به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، خداوند در ذات خود، ستّارالعیوب است. این ویژگی از رحمت بیپایان اوست؛ چراکه اگر قرار بود هر خطا و لغزش انسان بیدرنگ رسوا شود، هیچکس روی آرامش و عزت نمیدید. امّا همین پردهپوشی، امتحانی بزرگ است؛ آیا انسان از این مهلت برای بازسازی خویش بهره میگیرد، یا با تکیه بر آن در مسیر خطا پیش میرود؟ امیرالمؤمنین هشدار میدهد که ما معمولاً از ستر الهی، برداشت نادرست میکنیم و آن را نشانهی رضای خدا میپنداریم؛ حضرت میفرماید «الْحَذَرَ الْحَذَرَ، فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتَّى کَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ»؛ هشدار هشدار، به خدا سوگند، چنان پرده پوشى کرده که پندارى تو را بخشیده است.
خداوند گاهی پردهپوشی میکند، خطاها را در دیدهی دیگران آشکار نمیکند تا بنده فرصت توبه و اصلاح داشته باشد. امّا همین پوشیدگی، خود میتواند زمینهی غرور و جَسارت در گناه شود، در حالی که خداوند در ذات خود، ستّارالعیوب است. این ویژگی از رحمت بیپایان اوست؛ چراکه اگر قرار بود هر خطا و لغزش انسان بیدرنگ رسوا شود، هیچکس روی آرامش و عزت نمیدید. امّا همین پردهپوشی، امتحانی بزرگ است؛ آیا انسان از این مهلت برای بازسازی خویش بهره میگیرد، یا با تکیه بر آن در مسیر خطا پیش میرود؟ امیرالمؤمنین هشدار میدهد که ما معمولاً از ستر الهی، برداشت نادرست میکنیم و آن را نشانهی رضای خدا میپنداریم.
یکی از آسیبهایی که ممکن است متوجه افراد شود، این است که آرامآرام با خود میگویند: «اگر خدا از من ناراضی بود، چرا رسوایم نکرد؟» همین اندیشهی ساده، آغازِ لغزشهای بزرگتر است. چنین فردی بهتدریج احساس امنیت کاذب از عذاب خدا میکند و در دلش گمان میبرد که شاید گناهش نادیده گرفته شده است، حال آنکه این سکوت الهی تنها فرصتی برای بازگشت و توبه است، نه نشانهی بخشش.
ستّاریّت خدا نشانهی حلم و مدارا با بندگان خطاکار است، اما حلم الهی نیز حد و حکمتی دارد. اگر انسان در برابر لطف خدا، از مهلت استفاده نکند و در مسیر ظلم و گناه پافشاری کند، همین ستّاریّت به ناگاه برچیده و حقیقت آشکار میشود. امیرالمؤمنین با تعبیر «کأنّه قد غفر» عمق خطر را مینمایاند: انسان گمان میبرد که آمرزیده شده، در حالی که هنوز در گرداب غفلت است.
از این سخن گرانمایه میتوان درسهای تربیتی عمیقی گرفت. نخست آنکه نباید صبر خدا را به معنای رضای او دانست. دوم آنکه هر چه نعمت پنهان ماندن گناهان بیشتر است، مسئولیت ما در اصلاح رفتار سنگینتر میشود. سوم آنکه نشانهی ایمان زنده این است که فرد، حتی در عافیت و آرامش، از قهر الهی دروناً بیمناک باشد و این ترس را با امید به رحمت خدا در دل خویش متعادل کند.
کلام امیرالمؤمنین همچون آیینهای است که در آن، چهرهی انسانِ غافل و انسانِ آگاه به تصویر کشیده میشود. آگاه، ستر الهی را چراغ توبه میبیند و غافل، آن را پردهی غفلت. پس باید هرگاه لطف خدا را در پوشاندن عیبهای خود دیدیم، بهجای خوشدل شدنِ بیجا، به خود آییم و با شرمندگی زمزمه کنیم: «خدایا؛ شکر که رسوایم نکردی، کمکم کن تا اصلاح شوم.»
انتهایپیام/