در یک کانال دانشگاهی نوشتهاند: «وقتی به کودکی شکلاتی میدهید، چشمانش از شادی برق میزند؛ اما اگر به کودکی که کنارش ایستاده دو شکلات بدهید، چهره کودک اول بهسرعت تغییر میکند و نارضایتی از آن چیزی که در وهله اول خوشحالش کرده بود، در صورتش بهوضوح دیده میشود.
تمرکز بر چیزهایی که دیگران دارند و شما ندارید، سرچشمه نارضایتی شدید از زندگیای است که اگر مدام درحال مقایسه نبودید، از آن لذت میبردید.
با این کار، داشتههایتان دیگر اهمیتی ندارد و تنها چیزی که به آن فکر میکنید، این است که دیگری بیشتر از شما دارد».بله، چه خوب نوشتهاند.
با همین راهکار ساده میتوانید از زندگیتان لذت بیشتری ببرید و تمرکزتان را روی پیشرفت خودتان بگذارید.
همچنین میتوانید از هرچه ظلم و تبعیض در سطح خانواده، محله، شهر و کشور رخ میدهد، چشم بپوشید و خودتان هم گاهی اگر پیشرفتتان ایجاب میکرد، مقداری ظلم بر فرزند، همسایه، همشهری و هموطنتان روا دارید.اصلاً مهم نیست اگر در اداره یا بانک، همکارتان سه تا چهار برابر شما وام میگیرد و ماشین میخرد و ماشینش در عرض ۶ ماه ۶۰۰میلیون گران میشود، چراکه پراید شما هم حداقل ۲۰میلیون تومان گران شده است. واقعاً شکرگزار نیستید؟
اصلاً نیازی نیست بپرسید چرا بانک به شما با تأخیر ۱۸ ماهه وام ۱۵۰میلیونی فرزندآوری میدهد و نزدیکان فلان مسئول هنوز ازدواج نکرده، وامهای میلیاردی میگیرند. آخر مگر شما یک کارگر ساده از اسرار مملکتداری آگاه هستید؟
اصلاً شما سر پیاز هستید یا ته پیاز؟ خواهش میکنم سیبزمینی باشید.احتمالاً فقر زیاد باعث و بانی این نارضایتیهای شما و ناسپاسیتان است. باز هم سخت نگیرید.
ما برایتان کتابی ترجمه کردهایم که باعث میشود حالتان کمی بهتر شود و از این مرحله هم به سلامتی عبور کنید: کتاب «فقر احمق میکند» نوشته الدار شفیر.
جناب، ببخشید مگر العدل اساس الملک نبود؟ بله، اما احسان بهتر از عدل است، به احسان روی بیاورید.
آقا مگر شما «إنّما أنتم خُزّانُ الناس» نیستید که باید مراقب پایمال نشدن حقوق ما باشید؟
دوره صدر اسلام را با وضعیت الان مقایسه نکنید، هر دوره اقتضائات خودش را دارد.
پس وظیفه امر به معروف و نهی از منکر ما مردم چه میشود؟ «کلکم راع و کلکم مسئول» چه میشود؟ «مَن رَأی مِنکُم مُنکَرا فَلْیُغَیِّرْهُ بِیَدِهِ، فإن لَم یَستَطِعْ فبِلِسانِهِ» چه میشود؟
اگر حسودی کنید خودتان ضرر میکنید، خود دانید. حسودی در جایی است که با امکانات برابر، به داشتههای برادرمان که از تلاش و استعدادش نشأت گرفته حسادت کنیم.
وقتی شما از ابتدا روی یک کفه ترازو سنگ ۱۰ کیلویی میگذارید و بعد وزن میکنید، ما اگر ۵ کیلو طلا هم بگذاریم به شما نمیرسیم.
این نارضایتی از احساس ظلم است، نه از یک رذیله اخلاقی.دیگر آنکه اگر حسادت باشد، درون فرد و نسبت به فرد دیگر است نه کل یک اداره یا جامعه، دلسردی نمیآورد و انگیزه را نمیکشد.
وقتی من مطمئن شدهام اگر شبانهروزی هم تلاش کنم باز هم شما به کناریام این شکلات (وام، مسئولیت، رانت و...) را میدهید، دیگر چرا باید تلاش کنم؟
بنابراین شما یک شکلات ساده نمیدهید و من هم یک حس منفی حسادت پیدا نمیکنم؛ شما اساس معادلات و توازن جامعه را بههم میزنید و من هم با بدیهیترین خصلت انسانی یعنی احساس تبعیض با شما مبارزه خواهم کرد.
نسخه شکرگزاری مطلوب رانتیها
تمرکز بر چیزهایی که دیگران دارند و شما ندارید، سرچشمه نارضایتی شدید از زندگیای است که اگر مدام درحال مقایسه نبودید، از آن لذت میبردید.
صاحبخبر -
∎