شناسهٔ خبر: 76047911 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: همشهری آنلاین | لینک خبر

دردسرهای نام‌ها و رویکردها در جشنواره جهانی فجر | نوری بیلگه جیلان؛ برگ برنده یا پاشنه آشیل؟

چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر خصیصه‌هایی دارد شبیه باقی جشنواره‌های سینمایی و هنری داخلی که هر ساله برگزار می‌شوند و با تغییر دبیر و کادرِ برگزاری هم تغییر بنیادینی نمی‌کنند.

صاحب‌خبر -

همشهری آنلاین: ویژگی اصلی این جشنواره نفس برگزاری آن است؛ به چه معنا؟ یعنی برگزاری جشنواره از خود فیلم‌ها و کارگردانان و بازیگران و سایر اجزائش مهم‌تر است. در حالی که جشنواره‌ها با کیفیت فیلم‌ها و اشتیاق و شوری که برای تماشای فیلم در سالن تاریک سینما پدید می‌آورند ارزیابی می‌شوند، جشنواره جهانی فجر به دلایل مختلف نتوانست شوقی را که نیازمند هر جشنواره‌ای است رقم بزند. اما چرا چنین است؟ شاید این گزارش بتواند پاسخی به این سوال بدهد.

ادای احترام با دست خالی

جشنواره با فیلم ترمیم‌شده «زیر درختان زیتون» عباس کیارستمی افتتاح شد که یکی از شاهکارهای تاریخ سینماست، ولی جشنواره‌ها از تازه‌ها جذابیت می‌گیرند و به کلاسیک‌ها ادای احترام می‌کنند. با اینکه دیدن فیلم بر پرده یکی از سالن‌های مجموعه سینمایی شهر آفتاب در شیراز، مخصوصا برای نسلی که شانس تماشای این فیلم بی‌همتا را بر پرده نداشته، تجربه‌ای شگرف بود، اما جشنواره با این افتتاح از همان ابتدا نشان داد دستش چندان پر نیست. نمایش ترمیم‌شده‌ها می‌توانست بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، اگر فیلم‌های اکران‌نشده و جدید جذاب‌تری در برنامه‌اش گنجانده شده بود. ترمیم‌شده‌ها قبلا و در زمان خودشان به جشنواره‌های دیگری اعتبار داده بودند و نمی‌شد دوباره از چاه آنها آب کشید و زمین چهل و سومین جشنواره فجر را آبیاری کرد.

نه هر فیلمی، نه هر جشنواره‌ای

رویکرد این دوره جشنواره، به گفته دبیرش، شاعرانه است. رویکرد شاعرانه به سینما را می‌توان به انحای مختلف تعبیر کرد، اما درباره جشنواره فجر محل برگزاری آن که شیراز است و مشهور به شهر شعر و ادب، گویا در اتخاذ این رویکرد بیشترین نقش را داشته است. از سوی دیگر، تاکید بر سینمای عباس کیارستمی به عنوان چهره جهانی سینمای ایران که پوستر اصلی جشنواره هم عکس اوست، در انتخاب این رویکرد نقش موثری داشته که خود جای بحث دارد. با این حال، خیلی سخت بتوان همه فیلم‌های حاضر در جشنواره را به چنین رویکردی منتسب کرد. برای نمونه، «زمانی در ابدیت» ساخته مهدی نوروزیان فیلمی است که شاعرانگی سینمایی را در حد گنجاندن شعرهایی در دیالوگ‌ها و پارچه‌های رقصان در هوا درک کرده است. جشنواره فجر اگر قرار است جهانی باشد و اگر اصرار بر رویکردی خاص در انتخاب فیلم‌ها دارد، باید بهترین نمونه‌ها را انتخاب کند. جایی منتقدی فرنگی نوشته بود برای هر فیلمی جشنواره‌ای هست، اما هر فیلمی برای هر جشنواره‌ای مناسب نیست.

فرصتی که از دست رفت

نوری بیلگه جیلان قرار بود به برگ برنده جشنواره تبدیل شود که شد پاشنه آشیل آن. عده‌ای به حضورش در فجر معترض شدند و جیلان رخ نشان نداد. در نشست رسانه‌ای جشنواره، «همشهری» این موضوع را مطرح کرد که کارگردان برجسته ترکیه‌ای کلا رسانه‌گریز است و آیا جشنواره می‌تواند او را به تعامل با رسانه‌ها ملزم کند یا خیر که دبیر جشنواره هم به طور ضمنی تایید کرد روی شخصیتی مثل جیلان نمی‌توانند کنترلی داشته باشند. در عمل هم همین شد. آمدن جیلان به جشنواره، نام جشنواره را تا رسانه‌ای مثل «ورایتی» هم کشاند، اما همراه با اعتراض و جنجال. اگر جشنواره همه تخم‌مرغ‌هایش را در سبد جیلان نچیده بود و جز او چهره مهم دیگری به جشنواره دعوت شده بود احتمالا فشارها از روی جیلان برداشته می‌شد. هر چند مهم‌تر از جیلان، انتخاب فیلم خوب برای جشنواره بود.

جهانی بدون جهانی

جشنواره مهمان خارجی داشت، هرچند نام‌ناآشنا، اما بیشتر از آن آدم‌هایی بود که انگار آمده بودند یا دعوت شده بودند جشنواره را شلوغ و پررونق جلوه دهند. علاقه به جشنواره باید به طور طبیعی از دل تماشاگران مشتاقش بجوشد. صرف حضور پر تعداد راهنمایان و مترجمان غریبه با سینما به هیچ جشنواره‌ای رونق نمی‌دهد.