به گزارش خبرگزاری آنا، حجتالاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، ضمن یادآوری وضعیت جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر (ص)، اشاره کرد که آن جامعه با دو چالش بسیار جدی روبهرو بود: چالش سیاسی که بهصورت تعارض بر سر جانشینی پیامبر (ص) و واگذاری ولایت و امر به جای ایشان رخ داد؛ چالش فکری و اخلاقی که با بازگشت جاهلیت و فروپاشی برخی از ارزشهای اسلامی در میان برخی گروهها همراه بود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه تغییر یکشبه رخ نمیدهد، از یک اصل مهم در فقه و فلسفه اجتماعی یاد کرد: در فقه قاعدهای داریم به نام میسور مالا یدرک؛ یعنی هر کاری که بهطور کامل میسر نیست، باید تا حدّ مقدور انجام شود.
وی با نقد منطق صفر و یک یا همان منطق باینری، که امروزه در برخی دیدگاهها سرایت کرده است، گفت: منطق کامپیوتر برای هدایت و اصلاح جامعه انسانی جواب نمیدهد. جامعه انسانی، پیچیدهاست؛ انسانها دارای عواطف، اشتباهات، ضعفها و همزمان ظرفیتهای بالقوهای هستند. منطق تدریج، منطق رحمت، منطق قد ما استطعتم است که در فرهنگ اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است.
استاد خسروپناه ادامه داد: وقتی آسیبی در جامعه دیده میشود، نباید گفت: چرا درست نمیشود؟ بلکه باید پرسید: من چه کار کوچکی میتوانم انجام دهم تا این آسیب کمی کاهش یابد؟ اگر بتوانیم فقط ۱۰ درصد آسیب را کاهش دهیم، این هم پیروزیای بزرگ است.
در پاسخ به این پرسش ظاهری، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان کرد: آیا حضرت فاطمه (س) با فقط ۷۵ تا ۹۵ روز باقیمانده از عمر مبارکشان پس از رحلت پیامبر (ص) میتوانست کل جامعه را تغییر دهد؟ قطعاً نه. اما هدف ایشان تغییر کل جامعه در یک شب نبود. بلکه هدفشان تغییر باورها، بینشها، منشها و کنشها بود هرچند به میزان ۵ تا ۱۰ درصد؛ و این خود، نوعی پیروزی الهی و انسانی است.
وی دو راهبرد اصلی اصلاحطلبانه حضرت فاطمه (س) را چنین شرح داد: حضرت فاطمه (س) با رجوع به استدلال، احتجاج، مناظره و چهرهبهچهره با مخالفان، حقیقت را بیان کردند. خطبههای ایشان، استدلالهای فقهی، کلامی و تاریخیای بود که خطای مخاطبان را برملا میکرد. هدف دیگر ایشان، ریشهکَن کردن جاهلیت ثانوی بود. این جاهلیت، جاهلیتِ اعراب نبود، بلکه جاهلیتِ بازگشت به عادات پیش از اسلام، بازگشت به قومیتگرایی، کنار گذاشتن اهل بیت (ع)، و نادیده گرفتن وصیت پیامبر (ص) بود.
سه خطبه تاریخی فاطمی
استاد خسروپناه سه خطبه مهم حضرت فاطمه (س) را یادآور شد: خطبه واکنش به حمله به خانه ایشان؛ خطبه فَدَکیه که در مسجد پیامبر (ص)، در حضور خلیفه و جمعی از مهاجرین و انصار ایراد شد؛ خطبهای دیگر که در جمع زنان مهاجر و انصار بیان شد. وی گفت: این سه خطبه، نمونههایی از جهاد کلامی و تبیینی حضرت فاطمه (س) است که تا امروز برای ما درسآموز است.
وی به منابع تاریخی و حدیثی که سخنان حضرت فاطمه (س) را ثبت کردهاند، اشاره کرد: جلالالدین سیوطی، از علمای برجسته اهل سنت، کتابی به نام مسند فاطمه زهرا تألیف کرده است که در آن احادیث متعددی از زهرا (س) جمعآوری شده است. از دانشمندان معاصر نیز مرحوم عطاردی قوچانی کتابی با همین نام تدوین کردهاند.
همچنین، وی روایات فاطمی را در منابع شیعه نیز یادآور شد: در کتابهایی مانند الکافی، امالی شیخ مفید، امالی شیخ طوسی و در دوره صفویه در بحارالأنوار علامه مجلسی، روایات متعددی از حضرت فاطمه (س) آمده است.
وی همچنین یادآور شد که ائمه اطهار (ع) نیز احادیث زیادی از حضرت فاطمه (س) نقل کردهاند: امام علی (ع)، امام حسن (ع)، امام حسین (ع)، امام سجاد (ع)، امام باقر (ع)، امام صادق (ع) و سایر ائمه، همگی روایاتی از زهرا (س) را بیان کردهاند.
علاوه بر این، از صحابه پیامبر (ص) نیز بسیاری احادیثی از ایشان نقل کردهاند: عباس بن عبدالمطلب، عبدالله بن عباس، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، ابوایوب انصاری، ابوسعید خدری، انس بن مالک، ابوهریره و دیگران همگی از حضرت فاطمه (س) حدیث نقل کردهاند.
حکمرانی فاطمی، الگوی مقاومت معرفتی
وی حکمرانی حضرت فاطمه (س) را الگویی برای همه اصلاحطلبان حقیقی در هر عصری خواند: حضرت فاطمه الزهرا (س) بهرغم کوتاهی عمر پس از رحلت پیامبر (ص)، تنها با ۵ تا ۱۰ درصد تأثیرگذاری در باورها و رفتارها، موفقیتی بزرگ کسب کرد. این همان حکمرانی الهی است: حکمرانی بر دلها، عقول و وجدانها. حکمرانی که با خشونت نیست، بلکه با استدلال، عقل، قرآن و عصمت.
وی خاطرنشان کرد: ما نیز امروز، در دنیایی پر از چالشهای فرهنگی و ایدئولوژیک، نیازمند همین سبک حکمرانی هستیم: حکمرانیِ فاطمی، حکمرانیِ حقیقت، حکمرانیِ تدریج و فهم، نه زور و اکراه.
وی خواستار آن شد که: همگی ما، از این سوگند نامه زندگی فاطمه (س) درس بگیریم؛ بدانیم که حتی در تاریکترین لحظات تاریخ، میتوان با صدای حقیقت، جهان را روشن کرد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، به بررسی عمیقتر پیشینه بحران فکری و ایمانی جامعه پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و نقش درمانگری حضرت زهرا (س) در برابر این بیماری جمعی پرداخت. وی همچنین به محتوای اصلی خطبهها و سخنان فاطمی اشاره کرد و تأکید نمود که ریشه تمام آسیبهای جامعه، ضعف ایمان و بیماری قلبی مردم آن زمان بوده است.
استاد خسروپناه یادآور شد که بیشتر راویان سخنان حضرت فاطمه (س)، چهرههای برجستهای از صحابه پیامبر (ص) بودند: جابر بن عبدالله انصاری، عبدالله بن مسعود و دیگرانی که روایات حضرت فاطمه (س) را نقل کردهاند، از اصحاب برجسته پیامبر اکرم (ص) بودند. این نشان میدهد که سخنان فاطمی، تنها مختص شیعیان نبوده، بلکه در میان طیف گستردهای از اهل حق، بهویژه آنان که ایمانشان محکم بود، گرامی داشته و نقل شده است.
وی تصریح کرد: بخش قابل توجهی از راویان روایات زهرا (س)، همان افرادی بودند که در طول حیات پیامبر (ص)، ایمانشان مورد آزمون قرار گرفت و پاینده ماند.
استاد خسروپناه ریشه تمام مشکلات پس از رحلت پیامبر (ص) از جمله حوادث سقیفه و غصب فدک را ضعف ایمان دانست: اگر همه صحابه، همانند سلمان، ابوذر، عمار یاسر و مقداد بودند، سقیفه رخ نمیداد، فدک غصب نمیشد، و جاهلیت ثانویه شکل نمیگرفت. اما چه اتفاقی افتاد؟ ایمانها ضعیف بود، ایمانها متزلزل بود. بعضی فاسق بودند، بعضی فی قلوبهم مرض داشتند، برخی مرجِفون فی المدینه بودند، یعنی آنهایی که شایعهپراکنی و تردید در دل مردم ایجاد میکردند.
وی ادامه داد: حضرت فاطمه (س) در این شرایط، مانند یک طبیب حاذق، نخست بیماری جامعه را تشخیص داد و سپس درمانش را آغاز کرد. این طبابت، از طریق جهاد تبیین صورت گرفت.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با استناد به قرآن کریم، گفت: در قرآن، بیماری اصلی جامعه، شرک دانسته شده است؛ و درمان آن، توحید است. شرک لزوماً ساختن بت نیست؛ بلکه هرگاه انسان چیزی را جای خدا بگذارد، خواه پول، خواه قدرت، خواه خودِ نفس شرک کرده است.
استاد خسروپناه ادامه داد: بنابراین، بخش عمدهای از خطبهها و سخنان حضرت فاطمه (س) حول محور خداشناسی و توحید بوده است. ایشان در خطبههایشان، نعمتهای الهی، آفرینش آسمانها و زمین، اسماء و صفات خداوند را بیان میکردند. چرا؟ چون میدانستند: اگر انسان خدا را بشناسد، رفتارش عوض میشود.
وی تأکید کرد: هرچه باور ما به خدا ضعیفتر باشد، به همان اندازه در گناه و معصیت غرق میشویم. هرچه خدا را از زندگیمان دور کنیم، جایش را تکبر و استکبار پر میکند — همانطور که در فرعون بود: أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَى، چرا؟ چون ربوبیت خدا را انکار کرده بود. همانطور که شیطان، وقتی ربوبیت خدا را انکار کرد، از سجده سر باز زد.
استاد خسروپناه گفت که حضرت فاطمه (س) در این زمینه نیز دقت نظر داشتند: ایشان فرمودند که هیچ انسانی نمیتواند ذات خدا را بشناسد. تفکر در ذات خدا ممنوع است. اما انسان میتواند با تأمل در افعال خدا، آلای الهی و نعمتهای روزمره، به معرفتی از خدا دست یابد. ما میفهمیم که خدا ازلی و ابدی است، خالق و ربّ است، قضا و قدر دارد. این شناخت، پایهای برای سبک زندگی جدید است.
پیامبرشناسی: بعد دیگر جهاد تبیین فاطمی
استاد خسروپناه افزود که پس از خداشناسی، حضرت فاطمه (س) به پیامبرشناسی پرداختند: ایشان فضایل انبیا، بهویژه فضایل پیامبر اکرم (ص) را با جزئیات بیان میکردند. میگفتند: این انسان، یک فرد معمولی نیست؛ او، نزد خدا مقرب است! این همان طبابت معنوی بود که جامعه مریض پس از رحلت پیامبر (ص) به آن نیاز مبرم داشت.
وی گفت: حضرت فاطمه الزهرا (س) نه تنها دختر پیامبر (ص) بودند، بلکه طبیب جامعه در بحران بودند. ایشان با سخنانی کوتاه، اما عمیق، مرضهای قلبی را تشخیص دادند و درمانش را با کلام توحید و پیامبرشناسی ارائه کردند. ما امروز نیز، در دنیایی که پولپرستی، قدرتپرستی و هوای نفس در آن شکلهای جدیدی از شرک را ایجاد کردهاند، بیش از هر زمان نیازمند این طبابت فاطمی هستیم.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، به تبیین ابعاد گستردهتر جهاد تبیین حضرت زهرا (س) پرداخت و روشن کرد که ایشان چگونه با ارائه نظاممندِ معارف توحیدی، نبوت، امامت و معاد، سعی کردند جامعهای را که در معرض جاهلیت قرار گرفته بود، نجات دهند.
استاد خسروپناه گفت که بخشی دیگر از سخنان حضرت فاطمه (س)، حول امامت و ولایت بوده است: حضرت زهرا (س) در احادیثی مانند حدیث لوح، نام ۱۲ امام را از زبان پیامبر (ص) نقل کردهاند. همچنین حدیث غدیر، حدیث منزلت و حدیث معراج را بازگو کردهاند.
وی تصریح کرد: علت انحراف مردم پس از رحلت پیامبر (ص)، این بود که به جای ولایت امیرالمؤمنین (ع)، سراغ ولایت دیگران رفتند. اما همه میدانستند که تنها علی (ع) است که به تمام معارف، احکام و حقایق آگاه است.
استاد خسروپناه گفت که حضرت فاطمه (س) درباره معاد، قیامت، حشر و نشر، موقفها، نفخ صور و شکافتن زمین نیز سخنان دقیقی دارند: این مباحث، بخش مهمی از فرمایشات ایشان است. چرا؟ چون جامعه آن روز، ترس از قیامت را فراموش کرده بود. انسانی که باور واقعی به معاد دارد، هرگز دروغ نمیگوید، غیبت نمیکند و مال حرام نمیخورد.
انتهای پیام/