شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در آستانه 8 شوال و به مناسبت سالروز واقعه «تخریب بقیع» در مطلبی نوشت: مسلمین در جهان امروز وارد یکی از سخت ترین شرائط هستند! از یک سوی مسائل غمبار فلسطین و غزه و لبنان و یمن است ! و از سوی دیگر در مسائل داخلی؛ فشار اقتصادی است که ستون فقرات خانواده های ضعیف را آسیب جدی زده !
در چنین شرائط دردناکی، با سالروز رخدادهای تلخ تاریخی مانند تخریب قبور اهلبیت (ع) مواجه میشویم که وقتی میخواهیم از آن بگوییم و بنویسیم، ندایی از بخشی از افکار عمومی می شنویم که میگوید ؛ به رخدادهای تخریبی امروز مان بپردازید که دین و دینای مان دد خطر قرار داده!
این ندای افکار عمومی؛ راست است و قابل احترام و صاحب این قلم همواره نوشته و خواهد نوشت . اما در عین حال نمیتوانیم از حساسیت های مهم دینی مان غفلت کنیم.
علت تکرار پاسخ های اعتقادی
از سوی دیگر ؛ گرچه در دید اولیه شاید نوشتن و گفتن، در این موضوع تکراری باشد، اما از آنجا که معاندین شرک آلود بودنِ نیات خود را در کسوت توحید، مخفی میکنند و دائما اباطیل خود را تکرار میکنند، برماست که سخن حق را نیز تکرار کنیم تا نسل جدید با ساختار فکری دینی آشنا بوده و مقهور امواج تبلیغی معاندان نشود.
بناسازی وصیانت از قبور صالحان و اولیاء در قرآن
در جریان نزاع میان مسیحیان و مشرکان در مورد اجساد اصحاب کهف، برخی گفتند مقبره، یا دیواری جلوی درب غار آنها ساخته شود: «فَقَالُوا ابْنُوا عَلَیهِمْ بُنْیانًا» (کهف/۱۸، ۲۱) تا از دید مردم مخفی بمانند. برخی دیگر پیشنهاد دادند تامسجد و معبدی بر روی قبور آنان ساخته شود. «لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِمْ مَسْجِدًا».
مهم این است در قرآن اشارهای به شرک بودن بنا و یا مسجد اصلا نشده است.
بررسی مسئله بر اساس حدیث
در روایات اهل سنت آمده؛ اول کسی که آمد و بر روی قبر پیامبر دیواری نهاد و سنگ بنای حرم و بارگاه را بر قبر پیامبر ساخت عمر بن الخطاب بود _ فکان أول من بنی علیه جدارا عمر بن الخطاب.(طبقات لابن سعد۲۹۴/۲)
در روایات شیعه که به وفور این موضوع طرح شده و نمونه آن؛ «شیخ طوسی با اسنادش از أَبِی عَامِرٍ وَاعِظِ نقل میکند که از امام صادق (ع) در مورد زیارت امام علی (ع) و ساخت و بنا تعمیر حرم آن حضرت پرسیدم؟ امام صادق (ع) به سند متصل از پدرش تا رسول الله (ص) نقل نمود که حضرت فرمود: دلهای خوبان عالَم به سمت و سوی ماست و آنان بر ساخت بنا و بازسازی قبور ما تلاش کرده و چنین فردی از مخصوصین مورد شفاعت من خواهد بود. ؛ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قُلُوبَ نُجَبَاءَ مِنْ خَلْقِهِ وَ صَفْوَهٍ مِنْ عِبَادِهِ تَحِنُّ إِلَیْکُمْ ..فَیَعْمُرُونَ قُبُورَکُمْ … أُولَئِکَ یَا عَلِیُّ الْمَخْصُوصُونَ بِشَفَاعَتِی وَ الْوَارِدُونَ حَوْضِی وَ هُمْ زُوَّارِی غَداً فِی الْجَنَّهِ…» (وسائل۳۸۳/۱۴)
بناها و ساخت و سازها بر قبور بزرگان اهل سنت
قبر ابوحنیفه پیشوای حنفی در بغداد و قبر امام شافعی پیشوای شافعیها در مصر و قبر احمد بن حنبل در بغداد و قبر محمد بخاری در سمرقند و … دارای گنبد و بارگاه است و محل زیارت علاقمندان از اهل سنت است.
آثار اخلاقی و تربیتی در بنا و ساختمان قبور انبیاء و اولیاء
بنا و ساختن قبور انبیاء و اولیاء و ساختن مسجد در مجاورت آن ، نه تنها کوچکترین مانع شرعی ندارد بلکه دارای محسّنات دینی و اخلاقی و تربیتی و حتی تاثیرات ژرف اجتماعی نیز میباشد.
امامت با تخریب بقیع آسیب نمی بیند
در زمینه بنای ساختمانی حرم اهلبیت عصمت (ع) سخن ما این است که ما به حکم قرآن بر آن اصرار داریم و بی حرمتی به آن را بر نمی تابیم؛ حرم اهلبیت (سلام الله علیهم اجمعین) مصداق روشن آیه ۳۶ نور است که فرمود: “بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ” ؛ چراغ پرفروغ در خانههايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ترفیع داشته و در آنها نام خدا برده شود، و صبح و شام در آنها تسبيح او گويند.
روشن است؛ تخریب ها و اهانت ها دیروز وهابیت و امروز سلفی ها و داعشی ها ، ذره ای آسیب به مقام امامت ائمه دین (ع) نزده و نمیتواند بزند؛ یرِیدُونَ لِیطْفِؤُا نُورَ الله بِأَفْواهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کرِهَ الْکافِرُونَ﴾ (الصف: ۸)
استاد بزرگوار آیتالله جوادی آملی میفرمودند؛ هیچ فرقی از این نظر بین جِیشِ ابرهه و این وهّابیها نیست! آنها آمدند کعبه را خراب بکنند، اینها هم آمدند با امامت بجنگند ولی نشد! حالا چهار تا آجر را برداشتند امّا بالأخره امامت سر جایش محفوظ ماند.
توجه همیشگی مرجعیت به مسئله تخریب قبور ائمه بقیع و تلاش در حل آن
مرجعیت شیعه بالاترین نهاد دینی در شیعه هیچ گاه از مسئله تخریب و اهانت به قبور ائمه (ع) غفلت نداشته و ندارند.
استاد عزیز و عظیم الشان آیت الله شبیری زنجانی نقل می کردند : مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی به حج مشرف نشده بود. شنیدم فرموده بود؛ اگر بروم باید بتوانم قبور ائمه بقیع ع را احیاء کنم و اگر نتوانم این کار را انجام دهم ، ضربه بزرگی به تشیّع است! چون می گویند مرجع عام شیعه آمد و نتوانست کاری کند!
این مواجه از سوی مرجعیت، به فراخور زمان ادامه یافته است، به عنوان نمونه؛ حضرت استاد بزرگوار آیت الله فاضل لنکرانی (ره) در درس فرمودند: “این اهانتی که به بقاع متبرکه شده! حال که میتوانیم یک عکس العملی نشان بدهیم ولو به همین مقدار، باید داشته باشبم تا ان شاء الله در آینده این بقاع متبرکه با یک عظمت بیشتری تجدید بشود.”
مسئولیتِ روحانیت روشن و به روز
از سوی دیگر؛ حوزویان و اساتید ارجمندی که از نعمت فکر روشن و به روز بهرمند هستند قطعا میتوانند با ارتباطات فکری و قلمی با پشتوانه مرجعیت به حل این موضوع رنج آور خاتمه دهند گرچه ممکن است این اصلاحات که در واقع بازگشت به باورهای غلط یک مکتب دارد طولانی و زمانبر باشد.
امروز نهادهای بین المللی، افکار عمومی، عواطف انسانی در جهان میتواند از بیرون به تلاش های اهل فکر و قلم کمک جدی کند.
مواجه جناب آیت الله سید موسی صدر مشهور به امام موسی صدر در راستای این بحران فکری و اعتقادی در بیش از ۵۰ سال قبل الگوی خوبی است.
امام موسی صدر در نامه مهمی به شاهزاده سعودی دربارهٔ بازسازی ظاهری بقیع ، تجلیل از اهل بیت (ع) بشکل عقلانی در عین ادب و تدبیر نوشت : در آن دیدار به خاطر بزرگوار و همت بلند و دورنگری و روشنبینی جناب عالی گفتم؛ ساختن بارگاه برای امامان اهل بیت، مورد اتفاق فقهای مسلمانان نیست و به همین سبب، برای پرهیز از حرج، چنین درخواستی نداریم، اما سر و سامان دادن به قبرستان و آسفالت یا سنگفرش کردن راههای داخلی آن و کاشتن اطراف آن و تبدیل آن به بوستانی آزاد با فواره و آبنما و مرمت دیوارها و گذاشتن سنگهای زیبا در آنها و تعبیه سایهبانهای مرتب گرداگرد آن و اقداماتی از این دست، موضع اتفاق فقهاست و موجب تکریم صدها هزار نفر زائر و عمرهگزار و حجگزار و دوستدار است و سبب تألیف قلوب گِردِ رهبریِ اسلامی درخشان و فزاینده شما خواهد بود”.
متاسفانه این مسیر در میان اصحاب فکر و مرتبط با جهان اسلام ادامه نیافت در حالیکه امروز تاثیر شگفت آور قدرت دیپلماسی و عواطف انسانی غیر قابل انکار است.
سیاستمداری که آمد زخم تخریب بقیع را التیام بخشد اما … !
به نظر می رسد ما نتوانستیم از ظرفیت های بین المللی و دیپلماسی و نیز حضور روشنفکران شیعه و سنی در این عرصه استفاده کنیم.
شاید اگر آنانکه به اصطلاحِ مریدان شان؛ “هزاره سوم”! بودند؛ مانع تراشی و جفا نمی کردند و روند مثبت ارتباطات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی با مقاماتِ وقت سعودی ادامه می یافت، موضوع بازسازی بقیع، مانند؛ باز شدنِ درب بقیع به روی زنان و نیز اجازه بازدید یک عالم شیعی از باغ فدک مدینه، نیز به نقطه حداقلی می رسید.
اما امان از نادانانِ داخلی و دشمنانِ خارجی!