شناسهٔ خبر: 76434480 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

استحاله ایدئولوژیک غرب و جهان

تهران- ایرنا-  قرن بیستم را می‌توان قرن ایدئولوژی‌ها نامید. سال‌هایی که در آن برخی ایدئولوژی‌هایی همچون کمونیسم، فاشیسم و... به وجود آمدند، اوج گرفتند و نابود شدند و برخی دیگر مانند لیبرالیسم، اومانیسم و شوونیسم به اوج خود رسیدند و افول کردند. اما قرن بیست و یکم، قرن استحاله ایدئولوژی‌هاست.

صاحب‌خبر -

دوره‌ای که در آن، خرده ایدئولوژی‌هایی مانند مائوئیسم چین، کمونیسم ویتنام و... با کاپیتالیسم سازش کردند و فقط نامی سیاسی از آنها باقی مانده است. اما اروپا نیز که مهد ایدئولوژی‌ها بوده و بسیاری از ایده‌های بزرگ همچون مارکسیسم، لیبرالیسم و... در این قاره زایش یافته، اکنون با ترس از استحاله به سر می‌برد. کمیسیون اروپا در سوم دسامبر ۲۰۲۵ طرحی را به تصویب رسانده به عنوان «شهروند اروپایی » که در آن، بر جلوگیری از دوگانه شدن اندیشه حقوق بشری تاکید کرده و به‌دنبال ممانعت از نابودی آن است.

این درحالی است که اتحادیه اروپا به عنوان مدعی حقوق بشر، در اوج کشتار غزه و جنایات رژیم صهیونیستی، نتوانست اقدام یکپارچه و چشمگیری برای جلوگیری از آن انجام دهد و به نحوی حقوق بشر را نادیده گرفت. امریکا نیز که روزی سردمدار حقوق بشر و دموکراسی بود و با گزارش‌های وزارت خارجه خود در مسائل داخلی دیگر کشورها تحت همین عنوان دخالت می‌کرد، در دوران ترامپ، دیگر داعیه آن را نداشته و بیشتر ترجیح می‌دهد به سرمایه‌گذاری و ثروت کشورهای دیگر فکر کند تا پایمال شدن حقوق مردم آن. باید تاکید کرد که «استحاله ایدئولوژیک » به معنای پایان ایدئولوژی نیست بلکه به معنای دگردیسی آن است. ایدئولوژی‌ها که روزی از باورهای عمیق و ساختارشکن منشأ می‌گرفتند اکنون به گفتمان‌های سیال، مدیریتی و هویتی تغییر مسیر داده‌اند. جهان امروز کمتر «ایدئولوژیک» به نظر می‌رسد، اما در واقع، ایدئولوژی در لایه‌های پنهان زندگی بشر و جهان حضور دارد. اما جهان و به خصوص غرب چگونه به اینجا رسید؟

۱- فروپاشی شوروی: پس از اضمحلال اتحاد جماهیر شوروی، به عنوان بزرگ‌ترین حامی ایدئولوژی‌هایی همچون کمونیسم، مارکسیسم و لنینیسم، جهان شاهد یک فروپاشی ایدئولوژیک بود که بعد از شکست آلمان و ایتالیا در جنگ جهانی دوم و نابودی مراکز ایدئولوژیک نازیسم و فاشیسم، ضربه بزرگی به اندیشه‌های آرمان‌گرایانه وارد گردید. خلأ بعد از فروپاشی شوروی در کشورهای کمونیست، به خوبی هویدا گردید به نحوی که سایر کشورهایی مانند ویتنام و حتی چین که همچنان احزاب کمونیست، قدرت را به دست داشتند با یک استحاله مواجه گردیدند.

۲- غلبه منطق عمل‌گرایی: با پدیدار شدن بحران‌های اقتصادی و کمبود منابع در قرن بیست ویکم، در بسیاری از جوامع «کارآمدی » جای «آرمان‌گرایی ایدئولوژیک » را گرفت و «سیاست » به «مدیریت و تکنوکراسی » تقلیل یافت. براین اساس، ایدئولوژی‌ها وقتی نمی‌توانند «نتیجه ملموس » ارایه دهند، استحاله می‌شوند یا به پوسته‌ای از شعار تبدیل می‌گردند.

۳- فرسایش روایت‌های کلان: پس از تجربه‌های قرن بیستم و فروپاشی ایدئولوژی‌های بزرگ، اعتماد عمومی جهانیان به وعده‌های نجات‌بخش ایدئولوژیک کاهش یافت و دولت‌های ایدئولوژیک مانند کره شمالی رو به سرکوب و خشونت آورده و کشورهای عقب مانده ایجاد کردند. این امر به «بدبینی تاریخی» نسبت به ایدئولوژی‌ها دامن زد.

۴- شتاب تحولات تکنولوژیک و اطلاعاتی: فناوری‌های دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی در قرن بیست و یکم، انحصار تفسیر واقعیت را از ایدئولوژی‌های کلاسیک گرفته و روایت‌های کلان را به روایت‌های خرد، متکثر و سیال تبدیل کرده و امکان نقد و فروپاشی سریع ایده‌ها را فراهم نمود. این واقعیت که ایدئولوژی‌ها به‌دلیل ماهیت‌شان که برای جوامع کند و ساختارمند طراحی شده، نمی‌توانند خودشان را با این شتاب سازگاری دهند.

۵- جهانی‌شدن و تداخل فرهنگ‌ها: روند جهانی‌شدن و ایجاد دهکده جهانی موجب گردیده است که مرزهای فکری و ارزشی سیال شوند و ایدئولوژی‌های بومی و بسته را در معرض تناقض‌های دایمی قرار دهند. در نتیجه، یا ایدئولوژی‌ها تغییر شکل می‌دهند یا دچار بحران مشروعیت می‌شوند.

استحاله ایدئولوژی‌ها، تاکنون نه به‌صورت فروپاشی کامل بلکه به‌شکل تغییر ماهیت، جابه‌جایی کارکرد و نامرئی‌شدن رخ داده است. کاهش باورها نسبت به ایدئولوژی‌های بزرگی همچون مارکسیسم، لیبرالیسم کلاسیک و... با افزایش روایت‌های هویتی و عقلی شکل گرفت. بدین مفهوم که عقل‌گرایی، آرمانگرایی را تحت تاثیر قرار داد و تلاش نمود براساس واقعیت‌ها، تعریف جدیدی از انسان و جهان پیرامون ارایه دهد و تعریف سنتی را تعدیل کند.

بدون آنکه قضاوت کنیم استحاله ایدئولوژی‌ها خوب بوده است یا بد، باید بپذیریم که جهان در حال تغییر می‌باشد و نگاه‌های جدیدی در حال شکل‌گیری است که به نوعی پولارالیسم فکری را شکل می‌دهد. تغییر ایدئولوژی‌ها در حالی که مردم جهان را به یکدیگر نزدیک می‌کند، می‌تواند ساختارهای جدیدی را شکل دهد که با منطق گذشته ما نمی‌خواند... باید مراقب آینده خود باشیم.

منبع: روزنامه اعتماد، ۲دی ۱۴۰۴