تیم ملی فوتسال زنان ایران در نخستین دوره جام جهانی با کسب یک برد و دو شکست نتوانست جواز صعود از گروه مرگ مسابقات را به دست آورد.
به گزارش «اعتماد» شاگردان شهرزاد مظفر که با تیمهای ملی برزیل، ایتالیا و پاناما همگروه بودند مسابقات را با شکست 4 بر یک برابر برزیل تیم اول دنیا به اتمام رساندند. سپس با نتیجه 6 بر 2 پاناما را شکست دادند تا در روز پایانی به مصاف ایتالیا بروند. ایران و ایتالیا روز گذشته در شرایطی برابر هم قرار گرفتند که دختران ایران حتما باید 3 امتیاز را به دست میآوردند. ایران در این بازی با وجود نمایش خوب و زدن گل نخست در نهایت نتوانست از سد تیم قدرتمند ایتالیا بگذرد. ایران با این نتیجه با کسب 3 امتیاز و ایستادن در جایگاه سوم به کار خود در جام جهانی پایان داد. برای بررسی عملکرد تیم ملی ایران با فاطمه شریف، کارشناس و مربی فوتسال کشورمان به گفتوگو نشستیم.
در مجموع، عملکرد تیم ملی را در نخستین تجربهاش در جام جهانی چطور ارزیابی میکنید؟
به نظر من با توجه به شرایط، در کل عملکرد خوبی داشتیم. به هر حال باید ببینیم چه کاشتهایم و انتظار چه برداشتی را داریم. مثلا اگر گندم بکاریم، نباید انتظار برداشت سیب داشته باشیم. تدارکاتی که در ماههای اخیر در نظر گرفته شد، خوب بود؛ ولی جام جهانی یک پروسه کوتاهمدت نیست و هر چهار سال یک بار برگزار میشود. ما در این چهار سال واقعا کار مداومی انجام ندادیم و نهایتا در دو ماه اخیر، دو بازی دوستانه با لهستان و نیوزیلند داشتیم که دقیقا قبل از شروع جام جهانی برگزار شد. مقابل ایتالیا ۳۰ دقیقه مقاومت خوبی داشتیم، ولی متأسفانه در نهایت نتیجه را به حریف واگذار کردیم.
میخواهم کمی عقبتر برویم. تغییر و تحولی که در کادر فنی اتفاق افتاد - یعنی رفتن خانم سلیمانی و آمدن خانم مظفر - را با توجه به نتایجی که الان به دست آوردیم، چطور ارزیابی میکنید؟ مثبت یا منفی؟
به نظر من این تغییر، تحول مثبتی بود؛ چرا که خانم مظفر از مدرسین فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) هستند. از زحمات خانم سلیمانی هم تشکر میکنم، ولی اگر در جام ملتهای آسیا به فینال راه پیدا میکردیم - در اردیبهشت امسال - قطعا در رنکینگ بالاتری قرار میگرفتیم منتها با سرمربیگری خانم سلیمانی سوم شدیم. مثلا تیم ژاپن یا تایلند را ببینید که فینالیست شدند و در سید دو قرار گرفتند. ژاپن بدون هیچ دغدغهای به دور بعد صعود کرد و حتی تایلند هم شرایط بهتری داشت و میتوانست صعود کند اما بازی مقابل کلمبیا را واگذار کرد. فکر میکنم اگر نتیجه بهتری در آسیا میگرفتیم، شاید الان شرایط متفاوت بود. در کل، به نظر من تغییر کادر فنی مثبت بود. منتها باز هم تاکید میکنم زمان کم بود و انجام تغییر نسل سخت بود. نمیتوان به راحتی از بازیکنان با تجربه چشمپوشی کرد و بازیکنان جوان را در زمان کم ساخت. شاید اگر این تغییر یک سال زودتر اتفاق میافتاد، الان شاهد حضور جوانهای بیشتری در تیم ملی بودیم.
این حس وجود دارد که بچههای تیم ملی مقابل برزیل کمی طول کشید تا متوجه شوند که میتوانند مقابل برزیل بازی کنند و حتی کارهای فردی انجام بدهند. موافقید که ما جام را با فضای ذهنی ناآمادهای آغاز کردیم؟
اولین دوره جام جهانی و اولین بازی در هر تورنمنت، به خودی خود استرسهایی برای بازیکنان و کادر به وجود میآورد. حالا این را در کنار این موضوع بگذارید که اولین بازی جام جهانی ما مقابل تیم ملی برزیل بود. قطعا صحبت شما درست است و آن خودباوری و اعتماد به نفس لازم را نداشتیم. در بازی برزیل، با توجه به برنامهای که کادر فنی داشت، فکر میکنم استراتژی ما در بازی برزیل این بود که گل کمتری دریافت کنیم تا اگر در بازی با ایتالیا مثلا مساوی گرفتیم، با توجه به تفاضل گل، شانس صعود داشته باشیم. متأسفانه بازی مقابل پاناما و نتیجه ۱۷ بر صفر ایتالیا، کل برنامه ما را بر هم زد. بازی ایتالیا و پاناما بسیار عجیب بود و واقعا نقشه بازی ما را مختل کرد.
فکر میکنم با توجه به ذهنیتی که اغلب هواداران فوتبال زنان داشتند، انتظار میرفت با گلهای بیشتری شکست بخوریم؛ ولی با اختلاف سه گل، به نظر من نتیجه چندان بدی نبود.
برای شروع یک بار در جام جهانی آزمایشی - که به صورت جام جهانی کوچک در گواتمالا برگزار شد - در سال ۲۰۱۵ یا ۲۰۱۶، شش بر صفر به برزیل باختیم. یک بار دیگر هم در جام جهانی آزمایشی در پرتغال، شش بر یک به برزیل باختیم. با در نظر گرفتن این سابقه، به نظر من عملکرد مقابل برزیل در این جام جهانی - با توجه به تواناییهای تیم ما - بد نبود.
حالا برسیم به بازی پاناما؛ آیا میتوانستیم با اختلاف گل بیشتری ببریم؟ یا واقعا حداکثر توانمان همان بود؟ مخصوصا اینکه قبل از ما ایتالیا 17 تا به این تیم زده بود ولی ما دو گل هم خوردیم.
یکی از اشتباهاتی که در ذهن بازیکنان ایجاد میشود، مقایسه بازی به بازی است. مثلا اینکه ایتالیا ۱۷ گل به پاناما زده، پس ما هم باید گلهای بیشتری میزدیم. این مقایسه فشار روانی ایجاد میکند. به نظر من در بازی پاناما، به جز دقایقی که بازیکنان احساساتی شدند و کارهای فردی را بر کار تیمی ترجیح دادند - مثلا در 10 دقیقه اول نیمه اول و 10 دقیقه آخر نیمه دوم - در بقیه زمان بازی، هر کس دوست داشت خودش گل بزند. با توجه به اینکه گل زدن در جام جهانی و قرار گرفتن در لیست گلزنان، یک افتخار برای هر بازیکن است، فکر میکنم این موضوع باعث محرومیت ما از گلهای بیشتر شد. همچنین، دستکم گرفتن تیم پاناما - به خاطر نتیجه ۱۷ بر صفر مقابل ایتالیا - باعث شد دو گل نیز از آنان دریافت کنیم. به نظر من مقایسه بازی به بازی کار کاملا اشتباهی است. هر بازی شرایط و دیالوگهای متفاوتی دارد. مثلا اگر بخواهیم مقایسه کنیم، ممکن است بگوییم ما چهار بر یک مقابل برزیل باختیم اما ایتالیا شش بر یک باخت، پس ما باید ایتالیا را ببریم. یا از زاویه دیگر پاناما ۱۷ گل از ایتالیا خورد، از ما 6 گل، پس ما باید به ایتالیا ببازیم. هر بازی شرایط خاص خود را دارد و مقایسه آن منطقی نیست. ایتالیا در این سالها سرمایهگذاری زیادی کرده است. بزرگترین دلیل من این است که تعداد زیادی از بازیکنان برزیلی و آرژانتینی در لیگ ایتالیا فعالیت میکنند. از ۱۴ بازیکن حاضر در جام جهانی، ۶ بازیکن در لیگ ایتالیا بازی میکنند.
در حوزه ورزش زنان، یک نگاه کلی وجود دارد؛ یک نگاه حمایتی از طرف جامعه و رسانه. مثلا الان میگوییم با وجود همه شرایطی که میدانیم و محدودیتهایی که وجود دارد و امکاناتی که فراهم نشده، جانانه جنگیدیم. این نگاه حمایتی تا جایی مثبت است، ولی از جایی ممکن است جلوی پیشرفت را بگیرد. سوال اینجاست: مرز این نگاه کجاست؟ چگونه هم از بازیکنان حمایت کنیم تا فشار بیش از حد به آنان وارد نشود و هم اجازه ندهیم این نگاه باعث درجا زدن شود؟
به نظر من، زمانی میتوانیم این مرز را مشخص کنیم که رسیدگی به فوتسال بانوان در حد تیمهای بزرگی مثل برزیل و ایتالیا باشد. وقتی رسیدگی در آن حد نباشد، ناخودآگاه نگاه حمایتی شکل میگیرد. مثلا فدراسیون فوتبال میتوانست مربیان جوان و مستعد را به جام جهانی بفرستد تا از نزدیک مسابقات را ببینند و تبادل تجربه کنند. این تنها یک بخش کوچک از کار است. در بخش بازیکنان، چه تلاشی کردهایم که بازیکنان ما به لیگهای معتبر ایتالیا، اسپانیا یا پرتغال بروند؟ نه صرفا به کشورهایی مثل مالدیو یا کویت که سطح پایینتری دارند. باید شرایطی فراهم کنیم که بازیکنان و مربیانمان در سطح بینالمللی با تیمهای خوب بازی و همکاری کنند. ما با تیم ملی روسیه دو بازی انجام دادیم. با روسیهای که به دلیل تحریمهای فیفا در هیچ مسابقهای شرکت نمیکند و تنها بازیهای دوستانه انجام میدهد. دو بازی دیگرمان با نیوزیلند که یکی از ضعیفترین تیمهای جام جهانی بود و با اختلاف گل زیاد باخت و حتی یک گل در مسابقات نزد و با لهستان بود. لهستان البته تیم نسبتا خوبی بود که آن هم حذف شد بود. لهستان با شکست برابر مراکش از جام کنار رفت. ما حالا متوجه شدیم که باید با تیمهای معتبرتری مثل پرتغال، اسپانیا، برزیل، ایتالیا، کلمبیا و آرژانتین بازی دوستانه داشته باشیم. آن وقت میتوانیم ادعا کنیم که مرزها برداشته شده و نگاهمان به این سمت میرود که از برزیل و ایتالیا امتیاز بگیریم.