به گزارش ایرنا، دونالد ترامپ رئیسجمهور سابق آمریکا در چارچوب کارزار «اول آمریکا» خود و به بهانه حمایت از تولیدات داخلی، از تاریخ دوم آوریل (۱۳ فروردین) تعرفه جهانی ۱۰ درصدی پایه را بر تمامی کالاهای وارداتی به ایالات متحده اعلام کرد. تعرفه ویژه برای کالاهای وارداتی از چین ۳۴ درصد تعیین شد که رقم بسیار بالایی، به ویژه با توجه به صادرات ۴۳۹ میلیارد دلاری چین به آمریکا در سال ۲۰۲۴ محسوب میشود.
طبق آمارهای اعلامشده توسط پایگاه لیبرتی استریت اکونومیکس، حجم صادرات آمریکا به چین در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۴۳.۵ میلیارد دلار و حجم صادرات چین به آمریکا ۴۳۸.۹ میلیارد دلار بوده است. بر این اساس، تراز تجاری دو کشور ۲۹۵ میلیارد دلار به نفع چین است که این موضوع خشم واشنگتن و دولت ترامپ را برانگیخته است. ترامپ در این باره گفت: «هیچ کشوری نمیتواند از آمریکا بهرهبرداری کند.»
در پاسخ به تعرفههای ۳۴ درصدی، دولت چین اعلام کرد که تعرفههای مشابهی را بر کالاهای وارداتی از آمریکا اعمال خواهد کرد و صادرات برخی مواد حیاتی مانند خاکهای کمیاب را محدود خواهد کرد. این خاکها و عناصر نادر مانند لیتیوم و گالوانیوم نقش مهمی در صنایع فناوری و باتریهای خودروهای برقی و تلفنهای همراه دارند. در همین راستا، چین همچنین واردات برخی محصولات کشاورزی از آمریکا را متوقف کرده است.
چین علاوه بر این، تحقیقاتی ضد انحصاری را علیه شرکتهایی همچون DuPont آغاز کرده است که این موضوع تقابل دو قدرت اول اقتصادی دنیا را وارد مرحله پیچیده و جدیدی میکند. مقامات چینی معتقدند که آمریکا با نقض قوانین سازمان تجارت جهانی، تعادل بازارهای جهانی را به خطر انداخته و چین در واکنش به این روند، شکایتی رسمی در سازمان مذکور ثبت کرده است.

پیامدهای جهانی جنگ تعرفهای
اعمال تعرفههای سنگین از سوی ایالات متحده بر کالاهای چینی، موجب تغییرات قابل توجهی در سیاستهای تجاری چین و آمریکا خواهد شد. این جنگ تعرفهای به طور غیرمستقیم به سایر کشورهای آسیا، به ویژه ژاپن، کرهجنوبی و هند، تأثیرات خود را وارد کرده و در برخی موارد حتی باعث نزدیک شدن این کشورها به هم در مقابله با سیاستهای تجاری آمریکا شده است.
در سطح جهانی، این سیاستها احتمالاً پیامدهایی چون اختلال در زنجیرههای تأمین، افزایش هزینههای تولید برای شرکتهای چندملیتی و فشار بر صنایع فناوری و کشاورزی ایالات متحده به همراه خواهد داشت. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این وضعیت میتواند به نوعی «جنگ سرد اقتصادی» میان دو قدرت تبدیل شود، به ویژه آنکه روابط پکن و واشنگتن در سالهای اخیر در زمینههای مختلفی همچون تایوان، فناوری و امنیت سایبری دچار تنشهایی بوده است.
چین در سالهای اخیر تلاش کرده تا از وابستگی به بازار آمریکا رهایی یابد و به سمت توسعه بازارهای داخلی و منطقهای از طریق توافقهایی مانند «مشارکت اقتصادی جامع منطقهای (RCEP)» حرکت کند. در مقابل، ایالات متحده نیز به دنبال بازسازی زنجیره تأمین خود و کاهش وابستگی به چین است. این تلاشها در قالب افزایش سرمایهگذاری در زیرساختها و نوآوریهای داخلی و حمایت از کشورهایی نظیر هند، ویتنام و مکزیک برای جانشینی چین در برخی حوزههای تولیدی دنبال میشود.
پیامدهای منفی سیاستهای تعرفهای
با این حال، بسیاری از کارشناسان اقتصادی هشدار دادهاند که سیاستهای تعرفهای میتواند به ضرر هر دو کشور تمام شود. افزایش هزینههای واردات، کاهش رشد اقتصادی، تضعیف قدرت خرید مصرفکنندگان و بیثباتی بازارهای مالی از جمله پیامدهای احتمالی این تقابلهاست. همچنین این اقدامات میتواند تلاشهای جهانی برای بازیابی رشد اقتصادی پس از بحرانهای ناشی از همهگیری کووید-۱۹ را با چالش روبهرو کند.

تأثیر تعرفهها بر مصرفکنندگان آمریکایی
تعرفههای اعمالشده بر کالاهای وارداتی از چین و سایر کشورها منجر به افزایش قیمت محصولات در بازار آمریکا شده است. این افزایش قیمتها بهویژه در کالاهای مصرفی مانند پوشاک، کالاهای الکترونیکی و خودرو محسوس است. بهعنوان مثال، پیشبینی میشود قیمت خودروهای ارزانقیمت آمریکایی بین ۲ هزار و ۵۰۰ تا پنج هزار دلار و برخی مدلهای وارداتی تا ۲۰ هزار دلار افزایش یابد. این افزایش هزینهها میتواند منجر به کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان و تغییر الگوهای مصرفی آنها شود.
انتقال تولید شرکتهای آمریکایی به خارج از چین
برای کاهش تأثیر تعرفهها، بسیاری از شرکتهای آمریکایی مستقر در چین به دنبال انتقال تولیدات خود از این کشور به کشورهای دیگر هستند. کشورهای جنوبشرقی آسیا مانند ویتنام، کامبوج و بنگلادش به مقاصد محبوبی برای این انتقال تبدیل شدهاند. این موضوع بخشی از تلاش آمریکا برای کاهش قدرت تولید و صادرات چین است، که سایر کشورهای آسیایی بهویژه آسیای جنوبشرقی را به رقیبی برای چین تبدیل خواهد کرد.
با این حال، اعمال تعرفههای جدید بر واردات از این کشورها، شرکتهای آمریکایی را با چالشهای جدیدی مواجه کرده است. غولهای فناوری از ماهها پیش تحت فشار قرار داشتند تا بخشی از تولیدات خود را از چین به هند، برزیل، تایلند، ویتنام و همچنین داخل آمریکا منتقل کنند.
در مجموع، جنگ تجاری میان چین و آمریکا نهتنها بر دو کشور، بلکه بر اقتصاد جهانی تأثیرات قابلتوجهی خواهد داشت و به تغییرات اساسی در زنجیرههای تأمین، سیاستهای تجاری و رفتار مصرفکنندگان منجر خواهد شد. استمرار این وضعیت بدون بازگشت به میز مذاکره و یافتن راهحلهای سازنده میتواند نهتنها برای چین و آمریکا، بلکه برای کل اقتصاد جهانی زیانبار باشد.