضای خدا دست از نفاق و پراکندگی بردارید و با هم وحدت داشته باشید، وای مسئولین عزیز؛ آنچه را برای مردم گفتم شامل حال شما هم میشود، به اضافه سه موضوع هم است که مملکت اسلامی را تهدید میکند، امیدوارم بتوانید با این تهدیدات برخورد قاطع به عمل آورید. اول اینکه: مسائلی از قبیل روابط جای ضوابط را نگیرد، دوم اینکه: اگر شما مسئولین خدای نخواسته بین شما اختلاف یا دشمنی باشد برای مملکت اسلامی و انقلابی بی خطرناک است، اگر با فلان مسئول وحدت نداشته باشید چکونه میتوانید مردم را به وحدت دعوت کنید، حداقل برای تائید حرفتان هم شده اختلافات را کنار بگذارید، سوم اینکه فساد اخلاقی، اعتیاد به مواد مخدر، مسائل قاچاق و قاچاقچی، احتکار و گرانفروشی، بدحجابی و بی تفاوتی مردم همه اینها خطراست.
سوم اینکه: شما باید با دشمن با قاطعیت و شدت و در میان خودتان با اخلاق اسلامی برخورد کنید. محیط سنگر را با دوستیها و محبتها نسبت به یکدیگر و باراز و نیاز نیمه شبستان خوب نگهدارید.
پدر و مادر عزیزم:
اگر چه شما به من علاقه بسیار داشتید، اگر چه شما بعد از شهادتم در سوگ رهایم از این قفس دنیای فانی که میلههای قفس را گناهان و وابستگیهای آنان به این دنیا تشکیل میدهد. شاهد نالههای جانسوز اشکهایتان خواهم بود، ولی شما توجه داشته باشید، وقتی اسلام و میهن و انقلاب اسلامی در حصار نابودی باشد زندگی ما جز ذلّت خواری چیز دیگری نیست ما باید مانند سالار شهیدان از همه چیز خودمان برای یاری دین اسلام بگذریم.
انتهای پیام/
∎