سعید نصراللهی
مسئله زباله در نوشهر و چالوس از یک نارضایتی روزمره فراتر رفته و به یک بحران پایدار شهری تبدیل شده؛ بحرانی که نه فقط سیمای شهر را خراش داده، بلکه هوای آن را نیز سنگین و بیمار کرده است. این دو شهر که روزگاری وزش نسیمشان نماد صفا بود، اکنون درگیر بخاریاند که از دل زبالهسوز نوشهر سر میکشد و بهجای پایان دادن به چرخه زباله، خود به یکی از کانونهای آلودگی بدل شده است.
ریشه مشکل را نمیتوان تنها در یک نقطه جست. مجموعهای از تصمیمهای نیمهکاره، مدیریتهای کوتاهمدت و بیتوجهی به زیرساختهای لازم، بستر امروز را رقم زده است. زبالهسوزی که قرار بود پاسخی کارآمد به انباشت زباله باشد، بدون استانداردهای زیستمحیطی لازم راهاندازی شد؛ فیلترها یا ناکارآمدند یا بهدرستی نگهداری نمیشوند؛ سیستم پایش لحظهای وجود ندارد یا اگر هست، نتایج آن بهصورت عمومی شفاف نشده. در چنین وضعیتی خروج مهمانند و ذرات ریز از دودکش کارخانه فقط یک نشانه است، نشانهای از یک فرایند ناقص.
این آلودگی در سکوت هوا پخش میشود و بر لایههای زندگی مردم مینشیند: بر تنفس کودکان، بر کشاورزی منطقه، بر گردشگری که یکی از محورهای اصلی اقتصاد غرب مازندران است. گسترش این دود به شهرهای اطراف نشان میدهد که بحران محلی نیست و ظرفیت آن برای تبدیل شدن به یک چالش منطقهای کاملا واقعی است.
چنین وضعیتی نیازمند اقداماتی فراتر از وعدههای مقطعی است. انتظار میرود استاندار مازندران به عنوان بالاترین مقام اجرایی استان شخصا وارد موضوع شود. تشکیل یک کارگروه ویژه با حضور متخصصان محیطزیست، مهندسان، نمایندگان مردم و نهادهای نظارتی میتواند مسیر رسیدگی موثر را باز کند. این کارگروه باید چند وظیفه فوری داشته باشد:
- توقف یا محدودسازی فعالیت زبالهسوز تا زمان بررسی استانداردها.
- ارزیابی فنی و مستقل از وضعیت فیلترها، ظرفیتها و میزان واقعی انتشار آلایندهها.
- تدوین نقشه راه مدیریت پسماند شامل تفکیک زباله از مبدأ، بازیافت، کمپوست و کاهش وابستگی به زبالهسوز.
- اطلاعرسانی شفاف و عمومی درباره نتایج، برای بازگرداندن اعتماد از دسترفته مردم.
مردم سزاوار هوایی هستند که نفس بکشند، نه گازهای سمی که روی سینه شهر مینشیند. حل این بحران نه لطف، بلکه وظیفه حاکمیتی است و هر روز تأخیر، وزنهای اضافی بر دوش سلامت و آینده این منطقه خواهد بود.
انتهای پیام