شناسهٔ خبر: 76033875 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: سازمان بهزیستی | لینک خبر

گزارشی از دیدار مسئولان بهزیستی با فرزانه حبوطی

دختری که هفت سال است آسمان را ندیده/ معلولی که یک بار هم تسلیم نشد

هفت سال است آسمان را ندیده، نفس‌هایش کوتاه است و استخوان‌هایش بارها و بارها شکسته اما هیچ‌کدام از این‌ها نتوانسته‌اند رویای نوشتن و زندگی کردن را از فرزانه حبوطی بگیرند.

صاحب‌خبر -

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل، امروز در نخستین روز از هفته بزرگداشت افراد دارای معلولیت، تعدادی از مسئولان سازمان بهزیستی راهی خانه‌ای شدند که دیوارهایش سال‌هاست شاهد صبوری و سربلندی یک دختر معلول است.

محمدرضا اسدی مدیرکل حوزه ریاست سازمان بهزیستی در کنار سعید خادمی مشاور رئیس در امور فرابخشی و ارتباطات، ناصر عنایت مدیرکل حراست و آرزو فاتحی رئیس اداره پذیرش و هماهنگی گروه‌های هدف، امروز به دیدار فرزانه حبوطی رفتند، دختری که مصداق زنده «معلولیت ناتوانی نیست» است.

فرزانه متولد ۱۳۵۹ است، دختری معلول که سال‌هاست با مادرش زندگی می‌کند، مادری که در تمام سال‌های سختی، ستون محکم زندگی او بوده است.

فرزانه با روحیه‌ای شاد و امیدوار تعریف کرد: دانشجوی نرم‌افزار بودم، مادرم من را در آغوش می‌گرفت و به دانشگاه می‌برد، همه آن سال‌ها را با کمک او گذراندم.

اما مسیر فرزانه به دانشگاه ختم نشد. او بعد از پایان تحصیل، سراغ نویسندگی رفت و امروز نویسنده پنج کتاب است:دو مجموعه شعر، یک کتاب درباره معلولیت با عنوان «معلولیت نیست مانع راهم»، ترجمه یک کتاب و زندگی‌نامه‌اش با عنوان «از درد تا فرزانگی».

او درباره بیماری‌اش گفت: مبتلا به یک بیماری مادرزادی و ژنتیکی هستم، استخوانم خودبه‌خود می‌شکند. ستون فقراتم انحراف دارد و به ریه‌ام فشار می‌آورد. به همین خاطر حتی روشن شدن یه کبریت هم تنگی نفس می‌آورد.

دست راستش آن‌قدر بارها شکسته که حالا سال‌هاست هم با دست چپ و هم دست راست می‌نویسد. خودش می‌گوید: دکترها می‌گفتند ۱۲ سال بیشتر عمر نمی‌کنم اما من متولد ۱۳۵۹ هستم و تا الان زنده‌ام، عمر دست خداست.

فرزانه هفت سال است آسمان را ندیده و می‌گوید بیرون رفتن برایش خطرناک است، نفس کم می‌آورد و به سرفه می‌افتد. اما با تمام اینها، اجازه نمی‌دهد غم در روایتش غالب شود و می‌گوید: به من می‌گویند دختر ۲۰۰ استخوان شکسته اما هیچ‌وقت ناامید نشدم. وقتی جسمم کم‌ توان شد با خودم گفتم با ذهنم حرکت می‌کنم.

امروز فرزانه در خانه دورکاری می‌کند. نقطه عطف زندگی‌اش جایی بود که در یک مؤسسه آیلتس مشغول شد آن هم در حالی که به صورت خوابیده و فقط با یک دست کار می‌کند.

او توضیح می‌دهد: یکی از خیران مؤسسه رعدالغدیر کتابم را خوانده بود. همان باعث شد من را به مؤسسه آیلتس معرفی کند و از سال ۱۳۹۷ پشتیبان سایت هستم و پاسخگوی داوطلبان، همه کارها را اینترنتی انجام می‌دهم.

در میانه دیدار، فرزانه درخواستی از بهزیستی داشت و گفت: از کسانی که کتاب می‌نویسند حمایت کنید.

سعید خادمی مشاور رئیس در امور فرابخشی و ارتباطات سازمان بهزیستی در پاسخ گفت: ما در بهزیستی شورای نشر داریم، کتاب را بدهید، بررسی می‌کنیم و برای چاپ کمک می‌کنیم. خانم زهرا سعیدی بازیگر سینما هم گروهی دارد که کتاب‌ها را صوتی می‌کند و شما را به ایشان متصل می‌کنم.

فرزانه همچنین گفت که در نوبت دریافت حق پرستاری است و تقاضای برقراری آن را دارد.

اسدی مدیرکل حوزه ریاست سازمان بهزیستی در پاسخ اعلام کرد: رئیس سازمان دستور داده‌اند که برایت برقرار شود.

خانه کوچک فرزانه حبوطی امروز روایت زنی بود که از میان استخوان‌های شکسته، اراده‌ای قوی دارد و همچنان امیدوار به زندگی ادامه می‌دهد.