دیدار پرسپولیس مقابل شمسآذر قزوین، نه شب درخشان شاگردان اوسمار ویرا بود و نه عملکردی کامل از خود به نمایش گذاشتند؛ اما در دل همین کیفیت متوسط، نشانههایی از روندی دیده شد که اوسمار ویرا تلاش دارد آن را ثابت کند: تثبیت نقشها، ساختن اضافهکاریِ بازیکنان در حمله، و برگرداندن تیم به مسیر اعتمادبهنفس.
پرسپولیس مقابل شمسآذر، یک بازی ۲۰ دقیقهای داشت و یک بازی ۷۰ دقیقهای؛ بیتعارف، بخش عمده مسابقه همان چیزی بود که از تیمی تازه از تعطیلات ملی بیرونآمده که آخرین بازی رسمی خود را سه هفته پیش انجام داده انتظار میرود: ریتم نامنظم، فاصله خطوط، و افت در گردش توپ. اما تفاوت همینجاست؛ تیمی که روز بد دارد، اما همچنان برنده میشود. اوسمار ویرا کاری کرده که حتی روزهای خاموش تیم هم با برد همراه باشد.

گل اول پرسپولیس مقابل شمس آذر، گل یک تیم نبود؛ گل یک بازیکن باتجربه بود. سروش رفیعی هنوز همان باگ قدیمی خط میانی است؛ همان بازیکنی که با هر حرکت، نوسان کیفیتش توی چشم میزند. اما یک فرق بزرگ با گذشته دارد: او دو هفته است که در لحظههای مهم، روی گل تأثیر مستقیم دارد. وظیفهاش گلزنی نیست، اما همین تأثیر در نتیجه باعث شده حضورش از یک ضعف ثابت، تبدیل شود به یک کمک اضطراری. گل امروز او از همان جنسهایی بود که فقط یک بازیکن با تجربهی زیاد و حس زمانبندی درست میزند؛ توپِ نیمهدفعشدهای که سروش با یک ضربه محکم تمامش کرد.
اوستون اورونوف ستاره پرسپولیس است، اما فوقستاره نه!
اما بخش مهمتر بازی، دوباره به اوستون اورونوف برمیگردد؛ ستارهای که انگار هنوز در بدنش یک نوجوان ۱۴ ساله زندگی میکند. همان حرکات اضافه، همان میل به تکروی، همان ضربههای اضافی و تلاش برای اینکه همهچیز را خودش تمام کند. او هنوز نمیخواهد قبول کند که فوتبال بزرگسالان، مسابقات جام رمضان مدرسه نیست. اما نکته اینجاست: اینبار اوسمار یک نقش جدید به او داد؛ نقشی که انگار برایش ساخته شده. یک یار آزاد، بدون محدودیت در پست. دیگر وینگر سنتی نبود، آزادانه در عمق، بین خطوط، و دور از لبخط پرسه میزد؛ و همین آزادی، بهترین نسخهاش را از او بیرون کشید.
گل اوستون اورونوف مقابل شمس آذر قزوین، گلی بود که پرسپولیس نیاز داشت، نه گلی که ساختاری از قبل طراحی شده باشد؛ اما همین کیفیت فردیِ رهاشده، آن چیزی است که از اورونوف یک «ستاره» ساخته. با اینحال، اگر همان ایرادهای کوچک مثل ضربات اضافه به توپ، مکثهای اضافه و تعلل در تصمیمگیری برطرف شود، او دیگر ستاره نمیماند؛ تبدیل میشود به فوقستارهای که هم پتانسیلش را دارد و هم تواناییاش را.
زوج عمری و علیپور میتواند خطرناکترین خط حمله لیگ باشد
در خط حمله، علی علیپور همان نقشی را بازی میکند که سالها پیش طی دوران هدایت برانکو در کنار مهدی طارمی انجام میداد؛ مهاجمی که فقط مهاجم نیست. در دو هفته اخیر، علی علیپور دوباره تبدیل شده به بازیکنی که وظیفهاش باز کردن فضا برای سایر مهرههای هجومی تیمش است. جنبوجوش دائمی، فرار پشت مدافعان، درگیر نگهداشتن قلب دفاع حریف و ایجاد عمق لازم برای نفوذ همتیمیهایش، همان کاری است که پرسپولیس را در حمله زنده نگه میدارد. شاید علیپور اندکی از گلزنی دور شده باشد، اما وزن تاکتیکیاش در موفقیت تیم مشخص است.
زوج علی علیپور در این بازی یعنی محمد عمری هم آرامآرام به همان فرم خطرناک خود برمیگردد؛ بازیکنی که هم سرعت دارد، هم دریبلزن است و هم شوتزن. سبک بازی محمد عمری طوری است که پرسپولیس را تبدیل میکند به تیمی که دو خطر دائمی از دو سمت دارد. او عملاً مهاجم سایهای است که هم به علیپور کمک میکند و هم به اورونوف، و داشتن دو بازیکن با پروفایل مشابه اما با اجرای متفاوت (عمری و اورنوف) کاری میکند که مهار پرسپولیس برای هر تیمی سخت شود.
پرسپولیس مقابل شمسآذر نمایشی کامل نداشت، اما نشانههای درست را داشت. تیم هنوز به ریتم مطلوب نرسیده، اما کمکم شخصیتش را پیدا میکند؛ شخصیتی که اجازه نمیدهد روزهای بد تبدیل به امتیاز از دسترفته شوند. این همان نقطهای است که میشود فهمید اوسمار دارد تیمش را چطور شکل میدهد؛ تیمی که امروز با کیفیت متوسط، برنده شد و همین شاید از هر برد پرگل دیگری مهمتر باشد.