روز گذشته ارتش اسرائیل مدعی شد ایران نیروهای نیابتیاش را در منطقه با موشک و پهپاد تسلیح کرده و به آنها دستور حمله به اسرائیل داده است. برابر این ادعا، حوثیهای یمن بهعنوان نیروهای اصلی این اقدام معرفی شدند و در ادامه نیروهای دیگری در عراق و سوریه و همچنین لبنان به جمع نیروهای عملکننده علیه اسراییل میپیوندند.
ارتش اسرائیل همچنین مدعی شد ایرانیها در تماس مداوم با جنبش انصارالله یمن هستند و این ارتباط شامل تأمین سلاح، نفت و مواد اولیه برای آنها و همچنین آموزش و راهنمایی در زمینه نظامی است.
منابع ارتش اسراییل همچنین ادعا کردند در اراضی اشغالی نگرانیهایی وجود دارد مبنی بر اینکه ایران به گروههای مقاومت دستور دهد تا با استفاده از موشکهای بالستیک، پهپادها و تلاشهایی برای حمله زمینی، حملاتی را علیه جبهه داخلی اسرائیل انجام دهند.
این ادعاها در شرایطی طرح میشود که تهران بارها این سخنان را رد و البته تأکید کرد برای مواجهه و پاسخ کوبنده با هر نوع حمله نظامی آماده است. از دیگر سو نه در حوزه سیاسی و نه در حوزه نظامی، نشانهای مبنی بر اینکه تهران قصد دارد حملات جدیدی را شروع کند یا از نیابتیهایش چنین خواستهای داشته است، دیده نمیشود.
بعد از اتفاقاتی که در سوریه افتاد، همین رسانهها بارها اعلام کردند ارتباط جمهوری اسلامی ایران با نیروهای جبهه مقاومت تا حد زیادی قطع شده و مسیرهای انتقال پول و تسلیحات به این نیروها کاملاً مسدود است اما ریشه این پروپاگاندا دقیقاً چیست؟
با توجه به سفر قریبالوقوع «بنیامین نتانیاهو» به آمریکا و دیدار با «دونالد ترامپ»، به نظر میرسد این ادعاها، تلاشی برای فریب رییسجمهوری ایالات متحده است تا وارد جنگ با تهران شود یا از اسراییل برای آغاز چنین نبردی حمایت کند.
برای فهم بهتر این موضوع لازم است به یک هفته قبل برگردیم زمانی که ارتش اسراییل اقدام به ترور یکی از رهبران حماس در غزه کرد آن هم در شرایط استقرار آتشبسی که به ابتکار نماینده دونالد ترامپ بین اسراییل و حماس به دست آمد.
کاخ سفید در پی ترور فرمانده ارشد حماس توسط رژیم صهیونیستی که بدون هماهنگی با واشنگتن انجام شده بود، پیام تندی به تلآویو ارسال کرده و نسبت به پیامدهای این اقدام بر آتشبس شکننده غزه هشدار داد.
رسانههای آمریکایی نوشتند «دونالد ترامپ»، رییسجمهور آمریکا از اقدام رژیم صهیونیستی در ترور «رائد سعد»، یکی از فرماندههان برجسته گردانهای القسام در ۲۲ آذر بهشدت عصبانی است و بیم دارد که این عملیات «توافق غزه» و روند تثبیت آتشبس را که یکی از دستاوردهای اصلی خود میداند، مختل کند.
ترامپ توقف جنگ یا آتشبس بین تهران وتلآویو را نیز یکی از دستاوردهای خود میداند و در شرایط فعلی تمایلی برای نقض این آتشبس و آغاز درگیری بین جمهوری اسلامی ایران و اسراییل ندارد.
طی دو روز گذشته برخی رسانههای آمریکایی ضمن تحلیلهایی با استناد به منابع معتبر خود نوشتند بنیامین نتانیاهو در سفر خود به آمریکا تصمیم دارد «دونالد ترامپ» را به حمله به ایران تشویق کند. این پیشنهاد شامل موافقت و حمایت قاطع آمریکا از اسراییل برای آغاز نبردی دیگر یا آغاز این نبرد توسط ارتش آمریکا و بدون ورود مستقیم اسراییل میشود.
بنیامین نتانیاهو و همچنین جریان جنگطلب اسراییلی- آمریکایی متوجه این نکته شده است که برای اینکه بتواند نظر ترامپ و مشاورانش را جلب کند، لازم است فضا را متشنج و از جمهوری اسلامی ایران، چهرهای شیطانی و شرور بسازد.
پیشفرض این گروه بر آن است که اگر ایران را نه خطری بالقوه که خطری بالفعل نمایش بدهیم، احتمال جلب نظر واشنگتن و همراهی ارتش آمریکا با اسراییل و در نهایت آغاز مرحله دوم جنگ، ممکن خواهد شد.
آنچه که نتانیاهو نمیداند یا نمیخواهد بداند این است که ارتش آمریکا همه توان و تمرکز خود را در دریای کاراییپ گذاشته است و بابت جنگ اوکراین هم نگرانی بسیاری دارد و همچنین در یک جنگ اقتصادی تمامعیار با چین است و به همین دلیل، هیچ تمایلی برای ورود به یک جنگ حتی کوتاهمدت با تهران را ندارد و بسیار بعید است که بتواند نگاه و نظر رییسجمهور آمریکا را با نگاه و نظر خود همراه کند.
نکته بسیار مهم در پیوندِ با تلاش مهندسیشده اسراییل، واکنش مناسب دستگاه دیپلماسی است. وزارت امور خارجه و حتی برخی رسانههای مهم کشوری لازم است ضمن مردود اعلام دانستن این تحلیلها، به افکار عمومی منطقه و جهان بگویند که چنین قصدی ندارند همانگونه که تاکنون جمهوری اسلامی ایران آغازگر جنگی در منطقه نبود و از تریبونهای مراجع رسمی چون سازمان متحد نیز این اخبار را مردود اعلام و به این شکل، بازی تبلیغاتی اسراییل و امپراتوری رسانهای حامی خود را خنثی کند.
تحلیل جمله بر فضاسازی رسانهای اسراییل علیه جمهوری اسلامی در آستانه سفر «بنیامین نتانیاهو» به آمریکا
«بیبی» آرزوی جنگ دارد
از پایانِ جنگ دوازدهروزه که با حملات بامداد جمعه 23 خرداد به مناطقی از کشورمان آغاز شده بود تا امروز، جریانی در اسراییل و همچنین در رسانههای غربی بهطور مستمر در تلاش و تکاپو است تا به افکار عمومی منطقه و جهان اینگونه القا کند که جمهوری اسلامی ایران در آستانه دستیابی به بمب اتم، تقویت زیرساختهای موشکی و تدارک حملات پیشدستانه است و طی دو روز گذشته و در آستانه سفر «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر اسراییل به واشنگتن این تحلیلها رادیکالتر شد.
صاحبخبر -