شناسهٔ خبر: 76039025 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

انقلاب و جمهوریت؛ معمای دوگانگی ساختاری ایران

انقلاب اسلامی همانند زیر بنای محکمی است که نیاز به تخریب ندارد تا زیر بنای بهتر و محکم‌تری ساخته شود و در حقیقت، مشکلات کشور در عرصه اقتصاد و فرهنگ، در قانون گذاری و اجراست که بر عهده مجلس و دولت و شوراهای شهر است و ربطی به انقلاب و رهبری ندارد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجت‌الاسلام رضا رفیعی کارشناس مسائل دینی طی یادداشتی با عنوان «آیا نیاز به تغییر پارادایم و نظام هست؟» نوشت: نظام کنونی ایران از دو مقوله تشکیل شده است و این دو در هم تنیده شده‌اند به‌طوری که بسیاری از مردم، آنها را یکی می‌پندارند و دشمنان نیز بر همین باور اصرار دارند، در حالی که آن دو از هم جدا هستند:

انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی

مسئولیّت انقلاب اسلامی و نهادهای آن بر عهده رهبری انقلاب است، اما جمهوری اسلامی شامل نهادهایی است که با رأی مستقیم مردم برای اداره امور کشور انتخاب می‌شوند، مانند مجلس و دولت و شوراهای شهر.

برای مثال، نظام اسلامی را مانند خانه‌ای در نظر بگیرید که انقلاب اسلامی به منزله‌ی زیربنا و ستون‌هایی است که سقف را نگه داشته است، و جمهوری اسلامی همان دیوارهایی است که بخش‌های مختلف خانه مانند پذیرایی و اتاق‌ها و آشپزخانه و حمّام را از یکدیگر جدا کرده است. برای تغییر در محیط خانه می‌توان بارها آشپزخانه و اتاق‌ها و سرویسها را جابجا کرد، ولی هرگز نمی‌توان زیربنا و ستون‌های نگه دارنده سقف را جابجا کرد، مگر اینکه فردی بخواهد خانه‌اش را از اساس تخریب کند و بنای بزرگ‌تر و چند طبقه بسازد که ستون‌های قبلی توان نگهداری آن را ندارند.

لذا باید زیربنا و ستون‌های این بنا را بررسی کنیم که آیا برای حلّ مشکلات کشور نیاز به تخریب دارد تا بنای جدیدی ساخته شود، هم‌چنان که درباره رژیم پهلوی انجام شد، و یا مشکل از جای دیگری است؟

1- حفظ استقلال کشور: 

آیا انقلاب اسلامی توانسته است استقلال کشور و منافع ملّی را حفظ کند یا مانند رژیم گذشته، بیگانگان برای کشور ما تصمیم می‌گیرند و آن را به حکومت ابلاغ می‌کنند که اجرا کند؟ در این باره می‌توان به نمونه‌های فراوانی اشاره کرد، مانند ایستادگی رهبری در برابر بیگانگان برای حفظ دانش هسته‌ای، و برنامه موشکی، و حمایت از دوستان منطقه‌ای که بخشی از حفظ استقلال و منافع ملّی کشور است.

2- حفظ آزادی بیان:

آیا انقلاب اسلامی توانسته است آزادی بیان را در جامعه حفظ کند و تمام احزاب سیاسی و گفتمان‌ها در چهارچوب قانون اساسی فعالیّت کنند یا مانند رژیم گذشته، جوّ خفقان بر کشور حاکم است و هیچ حزب و گروهی اجازه اظهار مخالفت ندارد؟ در این باره می‌توان به فعالیّت گسترده روزنامه‌های احزاب مختلف در کشور اشاره کرد و اینکه تقریباً زندانی سیاسی در کشور وجود ندارد، هرچند که برخی می‌خواهند زندانیان امنیّتی را سیاسی جلوه دهند.

3- حفظ جمهوری و رأی اکثر مردم:

آیا انقلاب اسلامی توانسته است از رأی جمهور و أکثر مردم در انتخابات حفاظت کند یا مانند رژیم گذشته یا انتخاباتی نبوده و یا برای حفظ ظاهر، انتخابات فرمایشی برگزار می‌شده است و گزینه‌ها از قبل مشخّص بوده‌اند؟ در این باره می‌توان به برگزاری تمام انتخابات در وقت قانونی در همه شهرها و روستاها، و روی کار آمدن دولت‌هایی که با رهبری زاویه دارند و همچنین به فتنه سال 88 و مقاومت رهبری در برابر ابطال انتخابات اشاره کرد که چگونه مانع از دیکتاتوری برخی برای تحمیل خواسته خود بر جمهور و أکثر مردم شدند.

4- حفظ اسلام به عنوان دین رسمی کشور:

آیا مجلس خبرگان و مسئولین و مردم حتّی یک مورد سراغ دارند که رهبری بر خلاف قوانین اسلام و کشور، و بر اساس هوای نفس خویش کاری کرده باشند؟

5- حفظ امنیّت کشور:

آیا انقلاب اسلامی توانسته است امنیّت کشور را حفظ کند و نیروهای مسلح را به قوی‌ترین نیروی نظامی منطقه تبدیل کند که امروز همه از جمله آمریکا از تقابل با آن هراس دارند یا هم‌چون رژیم گذشته، کشور بدون حمایت بیگانگان توان دفاع از خود را ندارد و مانند جنگ جهانی دوّم ظرف دو روز اِشغال خواهد شد؟

6- حفظ تمامیّت ارضی کشور:

آیا انقلاب اسلامی توانسته است تمامیّت ارضی کشور را حفظ کند، یا مانند پادشاهان بی‌کفایت قاجار عمل کرده که دو برابر مساحت کنونی کشور را از دست دادند، و یا مانند رژیم پهلوی که بدون جنگ، خاک کشور را به همسایگان می‌بخشید؟

پس کاملاٌ روشن است که انقلاب اسلامی همانند زیر بنای محکمی است که نیاز به تخریب ندارد تا زیر بنای بهتر و محکم‌تری ساخته شود و در حقیقت، مشکلات کشور در عرصه اقتصاد و فرهنگ، در قانون گذاری و اجراست که بر عهده مجلس و دولت و شوراهای شهر است و ربطی به انقلاب و رهبری ندارد، زیرا رهبری - همان‌طور که خودشان تصریح کردند - قانوناً نمی‌توانند در آنها ورود کنند، هر چند که ایشان با تمام توان به کمک دولت‌ها آمده است و اکثر طرح‌های بزرگ و محرومیّت زدایی که در کشور اجرا شده است، در حقیقت حاصل تلاش شبانه روزی قرارگاه سازندگی خاتم الأنبیاء و امثالهم است.

ولی بیگانگان که برای تسلّط دوباره بر کشور و غارت منابع آن، رهبری را بزرگترین مانع پیش روی خود می‌بینند، سعی دارند که مشکل اقتصاد و فرهنگ را بر دوش انقلاب و رهبری انداخته و با دعوت مردم به تغییر نظام، به هدف خویش دست یابند و دوباره یکی از مزدوران خود را بر این کشور حاکم کنند تا منافع آنان را تأمین کند و متأسّفانه غربگرایان ایرانی که پیشرفت را در سبک زندگی غربی جستجو می‌کنند - هر چند که برای توجیه افکارشان پشت ملّی گرایی پنهان می‌شوند - در داخل و خارج کشور با آن‌ها هم‌نوا شده‌اند.

ولی مردم ما خوب می‌دانند که آزموده را آزمودن خطاست، و با روی کار آمدن حکومتی وابسته به بیگانگان، نه تنها اقتصاد و فرهنگ پیشرفت نخواهد کرد بلکه استقلال و آزادی و جمهوریّت و اسلام و امنیّت و حفظ تمامیّت ارضی کشور نیز از بین خواهد رفت، هم‌چنان که در رژیم پهلوی هیچ‌کدام از اینها وجود نداشت و مردمی که در آن زمان زندگی کرده‌اند به ویژه روستاییان که 70 درصد از جمعیّت کشور را تشکیل می‌دادند به یاد دارند که با فروش 6 میلیون بشکه نفت در روز و دریافت پول آن و نبودن تحریم، بیش از 90 درصد مردم کشور از برق و گاز و آب لوله‌کشی و جاده مناسب و خودرو و مسکن و لوازم زندگی و تلفن و حتّی آموختن علم محروم بودند.

امروز هم راه چاره برای مشکل اقتصاد و معیشت و فرهنگ، عمل کردن به رهنمودهای رهبری توسط مسئولین جمهوری اسلامی و مردم است، وگرنه غربی‌ها در این 400 سال اخیر جز غارت و ویرانی و قحطی و نسل‌کشی و راه انداختن جنگ‌های جهانی، کاری برای بشریّت نکرده‌اند و از دانش خود فقط برای سلطه بر دیگران استفاده کرده‌اند.

انتهای‌پیام/