به گزارش اقتصادنیوز، «باید با آمریکا مذاکره کنیم»، «ایران اعلام کرده که مشکلی با اصل بازرسی ندارد»، « دیپلماسی اعلامی ترامپ با دیپلماسی عملی او زمین تا آسمان متفاوت است»، «اینکه به دلیل بیاعتمادی مذاکره نکنیم، در سیاست جهانی سابقه ندارد»؛ این جملات بخشی از سخنانی است که حسن بهشتیپور ، کارشناس مسائل هستهای به اقتصاد نیوز میگوید.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز با این تحلیلگر مسائل بینالملل را در ادامه می خوانید؛
** آقای بهشتی پور! وزارتخارجه تاکید دارد در چارچوب تعهدات در NPT، به تعامل با آژانس ادامه میدهد، اجازه بازرسی از تاسیسات غیرنظامی که مورد حمله قرار نگرفته اند را هم به آژانس داده است و ... در مقابل آژانس انتظار تعامل بیشتری را از ایران دارد. آقای بقایی سخنگوی وزارت خارجه هم اعلام کرده ما در روابط خودمان با آژانس احتیاجی به میانجی نداریم. ارزیابی شما از نوع تعاملات وزارتخارجه و آژانس بعد از جنگ اخیر چیست؟
این کلام، در واقع میخواهد منظوری را منتقل کند. برداشت من از صحبت آقای سخنگو، این است که آقای بقایی میخواهد بگوید که ما برای اینکه با آژانس به یک مدلی از همکاری برسیم یا یک دستور کار جدید همکاری تعیین کنیم، نیاز به میانجیگری تروئیکای اروپا ـ یعنی آلمان، انگلیس، فرانسه ـ یا آمریکا و غیره نداریم. ما میتوانیم خودمان برویم و با آژانس به توافق برسیم. حالا سؤال این است که آیا طرف آژانس هم با ایران همکاری خواهد کرد؟
ایران اگر بخواهد می تواند با آژانس به توافق برسد
گذشته این را نشان میدهد که بله میشود. ایران دوبار حداقل در مورد دو مدالیته، یکی در دوره آقای لاریجانی که در شش بند به توافق منجر شد، و یک بار هم در دوره آقای صالحی، که رئیس انرژی هستهای بود، توافق کردند و این دو مدالیته اجرا شدند. بنابراین، این سابقه هم نشان میدهد که ایران اگر بخواهد، میتواند با آژانس به توافق برسد و یک دستور کار جدید همکاریها به دست آورد.
چون آمریکا و اسرائیل به سه سایت تحت نظر آژانس ، حمله کردند عملاً انپیتی بیاعتبار شد و دسترسی به این سه سایت الان مشکل است. به همین دلیل، دو طرف باید بر اساس انپیتی روی دستور کار جدیدی توافق کنند که هم آژانس بتواند نظارت و کنترل داشته باشد و هم ایمنی مورد نظر ایران رعایت شود .
قطعنامه شورای حکام از بازگشت پرونده ایران به وضعیت عادی جلوگیری کرد
* در موقعیت کنونی با توجه به قطعنامهای که در شورای حکام صادر شده، آیا حلوفصل پرونده هسته ای و توافق با آژانس دشوار نشده است؟
هدف این قطعنامه این بوده که پرونده ایران از حالت عادی خارج نشود، یعنی اجازه ندهند از حالت ویژه خارج شود. پرونده ایران اکنون در یک وضعیت رسیدگی سهماهه قرار دارد؛ هر سه ماه یکبار گزارشی در مورد آن داده میشود. انتظار این بود که چون دوره 10سالهاش تمام شده، وضعیت ایران در آژانس به حالت عادی برگردد و ایران را مثل سایر کشورها بررسی کنند.
سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه این قطعنامه را صادر کردند و آمریکا و اسرائیل هم حامی آن بودند تا از بازگشت پرونده ایران به وضعیت عادی جلوگیری کنند.
اما دست کم من چیزی که مانع همکاری ایران با آژانس در مفاد این قطعنامه، سراغ ندارم. مثلاً یکی از خواستهها این است که ایران غنیسازی را متوقف کند. در حالی که در چارچوب انپیتی، ایران مجاز به غنیسازی است؛ به شرط آنکه تحت نظارت آژانس باشد. بنابراین اگر ما با آژانس به توافق برسیم، در انپیتی و اساسنامه آژانس مانعی برای ادامه غنیسازی وجود ندارد.
کسانی که مانعتراشی میکنند آمریکا، آلمان، انگلیس و فرانسه هستند که مدعیاند قطعنامههای ششگانه شورای امنیت دوباره برقرار شده است. اما آژانس نمیتواند بر اساس آن قطعنامهها، مانع توافق شود چراکه وظیفهاش بر اساس انپیتی تعریف شده و طبق آن ایران حق غنیسازی دارد. بنابراین میتواند با آژانس هم همکاری کند و نظارت و کنترل آژانس هم برقرار باشد.
آژانس زمانی با ایران به تفاهم نمیرسد که مثلاً ایران اجازه نظارت و کنترل ندهد یا پاسخ دقیق به برخی گزارشهای مشکوک را ندهد . در این صورت برای آژانس سوال ایجاد میشود که چرا تهران هنوز به این دو پاسخ نداده است. اختلاف در این زمینهها ست وگرنه آژانس نمیتواند از ایران مطالبه کند که بروید قطعنامه های شورای امنیت را اجرا کنید؛ چون این موضوع به وظیفه آژانس هم ربطی ندارد.
در قطعنامه آمده که آقای گروسی هر سه ماه یکبار گزارش دهد. این مستلزم آن است که آژانس بازرسان خود را به ایران بفرستد. ایران نیز اعلام کرده که با اصل بازرسی مشکلی ندارد، اما سه مرکزی که مورد حمله قرار گرفتهاند، به دلیل شرایط امنیتی امکان بازرسی وجود ندارد. این مسئله باید میان ایران و آژانس حل شود.
بنابراین در بندهای قطعنامه تعارضی نمیبینم که به استناد آن آژانس نتواند با ایران به تفاهم برسد. خواستههایی مانند توقف غنیسازی یا توقف تحقیق و توسعه در حوزه آبسنگین هم در چارچوب انپیتی منع حقوقی خاصی ندارد. برای جمعبندی میتوان گفت ایران میتواند با آژانس به توافق برسد، حتی اگر قطعنامه شورای حکام تصویب شده باشد؛ چراکه برخی خواستههای قطعنامه مربوط به شورای امنیت است و ربطی به وظایف آژانس ندارد.

*آقای عراقچی در اظهاراتی عنوان کرده اروپایی ها در برنامه هستهای ایران کارهای نیستند و حتی از عدم تمایل ویتکاف برای حضور آنها در جریان مذاکرات سخن گفته است. اروپا در پرونده هستهای ایران چه جایگاهی دارد؟
اروپاییها در موضوعاتی مثل فعالکردن اسنپبک که دبیرخانه شورای امنیت نیز آن را تأیید کرده، نقش داشتهاند؛ هرچند ایران، روسیه و چین آن را قبول نداشتند. اما، با اعلام دبیرخانه شورای امنیت آن تصمیم، اجراشده تلقی میشود. بنابراین یکی از جنبههای تأثیرگذاری اروپاییها همین بوده که اسنپبک را فعال کردند.
از طرف دیگر، انگلیس و فرانسه عضو دائم شورای امنیت هستند و حق وتو دارند که این موضوع میتواند در شورای امنیت برای ایران مشکلساز باشد. همچنین این کشورها نفوذ سیاسی و اقتصادی دارند و میتوانند در جریانسازی علیه ایران یا به سود ایران نقشآفرینی کنند.
اروپاییها در پرونده هستهای ایران موثرند اما تعیینکننده نیستند
زمانی ترامپ در دولت اول خود تلاش کرد که اسنپبک را فعال کند، اما طرف های اروپایی رأی ممتنع دادند؛ فقط دومینیکن و آمریکا رأی مثبت داشتند و به این ترتیب، آمریکا در انزوای کامل قرار گرفت. خب این نمایش چه بود؟ بخشی از آن کار اروپاییها یعنی انگلیس ، فرانسه و آلمان بود که البته آلمان آن موقع عضو غیر دائم شورای امنیت بود. کشورهای دیگر هم رسما نامه دادند به آمریکا که به دلیل خروج از برجام نمیتواند اسنپبک را فعال کند.
بنابراین نقش اروپاییها، نقش ویژهای است. در جاهایی تأثیرگذار هستند، اما تعیینکننده نیستند. شاید حرف آقای عراقچی درست است؛ در گذشته هر موقع ما با اروپاییها به توافقی رسیدیم، بهانه آنها این بود که طرف آمریکایی عملاً به ما اجازه نمیدهد. از جمله بعد از اینکه آمریکا از برجام خارج شد، اروپاییها به بهانه اینکه واشنگتن تحریمهای ثانویه را فعال کرده، هیچ کاری نکردند . یعنی هر کسی با آمریکا رابطه داشته باشد، با ایران نمی تواند رابطه اقتصادی داشته باشد. اروپاییها به همین بهانه تمام فعالیتهایشان را متوقف کردند و بعد قول دادند که در قالب اینستکس فعالیت کنند که آن را هم اجرا نکردند.
بنابراین، اینجا حرف آقای عراقچی درست است که اروپایی ها در عمل تعیینکننده نیستند و حرف آخر را نمیتوانند بزنند؛ ولی در عین حال تسهیلگر هستند. چه در زمانی که بخواهند سنگاندازی کنند و چه در زمانی که بخواهند به حل مسئله کمک کنند، واقعاً میتوانند نقش داشته باشند.
ترامپ یک تبلیغاتچی حرفهای است
* آقای بهشتیپور! چند وقت اخیر خیلی تکرار شده که آمریکا به ایران درخواست مذاکره داده است. از طرفی ترامپ هم ادعا کرده که احتمال توافق با ایران وجود دارد. آیا ممکن است در آینده نزدیک مذاکراتی اتفاق بیفتد؟
متأسفانه با رئیسجمهوری در آمریکا طرف هستیم که یک تبلیغاتچی حرفهای است. یعنی حرفش با عملش کاملاً متفاوت است. «دیپلماسی اعلامی» ترامپ با «دیپلماسی عملی» او زمین تا آسمان فرق دارد. ترامپ معمولاً آنچه میگوید انجام نمیدهد و برعکس، به آنچه که نمیگوید عمل میکند. این فقط درباره ایران نیست؛ در مورد چین، روسیه، اوکراین، اروپا، مکزیک، کانادا و… نیز همینگونه بوده است.
آنچه ترامپ میگوید با آنچه که عمل میکند دو تاست. بنابراین این سخنان که «ما آماده مذاکرهایم» یا «احتمال توافق بالا است» بیشتر حرفهای تبلیغاتی و بهرهبرداری سیاسی است تا خود را صلحطلب نشان دهد. در نتیجه نباید روی آن حساب کرد. میگوید ما هفت جنگ را حلوفصل کردهایم. روی این حرفها حساب نکنید.
اعتماد عنصر لازم برای مذاکره نیست
* این تصور درست است که اگر پای مذاکره با آمریکا ننشینیم، عملاً نمیشود با آژانس هم به نتیجه رسید؟
مذاکره کردن یک ابزار است؛ بسته به اینکه درباره چه موضوعی و با چه کسی انجام شود، میتواند خوب یا بد باشد. این یک تصور غلط است که در ایران رواج پیدا کرده که: «ما موقعی باید مذاکره کنیم که به طرف مقابل اعتماد داریم». ما بارها با کسانی مذاکره کردهایم که به آنها اعتماد نداشتیم؛ مثل عراق پس از جنگ. آیا ما به عراق و صدام اعتماد داشتیم؟ خیر، اما رفتیم مذاکره کردیم برای اینکه بتوانیم به توافق آتشبس برسیم.
بنابراین اعتماد لازمه مذاکره نیست. شما میتوانید با کشورهایی مذاکره کنید که به آنها بیاعتماد هستید. اما دستور کار مذاکرات را طوری تعیین کنید که اگر به توافق رسیدید و آن طرف خواست زیر توافق بزند، هزینهاش را بپردازد. یا در همان توافق، از قبل پیشبینی کنید که اگر یک طرف نخواست به توافق پایبند باشد، چه تبعاتی برایش دارد و چه اقداماتی باید انجام شود.
توافق با آژانس ضرورتاً منوط به توافق با آمریکا نیست
بنابراین، اینکه نباید با آمریکا مذاکره کنیم چون به او اعتماد نداریم غلط است. اتفاقاً معتقدم ما باید با آمریکا مذاکره کنیم ولو اینکه به آن ها اعتماد نداشته باشیم؛ باید مذاکره کنیم چون باید تنش را کنترل و مدیریت، و راهحلهای جدیدی کشف کنیم. اینکه به دلیل بیاعتمادی مذاکره نکنیم، در سیاست جهانی سابقه ندارد؛ حداقل من چنین چیزی سراغ ندارم.
توافق با آژانس هم ضرورتاً منوط به توافق با آمریکا نیست. متأسفانه برخی در ایران ترویج میکنند که «تا با آمریکا توافق نکنیم با آژانس نمیتوانیم توافق کنیم» که این حرف غلط است. آمریکا نفوذ دارد و تاثیرگذار است اما این شرط که ما برای توافق با آژانس باید ابتدا با آمریکا به توافق برسیم، مبنا ندارد. حداقل من که در این موضوع یک پژوهشگر هستم، چنین تصوری دارم.
اروپا به دنبال میانجی گری نیست
* آقای عراقچی با وزیر خارجه فرانسه دیدار کرده است. چقدر احتمال دارد اروپا به عنوان میانجی بین آمریکا و ایران عمل کند؟
اروپا و فرانسویها در حال حاضر به دنبال میانجیگری نیستند. بین دیدگاه ایران و اتحادیه اروپا بر سر موضوع برجام، موضوع قطعنامهها و بازگشت قطعنامهها اختلافی عمیق وجود دارد؛ موضوعات دیگری هم هست مثلا آنها ایران را متهم به حمایت از روسیه میکنند و ... . اروپاییها پیش از آنکه بخواهند میانجی باشند، اول دنبال حل مشکلات خود با ایران هستند.
این مشکلات هم در سطح روابط دوجانبه ، و هم در سطح روابط کلان ایران و اتحادیه اروپاست. موضوع هستهای، موضوع اوکراین، موضوع مربوط به این زندانیهای فرانسوی که الان در زندان هستند و … . یعنی موضوعات دیگری هم وجود دارد و مسائل ایران و اروپا را نباید فقط محدود به مسائل هستهای ببینیم.
∎