شناسهٔ خبر: 76053261 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: تابناک | لینک خبر

یک شب نیمه شب !

تیپ ۶۵ نوهد؛ جایی که آموزش، مرز بین زنده ماندن و محو شدن است

تیپ ۶۵ نوهد از آن یگان‌هایی است که اسمش آرام می‌آید اما سنگینی‌اش مثل ضربه‌ای محکم روی ذهن می‌نشیند؛ یگانی که سرباز در آن فقط آموزش نمی‌بیند، دوباره از نو ساخته می‌شود. از پرش‌های نفس‌گیر تا بقا در بی‌رحم‌ترین محیط‌ها، از نبرد تن‌به‌تن تا نفوذ در دل تاریکی، نوهد جایی است که ضعف جایی برای نفس کشیدن ندارد و هر قدمش بوی سختی، قدرت و سکوت حساب‌شده می‌دهد. این گزارش روایتی است از دنیای مردانی که قرار است در لحظه‌ای که دیگران می‌ایستند، تازه آغاز کنند.

صاحب‌خبر -

تیپ ۶۵ نوهد؛ جایی که آموزش، مرز بین زنده ماندن و محو شدن است

 به گزارش  تابناک؛خاطرم هست مربی که برای آموزش ما آمده بود، لباس ارتش به تن داشت، کلاه سبز و پوتین‌های هوابرد، نگفته از ظاهرش خواندم که از نوهد آمده، گروهان را با یک صدای میانگین به خط کرد و شروع کرد به گفتن همین پاراگراف ، من سرگرد تکاور    *****  مربی شما در دوره  آموزش تخصصی و تکمیلی تکاوری هستم، شما اولین دوره هستید که توسط نوهد آموزش می‌بینید. آخر این دوره شما باید یک پاسخ در مقابل یک حرف داشته باشید ، شما بعد از این دوره در پاسخ نمی شود انجام داد باید بگوید : بنشین و تماشا کن ! از این دقیقه همه شما فارغ از درجه و رسته و یگان جذبی "سرباز" هستید . انگار خون در بدنم یخ زد ، این همان لحطه ای بود که فهمیدم " اینجا ، اونجا نیست !" .

 آموزشی که ۶ ماه طول کشید از ۳۰ داوطلب فقط ۸ نفر دوره را تمام کردند البته اگر آن ۳ نفر کمک مربی که در یگان به صورت نفوذی از تیپ ۶۵ آمده بودند که شرایط داوطلبان را از نردیک هم زیر نظر داشته باشند حساب نکنیم ! کلا می‌شود ۵ نفر فارغ التحصیل دوره! و این گزارش برای معرفی این تیپ است. تیپ ۶۵ نوهد.

 تیپ ۶۵ نوهد از آن یگان‌هایی است که اگر بخواهی فقط با آمار و اطلاعات خشک معرفی‌اش کنی، بخش بزرگی از واقعیت را از دست می‌دهی. چون نوهد یک سازمان نیست؛ یک فرهنگ است. فرهنگی که روی ستون‌هایی مثل تحمل، انضباط آهنین، توان ذهنی غیرعاد‌ی، و مهارت در عملیات‌های نامتقارن بنا شده. هر سربازی که قدم در این مسیر می‌گذارد، قبل از اینکه یاد بگیرد چطور بجنگد، باید یاد بگیرد چطور در بی‌رحم‌ترین شرایط ممکن نفس بکشد، چطور ذهنش را آرام نگه دارد، و چطور در نقطه‌ای که دیگران جا می‌زنند، تازه شروع به فکر کردن کند. نوهد را نمی‌شود با توضیح ساده معرفی کرد، چون نه مثل نیروهای خطی عمل می‌کند، نه آموزش‌هایش شبیه یگان‌های دیگر است و نه حتی فلسفه وجودی‌اش با واحدهای کلاسیک ارتش قابل مقایسه است.

تیپ ۶۵ نوهد؛ جایی که آموزش، مرز بین زنده ماندن و محو شدن است

مسیر ورود به نوهد از همان اولین روز، از همان لحظه‌ای که سرباز پایش را از دروازه می‌گذارد داخل، شروع می‌شود به غربال‌گری. تست‌ها آنقدر بی‌رحمانه و پی‌درپی طراحی شده‌اند که عملاً کسانی می‌مانند که نه فقط بدن قوی دارند، بلکه ذهنی مقاوم و شخصیتی سرسخت دارند. از دویدن‌های سنگین گرفته تا آزمون‌های اعتمادبه‌نفس، تیراندازی پایه، تحمل فشار روانی، آزمون‌های استقامت… همه برای این است که بفهمند این فرد در لحظه‌ای که وسط میدان واقعی زیر بار گرما، تشنگی، خستگی و ترس است، می‌تواند تصمیم درست بگیرد یا شکست می‌شود.

هر کسی که انتخاب می‌شود، تازه وارد دوره‌ای می‌شود که مثل پرت شدن در یک دنیای دیگر است. آموزش‌های ابتدایی نوهد عملاً با این دید طراحی شده که نیرو باید بتواند سه چیز را همزمان تحمل کند: کمبود، فشار، و ترس. در همین مرحله، نیروها اولین برخوردشان با سخت‌ترین اصول بقا را تجربه می‌کنند؛ نه در کتاب، نه روی تابلو، بلکه در میدان واقعی. پیدا کردن مسیر در شب بدون نقشه و دستگاه، حرکت طولانی با کمترین آب ممکن، کمین‌گذاری در خستگی مطلق، استتار در محیط‌های متغیر، و مهم‌تر از همه: آرام کردن ذهن در لحظه‌هایی که بدن دیگر توان ندارد.

تیپ ۶۵ نوهد؛ جایی که آموزش، مرز بین زنده ماندن و محو شدن است

بعد نوبت هوابرد می‌رسد؛ جایی که نوهد سال‌هاست نامش را با «پرش» گره زده. پرش‌های پایه فقط شروع کارند. کم‌کم سرباز می‌رود سراغ پرش تاکتیکی، چترهای ویژه، پرش با تجهیزات کامل، و نهایتاً پرش‌هایی که در شرایط واقعی جنگ انجام می‌شود؛ شب، باد شدید، فرود سخت، و منطقه ناآشنا. خیلی‌ها تصور می‌کنند سخت‌ترین بخش، ارتفاع است، اما سخت‌ترین بخش همان لحظه‌ای است که باید بدون ترس، با ذهن کاملاً آرام، از هوا وارد منطقه‌ای شوی که هیچ‌چیزش را نمی‌شناسی و فقط چند ثانیه وقت داری که روی نقطه درست فرود بیایی.

سرباز بعد از یاد گرفتن پرواز، باید یاد بگیرد در فاصله‌ای بجنگد که مرگ گاهی یک پلک زدن جلوتر است. نبرد نزدیک در نوهد، فقط مبارزه نیست؛ تبدیل بدن و ذهن به یک ماشین واکنش سریع است. تمرین‌هایی که در آن نیرو یاد می‌گیرد چطور به چاقو حمله کند، چطور یک مهاجم را بی‌صدا از پا دربیاورد، چطور از فاصله صفر تا چند متر شلیک کند بدون اینکه خطا کند، و چطور وارد اتاق شود و در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد شلیک کند یا نه. در همین بخش، تکلیف خیلی‌ها مشخص می‌شود؛ چون اینجا قدرت عضله مهم نیست، قدرت تصمیم است. کسی که در لحظه تردید کند، در میدان واقعی زنده نمی‌ماند.

اما شاید مهم‌ترین بخش آموزش نوهد، کار با محیط‌ها باشد. نوهد یک یگان چندمحیطی است. نیرو باید بتواند در کویر خشک، در کوهستان یخ‌زده، در جنگل مرطوب، و حتی در برف عمیق، نه فقط زنده بماند بلکه مأموریت انجام دهد. در کویر یاد می‌گیرد چطور بدون آب زنده بماند، چطور ردپا نگذارد، چطور در گرمای مطلق حرکت کند. در کوهستان یاد می‌گیرد چگونه با کوله سنگین بالا برود، در ارتفاع کمین کند، و در شیب تیراندازی دقیق داشته باشد. جنگل درس دیگری دارد؛ حرکت بی‌صدا، استتار کامل، و مقابله با کمین‌هایی که در چند قدمی شکل می‌گیرد. در برف همه چیز سخت‌تر است؛ از تنفس گرفته تا شلیک. ساخت پناهگاه یخی، کنترل یخ‌زدگی، راه رفتن در شیب‌های یخ‌زده، و تیراندازی با دستان یخ‌زده فقط بخشی از تمرین‌های این محیط است.

وقتی نیروها از این مسیرها عبور می‌کنند، تازه نوبت یادگیری عملیات‌های پیچیده‌تر می‌شود؛ نفوذ، شناسایی عمیق، ورود بی‌صدا به منطقه دشمن، هدایت آتش، تخریب انتخابی، گروگان‌گیری و گروگان‌گیری معکوس، عملیات شهری و ضدشورش، عملیات ارتفاعات، عملیات مقابله با شبه‌نظامیان و تروریست‌ها، و حتی مأموریت‌های ترکیبی که از لحاظ زمان‌بندی و فشار روانی، سرباز را وارد مرحله‌ای می‌کند که باید علاوه بر مهارت، باور داشته باشد که توان انجامش را دارد.

نوهد از آن یگان‌هایی است که مأموریت‌هایش معمولاً روی خروجی رسانه‌ها نمی‌آید. بخش زیادی از مأموریت‌های سال‌های گذشته این یگان در سکوت انجام شده. در مناطق مرزی، در عملیات‌های پاکسازی، در مأموریت‌های ضدتروریستی، در پشتیبانی از عملیات‌های محرمانه، و حتی در همکاری‌های محدود با برخی کشورهای دوست در حوزه آموزش و انتقال تجربه. ویژگی مشترک همه این مأموریت‌ها این است که اگر نام نوهد در خبر نیامده، یعنی مأموریت با دقت انجام شده.

تیپ ۶۵ نوهد؛ جایی که آموزش، مرز بین زنده ماندن و محو شدن است

تجهیزات نوهد بسته به مأموریت تغییر می‌کند. از سلاح‌های سبک ارتقایافته تا سیستم‌های دید در شب، دوربین‌های حرارتی، چترهای ویژه، کوله‌های حمله سریع، تجهیزات ارتباطی رمزگذاری‌شده، نارنجک‌های تخصصی، و مهمات کم‌صدا. این تنوع تجهیزات نشان می‌دهد که ماموریت‌های نوهد محدود به یک سناریوی مشخص نیست. این یگان برای مأموریت‌هایی طراحی شده که نیاز به انعطاف، سرعت، سکوت، و دقت دارند.

اما چیزی که نوهد را واقعاً از دیگر یگان‌ها جدا می‌کند، نه چترهایش، نه تجهیزاتش، نه حتی آموزش بی‌رحمانه‌اش؛ روحیه نوهد است. روحیه‌ای که در آن شکست بخشی از تمرین است، سختی بخشی از مسیر است، و درد بخشی از ساختن است. روحیه‌ای که به نیرو یاد می‌دهد اگر افتادی، مهم نیست کی دیده؛ بلند شو و برو جلوتر. نیروهای نوهد می‌دانند که در میدان واقعی هیچ‌چیز طبق برنامه پیش نمی‌رود. مسیر اشتباه می‌شود، آب تمام می‌شود، باد چتر را منحرف می‌کند، دشمن جلوتر از انتظار پدیدار می‌شود. سرباز نوهد باید آماده باشد که در لحظه آخر برنامه را عوض کند و همچنان کنترل اوضاع را در دست بگیرد.

وقتی دوره‌ها تمام می‌شود، نیرو تازه وارد مرحله‌ای می‌شود که می‌توان اسمش را «آغاز حرفه‌ای‌گری» گذاشت. نوهد هر سال دوره‌های تکمیلی دارد. هر سال پرش‌های جدید، تیراندازی در شرایط سخت، تمرین‌های شبانه، تمرین‌های چندمحیطی، عملیات مشترک با واحدهای دیگر. این مسیر هیچ‌وقت تمام نمی‌شود؛ چون نوهد یگانی نیست که سرباز در آن «فارغ‌التحصیل» شود، بلکه یگانی است که هر سال دوباره ساخته می‌شود.

 اگر بخواهیم نوهد را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت نوهد یک یگان نیست، یک نگاه به جنگ است. نگاهی که در آن سکوت از سر ترس نیست، از سر اطمینان است. نگاهی که در آن مأموریت‌ها با کمترین سر و صدا انجام می‌شوند، اما اثرشان تا مدت‌ها در میدان باقی می‌ماند. نوهد یک فرهنگ است؛ فرهنگی که سرباز را تبدیل می‌کند به کسی که اگر روزی به نقطه‌ای رسید که همه چیز می‌گوید «نمی‌شود»، فقط یک جمله می‌گوید: تماشا کن.

تیپ ۶۵ نوهد؛ جایی که آموزش، مرز بین زنده ماندن و محو شدن است تیپ ۶۵ نوهد؛ جایی که آموزش، مرز بین زنده ماندن و محو شدن است تیپ ۶۵ نوهد؛ جایی که آموزش، مرز بین زنده ماندن و محو شدن است تیپ ۶۵ نوهد؛ جایی که آموزش، مرز بین زنده ماندن و محو شدن است