به گزارش خبرگزاری آنا، حادثه تلخ واژگونی نیسان حامل کارگران پسماند در یکی از بزرگراههای تهران، بار دیگر نگاهها را به سوی شرایط سخت و ناایمن کار پاکبانان و کارگران خدمات شهری جلب کرد؛ افرادی که هر شب، بیصدا و بیادعا، در تاریکی خیابانها و میان انبوه خودروهای در حال عبور، تلاش میکنند تا شهری تمیز و زیبا برای دیگران باقی بماند. اما بهای این تلاشها، گاه جان آنهاست.
در این حادثه دلخراش، چهار کارگر جان خود را از دست دادند و نفر پنجم به شدت مجروح شد. گزارشها نشان میدهد علت مرگ، ضربه به سر ناشی از چپ شدن نیسان حامل کارگران بوده است. بنا بر گفته شاهدان، راننده پژو پارس با رانندگی غیرعادی باعث انحراف نیسان و در نهایت واژگونی آن شده است. اما ماجرا، فقط به خطای یک راننده ختم نمیشود.
بسیاری از کارگران شهرداری میگویند این اولین بار نیست که چنین خطری آنها را تهدید میکند. «ما هر شب با ترس سر کار میرویم»، یکی از پاکبانان منطقه ۲ تهران میگوید. «خودروهای فرسوده، چراغهای خراب، نداشتن جلیقه شبتاب و نبود کلاه ایمنی، بخشی از مشکلات ماست. فقط کافی است رانندهای کمی حواسپرت شود تا دیگر به خانه برنگردیم.»
مسئولیت فراموششده شهرداری
هرچند راننده پژو عامل مستقیم تصادف شناخته شده است، اما کارشناسان حوزه ایمنی کار بر این باورند که شهرداری نیز سهم عمدهای در این فاجعه دارد. استفاده از خودروهای غیراستاندارد برای حمل کارگران – بهویژه نیسانهای قدیمی و بدون حفاظ – سالهاست که به یک رویه عادی در بخش پسماند و خدمات شهری تبدیل شده است. این در حالی است که آییننامه ایمنی کار صراحت دارد حمل کارگران باید در خودروهای دارای صندلی، کمربند ایمنی و حفاظ انجام شود.
در واقع، اگر شهرداری برای جابهجایی این نیروهای زحمتکش از ونها یا مینیبوسهای ایمن استفاده میکرد، شاید امروز چهار خانواده داغدار نمیشدند. خطری که بارها کارگران نسبت به آن هشدار داده بودند، حالا به مرگ چندین نفر انجامیده است.
واکنش شهرداری و تغییر در ساعت کاری
در پی این حادثه، رضا کاظمیان، معاون هماهنگی و ارزیابی امور مناطق سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران، از برگزاری جلسهای با پلیس راهور خبر داد و گفت: «بعد از این اتفاق مقرر شد ماشینهای جاروب مکانیزه شبها طبق روال سابق فعالیت کنند، اما ساعت کاری پاکبانانی که نظافت پیادهروها و انهار را انجام میدهند، به صبح منتقل شد تا کار در روشنایی روز انجام گیرد و احتمال حوادث کاهش یابد.»
به گفته او، «این تغییر ساعت کاری تأثیری بر ترافیک نخواهد داشت، زیرا نظافت رفیوژ وسط بزرگراهها همچنان شبها انجام میشود.» این تصمیم با تأیید شورای شهر تهران اتخاذ شده است.
اما پرسش اصلی پابرجاست: آیا تغییر ساعت کاری میتواند جایگزین تأمین تجهیزات ایمنی، آموزش حرفهای و خودروهای مناسب شود؟
قصور پیمانکاران و نظارت ناکافی
سوده نجفی، عضو شورای شهر تهران، در واکنش به این حادثه تأکید کرده است: «قصور پیمانکار در حمل ۱۸ کارگر در یک نیسان محرز است، اما شهرداری نیز مقصر است که هنوز از نیروی انسانی بدون تجهیزات ایمنی برای نظافت اتوبانها استفاده میکند.»
او افزود: «تا زمانی که سیستم جمعآوری زباله و نظافت شهری به شکل سنتی اداره شود، احتمال تکرار چنین فجایعی بالاست.»
این سخنان نشان میدهد که بخش مهمی از مشکلات، به ساختار واگذار شده و پیمانکاریِ خدمات شهری بازمیگردد؛ جایی که پیمانکاران برای کاهش هزینهها، از خودروهای مستهلک و نیروهای بدون آموزش استفاده میکنند، در حالی که قراردادها به نام «خدمات استاندارد شهری» بسته میشود. نظارت ناکافی شهرداری بر عملکرد پیمانکاران، موجب شده تا جان کارگران در سایه بیقانونی و بیتوجهی از بین برود.
پاکبانان شبکار، یکی از پرخطرترین شغلها را در شهر بر عهده دارند. آنها در تاریکی و اغلب بدون دید کافی، کنار اتوبانها و خیابانها فعالیت میکنند. در حالی که رانندگان با سرعت بالا از کنارشان میگذرند، بسیاری از این کارگران حتی چراغ هشدار یا نوار شبتاب مناسب ندارند.
ضرورت پاسخگویی و اصلاح ساختار
حادثه اخیر نهتنها یک اتفاق تلخ انسانی، بلکه زنگ خطری برای نظام مدیریت شهری است. وظیفه شهرداری تنها جمعآوری زباله نیست؛ بلکه باید سلامت و امنیت نیروهای خود را نیز تضمین کند.
تجهیز نیروها به لباسهای شبتاب، کلاه ایمنی، خودروهای ایمن و بیمههای واقعی، حداقلترین اقداماتی است که میتواند جان صدها کارگر را نجات دهد. همچنین، جایگزینی سیستمهای مکانیزه به جای نیروی انسانی در نقاط پرخطر – مانند بزرگراهها – باید در اولویت قرار گیرد.
در نهایت، جان کارگران، بهایی نیست که برای تمیزی شهر پرداخت شود. اگر شهرداری و پیمانکاران بهجای نگاه اقتصادی، نگاه انسانی به این نیروها داشته باشند، شاید دیگر شاهد تکرار چنین فجایعی نباشیم.
حالا چهار خانواده، در سوگ عزیزانشان نشستهاند؛ خانوادههایی که پدرانشان برای پاکیزگی خیابانها جان باختند، اما قربانی ناپاکیِ مدیریت و بیتوجهی شدند.
انتهای پیام/