شناسهٔ خبر: 76009184 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایبنا | لینک خبر

هفت‌خوان عبور از اقیانوس آرام؛

روایت مردانی که در دل دریا، زندگی را به رغم همه تلخی‌ها جشن می‌گیرند

طی این ماموریت، از این دسته اتفاقات تلخ و شیرین، گاه و بی‌گاه برای هریک از اعضای دو ناو رخ می‌داد. اتفاقاتی مانند مژده تولد یک فرزند که گاهی حاضران را سر شوق می‌آورد و یا خبر درگذشت یکی از عزیزان که جان‌هارا غرق اندوه می‌کرد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،کتاب «موج بلند» گزارشی از بزرگ‌ترین سفر دریایی ایرانیان، با روایت علی‌صغر عزتی‌پاک به همت نشر معارف است. به مناسبت روز نیروی دریایی نگاهی کردیم به این کتاب و سفر پرماجرایی که در ناو گروه ۸۶ رقم خورد.

ناوگروه ۸۶ (هشتاد و ششمین مأموریت فراسرزمینی نیروی دریایی ارتش ایران) به دنبال حضور در دریاهای دور و بین‌المللی است. فتح اقیانوس‌ها و اعلام حضور در هر کجای زمین که نیاز باشد. این یک سفر تاریخی است که تا کنون حتی ابرقدرت‌های دنیا نیز از انجام آن عاجز بوده‌اند. دو ناو مکران و دنا با حدود ۳۶۰ نیروی غیور ارتش این مأموریت تاریخی را رقم زدند. عبور از مهلک‌ترین اقیانوس‌ها با ناوشکن دنا که تماماً ایرانی است و محصولی ملی، یک افتخار ابدی است.

سفر دریایی و چالش‌های ژئوپلیتیکی

سفر جسورانه و قدرت‌نمایی ناوگروه ۸۶ نیروی دریایی ارتش در حیاط خلوت قدرت‌های خودخوانده دنیا، تجربه‌ای میان سفر دریایی و چالش‌های ژئوپلیتیکی در برابر چشمانی که تنگ و گوش‌هایی که تیز شده و به دنبال هدف ایرانیان از این سفر جسورانه بود.

ناو مکران بزرگ و سنگین بود و دربرابر طوفان‌ها کمتر تکان می‌خورد، اما ناوشکن دنا که کوچک‌تر بود با امواج مهیبی که گاه ارتفاع آن‌ها به هشت یا ده متر می‌رسید از جا می‌جنبید و بالا و پایین می‌شد. دنا آن‌قدر با موج‌های بلند بالا و پایین می‌رفت که بند دل آدم پاره می‌شد. کج می‌رفت، راست می‌شد، کله می‌کرد و دوباره سینه‌اش به هوا می‌پرید. این‌ها از زبان افراد نیروی دریایی ارتش است که از روی ناو مکران به بازی نفس‌بر و هولناک آب با ناوچه دنا چشم دوخته بودند. با این‌حال خود بچه‌های دنا به این اندازه نترسیده بودند و از آن لحظات سهمگین تنها چیزی که به یاد می‌آوردند شوخی‌ها و بگوبخندهایشان بود؛ زیرا باور داشتند که این ناوشکن تمام ایرانی از این مصائب به سلامت خواهد گذشت. کارکنان این ناو به آن لقب ببر دریا را داده‌اند. دویدن میان موج‌ها و گریختن حرفه‌ای از خطرات مهلک، این نام را برازنده دنا کرده است.

روایت مردانی که در دل دریا، زندگی را به رغم همه تلخی‌ها جشن می‌گیرند

ناوگروه در حال نزدیک شدن به جزایر پولینزی که شبیه نعل اسب هستند بود که ناگهان هواپیمای نظامی فرانسه که در حال گشت‌زنی در آن منطقه بود بالای سر آن‌ها رسید و با تاکید بر اینکه این مجموعه جزایر متعلق به جمهوری فرانسه است اخطار داد تا هرچه سریع‌تر، هر دو ناو آن‌جارا ترک کنند. این اقدام نیروی دریایی برخلاف قوانین بین‌المللی نبود و اتفاقاً بر اساس قواعدی بود که خود فرانسوی‌ها وضع کرده بودند. طبق قوانین دولت فرانسه اگر شناورهای عبوری راغب باشند با چشم غیرمسلح از زیبایی‌های این جزیره استفاده کنند و گذرشان بی‌خطر و ایمن باشد، عبورشان از این منطقه مانع ندارد و حالا خود فرانسوی‌ها که مثلاً پدران حقوق جهان‌اند قوانینی که خودشان نوشته بودند را فراموش کرده‌اند.

غرق شدن در کویر آبی به یاد رابینسون کروزو

اما این تنها مسئله بر سر راه آن‌ها نبود. ناوگروه پس از عبور از اعماق اقیانوس و پشت سر گذاشتن پهنه بی‌مانندی که به کویر آبی شهره است حالا در حال نزدیک شدن به آب‌های شیلی است. پس از دوماه تنهایی، دوباره سروکله کشتی‌های عبوری و انسان‌ها پیدا می‌شود. بیرون آمدن از آن تنهایی جان تازه به افراد می‌دهد. بلاخره یکنواختی و ملالی که در روزهای طولانی دریانوردی در اقیانوس آرام وجود دارد هر انسانی را خسته می‌کند. شاید اصلاً به همین دلیل بود که وقتی ناوگروه به جزیره رابینسون کروزو رسید، همه جذب آن‌جا شدند و با یادآوری ماجراجویی‌های او، تا حدودی با آن شخصیت ادبی تنها و دورافتاده احساس نزدیکی کردند. البته که پس از ماجرای جزایر پولینزی، آمریکا به اهمیت این ماموریت پی برده بود و در تقلا بود تا در کار ناوگروه کارشکنی کند. علی‌رغم اینکه نتوانستند از لحاظ نظامی ناوگروه را به عقب‌نشینی وادار کنند، به ابزارهای سیاسی و حقوقی روی آوردند و آمریکا بلاخره زهرش را ریخت و مانع پذیرش ناوگروه در کشور شیلی شد. بله، به رغم هماهنگی‌های پیشین با این کشور، شیلی خلف وعده کرد و از تمام حرف‌هایی که زده بود عقب نشینی کرد و همه این‌ها به دلیل فشار آمریکا بود.

مصیبت‌های وارده بر ناوگروه ۸۶ تنها محدود به مداخله قدرت‌های خارجی نبود. گاهی وضعیت‌های دشوار پزشکی پیش می‌آمد. به عنوان مثال یک روز سر میز ناهار متوجه شدند یکی از کارکنان ناو مشکل چشمی پیدا کرده. اولین بار هردو چشم او نابینا می‌شود اما با تدابیر پزشکان ناو و امکاناتی که در اختیار داشتند، بینایی چشم‌هایش را به دست می‌آورد. با این‌حال گروه درمان حضور او را در این ماموریت به صلاح نمی‌دانند. بنابراین رایزنی‌هایی با کشور شیلی صورت می‌گیرد و برای سهولت انتقال او به کشور، دو فروند ناوشکن به طرف مکران فرستاده می‌شود.

یکی دیگر از این ماجراهای عجیب پزشکی عمل موفقیت‌آمیز آپاندیس یکی دیگر از کارکنان رسته تدارکات بود که در بهداری ناو مورد آزمایش و اسکن قرار گرفته و سپس توسط جراح ناوگروه عمل می‌شود. عمل جراحی موفقیت‌آمیز که باعث می‌شود تیم پزشکی خصوصاً دکتر ملازاده در مرکز توجهات قرار بگیرند.

هفت‌خوان دریاها و عبور از آب‌های نامهربان اقیانوس آرام

طی این ماموریت، از این دسته اتفاقات تلخ و شیرین، گاه و بی‌گاه برای هریک از اعضای دو ناو رخ می‌داد. اتفاقاتی مانند مژده تولد یک فرزند که گاهی حاضران را سر شوق می‌آورد و یا خبر درگذشت یکی از عزیزان که جان‌هارا غرق اندوه می‌کرد. به قول امیر فرهاد فتاحی، تولد فرزندان نیروها یکی از خبرهایی بوده که تقریباً هر ماه یک‌بار می‌شنیدند. خبری که پدرهارا هم خوشحال می‌کرده و هم ناراحت. ناراحتی به دلیل دوری از خانواده در چنین روزهای حساسی. از خاطرات تلخ نیز می‌توان به خبر فوت دختر یکی از کارکنان مکران اشاره کرد. رزمنده شریفی که به رغم بزرگی اندوه و غمش، برای مراعات احوال و روحیه همکارانش این خبر را تا مدت‌ها پوشیده نگه می‌دارد. اگرچه با اعلام این خبر هر یک از همکاران به زبانی تسلایش می‌دادند و شریک غمش می‌شدند. اما او نخواست دیگران را غمگین کند و اندوهی به آن بزرگی را به تنهایی تحمل کرد.

سفر ناوگروه ۸۶ از هفت‌خوان دریاها و عبور از آب‌های نامهربان اقیانوس آرام، تجربه‌ای فراتر از ماموریت‌های عملیاتی و عبور از امواج دشوار بود. آزمونی از استقامت، تاب‌آوری و امید انسان‌هایی است که در دل دریا، ماموریت و زندگی‌شان باهم گره خورده است. مردانی که یلدا، طولانی‌ترین شب سال را نه در کنار خانواده، که روی عرشه میان صدای موتور و خروش امواج جشن می‌گیرند. برخی شاهد تولد فرزندشان از دور بودند و برخی دیگر خبر از دست دادن عزیزانشان را دریافت می‌کردند. هرموج، هر چالش و هر لحظه دوری از خانه و خانواده فرصتی شد برای نشان دادن استقامت و ایمان به توانایی جمعی. تجربه‌ای طولانی که نشان داد حضور مستمر نیروی دریایی ایران در آب‌های دوردست نتیجه‌ای فراتر از تجهیزات و تکنولوژی است. نتیجه همت انسان‌هایی که در دل دریا، زندگی را به رغم همه تلخی‌ها جشن می‌گیرند.