شناسهٔ خبر: 75970380 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایبنا | لینک خبر

بررسی و نقد رمان «او»؛

شیفتگی افراطی؛ آفتی که هویت رمان را می‌بلعد

یک منتقد در یادداشتی به بررسی و نقد رمان «او» نوشته میثم امیری پرداخته است.

صاحب‌خبر -

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمد اسماعیل حاجی علیان، منتقد: کتاب «او» نوشتۀ میثم امیری، چاپ اول سال ۱۴۰۴ با انتشارات خط مقدم روانه بازار کتاب شده است، در صفحه بدرقه کتاب آمده: «با نگاهی به زندگی شهید عماد مُغنیه (حاج رضوان)» و در صفحه بعد از سرشناسه و در صفحه تقدیمی آمده است: «پیش از عملیات تخیل کن!» (عماد مُغنیه)

در صفحه تقدیمی نویسنده هم پاراگرافی در وصف «او» همان حاج رضوان یا شهید عماد مُغنیه و علاقه‌مندی نویسنده به سوژه آمده است که ذوب سراسری نویسنده در سوژه را مهر تایید می‌زند.

بعد از این‌ها، شیفتگی نویسنده به سوژه، فهرست آمده که بخش‌های مختلف و روایت‌های مختلف را شماره‌گذاری کرده که در رمان رایج نیست. البته رمان را در جلد و سرشناسه کتاب آورده اند و کشف مخاطب نیست.

کتاب او با روایت مادرشخصیت اصلی یا قهرمان یا همان سوژه مورد علاقه نویسنده، بعد از شهادت شخصیت اصلی و با بازگشت به گذشته یا بهتر است به قول ژرار ژنت؛ از گذشته گویی، و از ولادت سوژه و بعد کل زندگی شهید را در ۴۲ بخش مجزا با راویان اول شخص مجزا و متفاوت، روایت می‌کند.

سه بخش از این روایات توسط مادر شخصیت روایت می‌شود و دو بخش توسط همسرش و البته چندبار هم راویان همرزم شخصیت هم دوبخش را روایت می‌کنند. یک بخش هم دو روایت از دو فرزند شهید در یک بخش روایت می شود. مابقی، همه یک بخشی توسط یک راوی اول شخص درباره شخصیت می گوید. و یک روایت با دو راوی موازی، یکی از دوستان و دیگری از دشمنانش، متوالی یکی پس از دیگری، روایت می شود. در آخر کتاب که یک روایت آن توسط طراح یهودی ترور این شخصیت روایت می‌شود. همه راوی‌ها اول شخص هستند و اثر با عنوان «رمانِ او» چاپ و منتشر شده است.

این تاکید بر تنوع راوی‌ها و ویژگی‌شان بعد در این متن مورد تحلیل قرار خواهد گرفت و این جزئیات مثل ماشین «پاجیرو»، در همین کتاب، می‌تواند هم نقطه قوت بشود و هم نقطه ضعف. این نقاط را نقاط استراتژیک رمان می‌گویند. نقاطی که در سرنوشت رمان تاثیر بسیار بالایی دارند. اینها جدای از نقطه عطف و نقطه اوج و نقطه کاتالیست و… هستند. بهتر است برای دریافت بهتر از این متن اول کتاب او را خوانده باشید!

این راوی دو بخش را روایت می‌کند.

جمع بندی نهایی من به عنوان مخاطب این است که استراتژی نامناسب نویسنده و تمسخر آن توسط خودش و بی ثباتی و رازگونگی بسیار راویان در امر مشهود، اثر را تضعیف کرده و ای کاش نویسنده، بسان بخش آخر کتابش، برشی از زندگی قهرمان که معرف کل زندگی اوست یا چند برش را انتخاب می کرد و با اینهمه داده بی ثمر و گیج کننده مخاطب را از خودش و شخصیت قهرمان دور نمی کرد! که البته رمان پرتره شخصیت نیز چیزی غیر از این نیست.