شناسهٔ خبر: 76076102 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تقریب | لینک خبر

بیداری ضد اسرائیلی آمریکایی

امروزه، شاهد کاهش قابل توجه حمایت از رابطه غیرمعمول و بسیار ممتاز بین ایالات متحده و اسرائیل در میان حزب جمهوری‌خواه، جناح راست و ملی‌گرایان هستیم.

صاحب‌خبر - به گزارش حوزه بین‌الملل خبرگزاری تقریب، دکتر سانیا فیصل الحسینی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه عربی-آمریکایی در فلسطین و نویسنده و محققی که مقالات سیاسی و تحقیقاتی متعددی منتشر کرده در یادداشتی که در سایت middleeastmonitor منتشر شد، نوشت: روزنامه مشهور آمریکایی نیویورک تایمز چند روز پیش در مورد افزایش آنچه که آن را "یهودی ستیزی جناح راست" توصیف کرد، هشدار داد و ظهور اختلافات جدی بین جمهوری خواهان در مورد حمایت آنها از اسرائیل و موضع آنها نسبت به یهودیان را تأیید کرد. امری که نشان دهنده تغییر نسلی در مواضع سنتی این حزب است. راست آمریکایی هرگز نگرانی برای اسرائیل نبوده است، بلکه چنین نگرانی از نظر تاریخی از چپ سیاسی، به ویژه در حزب دموکرات و جناح مترقی آن، ناشی شده است.

تاکر کارلسون، چهره رسانه‌ای محافظه‌کار، پس از انجام مصاحبه با نیک فوئنتس، ملی گرای سفیدپوست، با انتقادات شدیدی روبه‌رو شد. به همین ترتیب، جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور، از اظهار نظر در مورد این مصاحبه خودداری کرد، زیرا قبلاً مخالفت خود را با فوئنتس بیان کرده بود. دبورا لیپستاد، فرستاده ویژه سابق مبارزه با یهودستیزی، در زمان ریاست جمهوری جو بایدن، هشدار داد که مصاحبه کارلسون به ایده‌های فوئنتس مشروعیت می‌بخشد و به آنها بستری می‌دهد و آنها را وارد گفتمان سیاسی جریان اصلی می‌کند.

پس از وقایع ۷ اکتبر، نیک فوئنتس، کندیس اوونز و دیگران به پدیده‌ای تبدیل شده‌اند که به ویژه در حوزه سیاسی آمریکا قابل مشاهده است. اگرچه آنها قبلاً وجود داشتند، اما افزایش بینندگان آنها و توجه روزافزون به مسائلی که در پلتفرم‌های رسانه‌ای شخصی خود و در میان علاقه‌مندان به سیاست مطرح می‌کنند، اکنون نشان دهنده یک پیشرفت قابل توجه در چشم‌انداز آمریکا است. ماه گذشته، میانگین تعداد بینندگان برنامه «آمریکا اول» نیک فوئنتس، با وجود ممنوعیت از سرویس‌های پخش متعدد، به یک میلیون بیننده در هر قسمت رسید. کندیس اوونز به طور متوسط ​​حدود ۲.۳ میلیون بیننده و تاکر کارلسون به طور متوسط ​​۱.۲۵ میلیون بیننده داشتند و مصاحبه او با فوئنتس به تنهایی ۶.۵ میلیون بازدید داشت.

برای مثال، فوئنتس در آخرین قسمت خود، تمرکز خود را بر تضاد بین دو جناح در درون جناح راست، یکی طرفدار اسرائیل و دیگری ضد اسرائیل، ادامه داد، چیزی که می‌توان آن را به عنوان یک مبارزه ایدئولوژیک در درون حزب جمهوری‌خواه تفسیر کرد. گزارشی از نیویورک تایمز نشان داد که این معضل می‌تواند به نقطه مرکزی درگیری در انتخابات مقدماتی پیش رو در سال ۲۰۲۶ و انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ تبدیل شود.

فوئنتس، که در دهه بیست زندگی خود است، موضعی مخالف حمایت بی‌قید و شرط ایالات متحده از اسرائیل اتخاذ می‌کند و در مصاحبه خود با کارلسون خاطرنشان می‌کند که هرگونه حمایتی باید بر اساس منافع «اول آمریکا» باشد، نه وفاداری کورکورانه به اسرائیل. در همان مصاحبه، فوئنتس یهودیان را «قادر به جذب شدن» توصیف کرد و امکان جدایی یهودیان از اسرائیل را رد کرد. این نظر بر این واقعیت استوار است که برای بسیاری از یهودیان، دین، قومیت و هویت آنها عمیقاً با حمایت آنها از اسرائیل گره خورده است. با توجه به محبوبیت روزافزون فوئنتس، مواضع او در جامعه‌ای که سال‌هاست بحث در مورد چنین مسائلی را تابو می‌داند، خطرناک تلقی می‌شود.

پس از آن مصاحبه، اختلافی در محافل محافظه‌کار جمهوری‌خواه ایجاد شد. برخی از رهبران، اظهارات فوئنتس را یهودستیزانه دانستند، در حالی که برخی دیگر، به ویژه آن‌هایی که با رویکرد «اول آمریکا» همسو بودند، استدلال کردند که نظرات او ذیل آزادی بیان در داخل حزب قرار می‌گیرد و بحث در مورد نقش اسرائیل در سیاست ایالات متحده باید بر اساس منافع آمریکا باشد، نه وفاداری تزلزل‌ناپذیر به دیگران. این موضع، امکان هدایت انتقاد به سمت یهودیان و اسرائیل را فراهم می‌کند.

تاکر کارلسون روزنامه‌نگار، مجری و مفسر کهنه‌کار افکار عمومی است. او یکی از برجسته‌ترین مجریان فاکس نیوز بود و تا سال ۲۰۲۳ برنامه‌ای شناخته‌شده را در آنجا اجرا می‌کرد و پس از آن به سخنرانی از طریق پلتفرم‌های رسانه‌های دیجیتال مانند شبکه «ایکس» روی آورد. کارلسون با وجود ترک فاکس نیوز، همچنان تأثیرگذار باقی ماند، زیرا بسیاری از مخاطبان محافظه‌کار در آمریکا همچنان او را دنبال می‌کنند و ایده‌های او به شدت در این محافل طنین‌انداز است. کارلسون دیدگاه‌های محافظه‌کار جمهوری‌خواهان را در مورد مهاجرت، چندفرهنگی‌گرایی و جهانی شدن اتخاذ می‌کند و در سال‌های اخیر موضع انتقادی شدیدی نسبت به اسرائیل و رابطه آن با ایالات متحده اتخاذ کرده است. او به شدت از حمایت نظامی و سیاسی ایالات متحده از اسرائیل، به ویژه پس از جنگ غزه، انتقاد کرده و معتقد است که آمریکا منافع خود را به خطر می‌اندازد و خواستار «بی‌طرفی آمریکا» در این درگیری شده است. او از فلسطینی‌ها حمایت نمی‌کند؛ بلکه بر آنچه منافع کشور خود می‌داند تمرکز دارد.

تاکر کارلسون در مصاحبه‌های خود با نیک فوئنتس و نالین هیلی از اسرائیل انتقاد کرد. کارلسون در گفت‌وگوی خود با هیلی، روابط ایالات متحده و اسرائیل و نفوذ اسرائیل در سیاست آمریکا را مورد بحث قرار داد و دیدگاه خود را مبنی بر اینکه اسرائیل به جای منبع قدرت، «بار استراتژیک» بر دوش ایالات متحده است، تکرار کرد. هیلی، پسر نیکی هیلی، که در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ سفیر سابق ایالات متحده در سازمان ملل متحد بود، در سال گذشته به عنوان یک صدای جوان و تأثیرگذار جناح راست، توجه‌ها را به خود جلب کرده است. او استدلال کرد که حمایت عمیق و بی‌قید و شرط از اسرائیل مضر است و تأکید کرد که ایالات متحده نباید اسرائیل را به عنوان یک «متحد استثنایی دائمی» ببیند. هیلی خود را به عنوان صدای «نسل جوان‌تر» معرفی می‌کند که از اتحاد سنتی بین جنبش محافظه‌کار آمریکا و اسرائیل ناراضی است.

کاندیس اوونز یک فعال سیاسی و مفسر رسانه‌ای است که به خاطر مواضع محافظه‌کارانه‌اش شناخته می‌شود. او به خاطر انتقاد شدید از لیبرالیسم مشهور شد و در سال‌های اخیر به عنوان چهره‌ای برجسته در آنچه «راست جدید آمریکایی» نامیده می‌شود، ظهور کرده است. او در پلتفرم‌های رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی صحبت می‌کند و به نسلی قدیمی‌تر از فوئنتس تعلق دارد و از بینندگان قابل توجهی، به ویژه در میان بخش‌های وسیعی از جناح راست آمریکا، برخوردار است. در آخرین پخش خود، اوونز بر افشای رابطه بین اسرائیل و ارتباط صهیونیست‌ها با قتل چارلی کرک تمرکز کرد و ادعا کرد که شواهد یا نشانه‌هایی مبنی بر چنین دخالتی دارد.

این صرفاً نمونه‌ای از یک پدیده گسترده‌تر است که در ایالات متحده رواج دارد و توسط گروهی از چهره‌های راست‌گرا، که برخی از آنها از نسل‌های جوان‌تر هستند و برخی دیگر که شخصیت‌های رسانه‌ای یا تأثیرگذاران رسانه‌های اجتماعی هستند و از دنبال‌کنندگان قابل توجهی در میان مخاطبان راست‌گرا و جمهوری‌خواه برخوردارند، رهبری می‌شود. آنها مواضع انتقادی و روشنی دارند که ریشه در رد اتحاد سنتی با اسرائیل به نفع پیشبرد «اول آمریکا» دارد. در میان آنها می‌توان به ویوک راماسوامی، تاجر و فعال، کاری لیک، شخصیت رسانه‌ای و لورن چن، تأثیرگذار رسانه‌ای، اشاره کرد. تغییرات قابل توجهی نیز در نگرش جمهوری‌خواهان جوان نسبت به اسرائیل ظاهر شده است، زیرا حمایت سنتی پس از جنگ غزه و تشدید تنش‌های بعدی با لبنان و ایران کاهش یافته است. مطالعه‌ای که در دانشگاه نورث وسترن انجام شد نشان داد که تنها ۴۳ درصد از جوانانی که خود را جمهوری‌خواه می‌دانند از اسرائیل حمایت می‌کنند، در مقایسه با ۷۲ درصد در میان افراد ۶۵ سال به بالا. یک نظرسنجی واشنگتن پست همچنین نشان داد که درصد جمهوری‌خواهان زیر پنجاه سال که اسرائیل را مثبت می‌بینند، از ۶۳ درصد قبل از جنگ غزه به تنها ۴۸ درصد در حال حاضر به شدت کاهش یافته است.

در تحولی مرتبط، مارجوری تیلور گرین، نماینده جمهوری‌خواه کنگره، پس از اختلاف با ترامپ بر سر پرونده جفری اپستین و سایر پرونده‌ها، با وجود سال‌ها وفاداری قوی به او، چند روز پیش استعفای خود را از کنگره اعلام کرد. گرین آنچه را که او نسل‌کشی انجام شده توسط اسرائیل در غزه توصیف کرد، محکوم کرد و به اولین نماینده جمهوری‌خواه کنگره تبدیل شد که این موضوع را تصدیق می‌کند. او اظهار داشت که بمباران مداوم غیرنظامیان و کشتار کودکان، جنایتی علیه بشریت است و همچنین اشاره کرد که حمایت کورکورانه حزب جمهوری‌خواه از اسرائیل، تحت تأثیر کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپک)، به قیمت ارزش‌های بشردوستانه تمام می‌شود و به درگیری‌های منطقه‌ای به قیمت رنج غیرنظامیان دامن می‌زند.

وی تأیید کرد که ترجیح می‌دهد از موضعی که وفاداری کورکورانه را تحمیل می‌کند و آزادی بیان را محدود می‌کند، کناره‌گیری کند و افزود که انتقاد از اسرائیل به عنوان یهودستیزی، دستکاری و دسیسه‌چینی است. استعفای گرین دارای ابعاد استراتژیکی است که با شکافی که در جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» در حزب جمهوری‌خواه، به ویژه پس از وقایع ۷ اکتبر و مواضع بحث‌برانگیز ترامپ در مورد بسیاری از مسائل داخلی و خارجی، رخ داده است، مرتبط است. مایک جانسون، رئیس جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان، که از حامیان سرسخت اسرائیل است، خواستار منزوی کردن آنچه که او «انزواطلبان» در حزب، یعنی مخالفان جنگ و حمایت از اسرائیل، توصیف کرد، در طول انتخابات میان‌دوره‌ای شد. رهبران طرفدار اسرائیل قصد دارند با این چهره‌ها مبارزه کنند، زیرا آنها اکنون نمایانگر روند رو به رشدی در حزب هستند که موضع سنتی طرفدار اسرائیل را در سیاست خارجی ایالات متحده به چالش می‌کشد. نیویورک تایمز اخیراً این معضل را برجسته کرده و خاطرنشان کرده است که این موضوع می‌تواند به نقطه کانونی درگیری در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره ۲۰۲۶ و انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ تبدیل شود.

نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد که جمهوری‌خواهان به تدریج از حمایت سنتی و خودکار خود از اسرائیل فاصله می‌گیرند. نظرسنجی انجام شده در اواخر ماه اوت نشان داد که ۱۴ درصد از جمهوری‌خواهان آنچه را که در غزه برای فلسطینی‌ها اتفاق می‌افتد، «نسل‌کشی» توصیف کرده‌اند و ۲۴ درصد بر اساس نظرسنجی دیگری که توسط آسوشیتدپرس و NORC انجام شده، معتقدند که واکنش نظامی اسرائیل «بیش از حد» بوده است، اگرچه این درصدها همچنان کمتر از سایر بخش‌های جامعه آمریکا است. نیمی از مستقل‌ها و ۷۰ درصد از دموکرات‌ها گفتند که واکنش اسرائیل در غزه از حد قابل قبول فراتر رفته است. با این حال، مهم‌ترین یافته از نظرسنجی سوم آسوشیتدپرس به دست آمده است که در آن ۵۷ درصد از جمهوری‌خواهان گفتند که حمایت ایالات متحده، اقدامات اسرائیل در غزه را ممکن ساخته است. در میان مستقل‌ها و دموکرات‌ها، این باور به ترتیب از ۶۳ درصد و ۷۲ درصد فراتر رفت. اکثر جمهوری‌خواهان همچنین تأکید می‌کنند که ایالات متحده نباید در هیچ جنگی با ایران مداخله کند و در عوض باید مذاکره نماید.

دن کالدول، مشاور ارشد سابق پنتاگون و نزدیک به پیت هگست، وزیر دفاع، استدلال کرد که تمایل اسرائیل به جنگ با همسایگانش، پایگاه‌های ایالات متحده را به خطر می‌اندازد و ایالات متحده را به سمت درگیری سوق می‌دهد. وی افزود که پایان جنگ به ایالات متحده فرصتی می‌دهد تا کاری را که تقریباً یک دهه تلاش کرده و در انجام آن شکست خورده است، انجام دهد؛ توجیه و کاهش حضور خود در خاورمیانه. تئو فون، پادکستر محبوب، که در طول مبارزات انتخاباتی سال گذشته میزبان ترامپ بود و به خاطر ارتباط مجدد او با نسل جوان شناخته می‌شود، گفت که به نظر می‌رسد آنچه ایالات متحده انجام می‌دهد، صرفاً در خدمت منافع اسرائیل است. دیدگاه‌های فون، بحث بر سر روابط ایالات متحده و اسرائیل را تشدید می‌کند و درست مانند ترقی‌خواهان حزب دموکرات، صداهایی در جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» اکنون مشروعیت آیپک را زیر سوال می‌برند.

همچنین قابل توجه است که بنیاد هریتیج، که بخش زیادی از دستور کار سیاسی ترامپ را شکل داده است، خواستار قطع تدریجی کمک‌های ایالات متحده به اسرائیل است. به همین ترتیب، موسسه سیاست اول آمریکا (AFPI ) که بر ترویج دستور کار «اول آمریکا» در جنبش محافظه‌کار جمهوری‌خواه تمرکز دارد، اخیراً مقاله‌ای منتشر کرده که خواستار کاهش حمایت امنیتی و اقتصادی ایالات متحده از اسرائیل شده و اساساً پیشنهاد بازنگری در حمایت سنتی مطابق با اصول «اول آمریکا» را می‌دهد. هر دو موسسه به عنوان ستون‌های فکری عمل می‌کنند که ممکن است بر تصمیم‌گیرندگان در جریان جمهوری‌خواه تأثیر بگذارند.

به خوبی شناخته شده است که حزب جمهوری‌خواه با اکثریت زیادی، از اسرائیل حمایت می‌کند، اگرچه حمایت از اسرائیل به طور سنتی یک اجماع دو حزبی بوده است که هم دموکرات‌ها و هم جمهوری‌خواهان در آن سهیم بوده‌اند. قبل از سال ۱۹۴۸، ایالات متحده حمایت از حضور یهودیان در فلسطین را آغاز کرد و به تحکیم این حضور، به ویژه در اواخر دوران قیمومیت بریتانیا، کمک کرد. پس از آن سال، هر دو حزب شروع به ارائه حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل کردند. در دهه ۱۹۸۰، سیاست آمریکا پس از تصمیم انجیلی‌ها برای ورود به عرصه سیاسی، شاهد اتحادی بین راست انجیلی و حزب جمهوری‌خواه بود، تغییری قابل توجه که راه را برای به قدرت رسیدن رونالد ریگان هموار کرد. این تحول باعث شد تا نقش و نفوذ آیپک در حیات سیاسی آمریکا مورد تأکید و افزایش قرار گیرد و این لابی را در هسته سیاست‌گذاری ایالات متحده، به‌ویژه در مورد سیاست ایالات متحده در قبال اسرائیل، قرار دهد.
 
از سال ۱۹۴۸، حمایت از اسرائیل نقطه توافق بین هر دو حزب اصلی ایالات متحده بوده است. محبوبیت اسرائیل در حزب دموکرات به تدریج کاهش یافت، اما سخنرانی نتانیاهو در کنگره در سال ۲۰۱۵ علیه اوباما و توافق هسته‌ای ایران، نقطه عطفی در تعمیق این کاهش بود. امروزه، شاهد کاهش قابل توجه حمایت از رابطه غیرمعمول و بسیار ممتاز بین ایالات متحده و اسرائیل در میان حزب جمهوری‌خواه، جناح راست و ملی‌گرایان هستیم. اتحاد ایالات متحده و اسرائیل دیگر به اندازه گذشته محکم نیست و شکاف رو به گسترشی وجود دارد، شکافی که از قبل در خود حزب جمهوری‌خواه آغاز شده است، حزبی که برای دهه‌ها قوی‌ترین و متعهدترین حامی اسرائیل بود. رهبران آمریکایی، چه جمهوری‌خواه و چه دموکرات، از جمله خود رئیس‌جمهور ترامپ، به این شکاف اذعان دارند. این شکاف ممکن است به تدریج برای اولین بار از سال ۱۹۴۸ به تغییر در سیاست ایالات متحده در قبال اسرائیل منجر شود.

انتهای پیام/