گیاهخواران یا همان«وِگان»های امروزی، دلیلشان برای گیاهخواری فقط حفظ سلامت فردی و رعایت اصول تغذیه نیست. برای آنها اهداف زیستمحیطی مهمتراست بنابراین از خوردن محصولات حیوانی و هر فراورده غذایی که به خاطر آن حیوانات و چرخههای طبیعی لطمه ببینند، خودداری میکنند. مدتی است که گروههایی از جوانان طرفدار محیط زیست با فناوری نوپدید و پرسروصدای امروزی یعنی چتباتها و هوش مصنوعی درافتادهاند. این افراد که در غرب به «وِگانهای ضد هوشمصنوعی» معروفاند، درواقع جنبشی راه انداختهاند که نسبت به ضرر و زیانهای استفاده از هوش مصنوعی هشدار میدهد. برای برخی از طرفداران این جنبش، ماجرا حتی از دغدغههای زیستمحیطی فراتر رفته به طوری که استفاده از هوش مصنوعی در زندگی عادی را غیراخلاقی میدانند.
دزد خلاقیت هنری!
البته باورش سخت است در روزگاری مثل امروز که به نظر میرسد جهان شیفته و نیازمند «هوش مصنوعی» و اعجازهایش است، گروهی پیدا شوند و در زادگاه و خاستگاه این فناوری، عَلَم مخالفت با «هوش مصنوعی» را بالا ببرند! جنبش «ضدهوش مصنوعی» عمر چندانی ندارد و همسن و سال خود هوش مصنوعی است، اما گسترش و عمومیت یافتن آن در غرب با این سرعت و بلافاصله بعد از فراگیر شدن هوش مصنوعی، خود غربیها را هم شگفتزده کرده است. «یورونیوز» مینویسد: «این جنبش از زمان راهاندازی چتجیپیتیِ «اوپنایآی» در سال ۲۰۲۲ پیوسته در حال رشد بوده و جامعه ضد هوش مصنوعی، فقط در وبسایت معروف Reddit که جمعآوری اخبار اجتماعی، رتبهبندی محتوای وب و... را در آمریکا به عهده دارد، اکنون بیش از ۷۱ هزار عضو دارد».وقتی در سال۲۰۲۳ یک مطالعه و پژوهش نشان داد که حتی یک گفتوگوی کوتاه ما با چتجیپیتی میتواند یک بطری آب مصرف کند (خبرش را در همین صفحه کار کردیم) یا زمانی که کارشناسان اعلام کردند هوش مصنوعی با جمعآوری انبوه اطلاعات میتواند محتواها و مطالبی تولید کند که با وجود تقلیدی بودن، خلاقانه به نظر برسند، خیلی از هنرمندان، نویسندگان، فیلمسازان و موسیقیدانان مشهور هم در اعتراض به جنبش ضد هوش مصنوعی پیوستند. یک نکته مهم اینکه «ضد هوش مصنوعی» بودن به معنی این نیست که همه طرفداران این جنبش، ۱۰۰درصد مخالف هوش مصنوعی و حتی استفاده بجا از آن باشند و درخواست تعطیلی این فناوری نوین را داشته باشند. حرف خیلی از آنها این است که استفاده از این فناوری باید بهگونهای باشد که بتوان آثار منفی زیستمحیطی آن را کنترل کرد وگرنه بهزودی شاهد خواهیم بود همان بلایی که سایر فناوریها، سوختهای فسیلی و... بر سر کره زمین و طبیعتش آوردند، با شدت بیشتر و توسط هوش مصنوعی دامنگیر بشر شده است.
نکته مهمتر هم اینکه تعداد زیادی از اعضای جنبش ضد هوش مصنوعی از مسئله متکی شدن انسان به هوش مصنوعی و آثار منفیای که روی انسان دارد، بلایی که سر خلاقیت انسانی میآورد و ضربهای که به قابلیتهای هنری بشر وارد میکند، انتقاد میکنند.
«یورونیوز» در گزارشی به جوانان مخالف چتجیپیتی و افکار و عقایدشان پرداخته و مینویسد: «بلا» جوان بیستویک ساله اهل جمهوری چک، در خلال یک مسابقه هنری اینترنتی وقتی مجدانه در حال تلاش برای تولید اثری بهتر بود، متوجه شد آثاری که توسط هوش مصنوعی تولید شدهاند هم حق شرکت در این مسابقه را دارند. او به سرعت از این مسابقه کنار کشید و بعد هم استفاده از هوش مصنوعی را کنار گذاشت. دلیلش هم این بود: «رقابت با کسی که حتی سرسوزنی تلاش برای تولید این اثر هنری نکرده است، برایم بسیار تحقیرآمیز است». جوان اهل چک میگوید: «یکی از دلایلی که استفاده از هوش مصنوعی مولد را کنار گذاشتم این است که از نظر اخلاقی نادرست است. اگر من، بهعنوان یک هنرمند، به استفاده از آن ادامه میدادم، نوعی خیانت بود. من سالها وقتم را صرف یادگیری و ارتقای مهارتهایم کردهام و بعد بیایم از چیزی استفاده کنم که نتایج کار دیگرانی مثل خودم را میدزدد».
به مردم فرصت بدهیم
«بلا» فقط یکی از شمارِ رو به رشد «وگانهای هوش مصنوعی» است؛ عنوانی تازه برای کسانی که تصمیم گرفتهاند از همه انواع هوش مصنوعی مولد دوری کنند؛ چون این فناوریها را سامانههایی میدانند که با مجموعه دادههای عظیم آموزش میبینند تا متن، تصویر، موسیقی و چیزهای دیگر بسازند، بدون اینکه از خلاقیت و آفرینش هنری در آنها خبری باشد.
«مارک» بیستوسه ساله و ساکن اسپانیا هم که از هوش مصنوعی پرهیز میکند، معتقد است هوش مصنوعی مولد بیوقفه و بدون رضایت از همه چیز میدزدد، حریم خصوصی را نقض میکند و از این راه پول بدست میآورد. این فناوری ابزاری در خدمت سرمایهداری است برای حفظِ استثمارِ کارگران یا حتی بهروزسازی و ارتقای روشهای استثماری»!
در کنار این نگرانیها، مخالفان هوش مصنوعی، ترس و دغدغه عمیقتری هم دارند؛ اینکه هوش مصنوعی ممکن است به سلامت روان و رشد شناختی ما آسیب بزند و وابستگی به راهحلهای فوری ایجاد کند که اندیشه انتقادی را از ما میگیرد.
یک مطالعه تازه از سوی مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) نیز این موضوع را تأیید میکند و گزارش میدهد شرکتکنندگانی که از چتجیپیتی برای نوشتن انشا استفاده کردند، نسبت به کسانی که از این ابزار استفاده نکردند، کمتر از مغز و خلاقیت ذهنی خودشان استفاده کرده بودند. این مطالعه همچنین نشان داد کسانی که از چتجیپیتی استفاده کردند حتی برای نقلقول از متنی که همین لحظه تولید کرده بودند هم مشکل داشتند. یک شهروند بیستودو ساله اسپانیایی هم میگوید: «احساس میکنم عصر دیجیتال همین حالا هم کلی حماقت به بار آورده، فقط چون مردم اینترنت و موبایل را بد استفاده میکنند، بهجای اینکه از آنها برای یاد گرفتن خیلی چیزها بهره ببرند. اما نگرانکنندهتر این است که مردم خیلی چیزها را ندانند و بیاطلاع باشند اما چت باتها دائم به آنها تلقین کنند که حق با شماست... شما نابغهاید... این واقعاً نگرانکننده است».
در هر حال، واقعیت این است که هوش مصنوعی مولد با سرعتی بالا در حال پیشرفت و فراگیر شدن است و به مشاغل، آموزش، شبکههای اجتماعی و حتی روابط ما نفوذ کرده است وهمین، پرهیز از آن و یا حتی استفاده صحیح و بجا از آن را برای مردم دشوارتر میکند. باید بگذاریم این شور و شوق افراطی استفاده از هوش مصنوعی به مرور در جامعه فروکش کند. به مردم فرصت بدهیم و کمکشان کنیم جنبههای منفی استفاده افراطی از هوش مصنوعی را متوجه شوند و حتی اگر از آن گاهی به عنوان سرگرمی استفاده میکنند، کمکم دریابند که هوش، خلاقیت و سرگرمی انسانی و طبیعی بسیار جذابتر از نوع مصنوعی آن است.