شناسهٔ خبر: 72022837 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: گیمفا | لینک خبر

۱۰ فرنچایز بازی که بیشترین تغییر را در طول زمان داشته‌اند

صاحب‌خبر -

در دنیای بازی‌های ویدیویی، ساختن دنباله برای یک فرنچایز بازی بسیار معمول است؛ اما در این میان برخی دنباله‌ها دستخوش تغییرات اساسی می‌شوند. در این مقاله به ۱۰ فرنچایز که بیشترین تغییرات را در طول زمان داشته‌اند می‌پردازیم.

دو روز پیش بازی موردانتظار Assassin’s Creed Shadows منتشر شد و پس از بحث‌های فراوانی که حول این بازی وجود داشت، طرفداران نهایتاً دیدند که با چه چیزی طرف هستند. قضاوت در مورد خوب یا بد بودن این بازی را به خودتان واگذار می‌کنم، اما چیزی که همه‌مان با دیدن چند بازی آخر این سری متوجه‌اش شدیم، تغییرات عظیمی است که یوبیسافت طی زمان در این فرنچایز ایجاد کرده است. این قضیه مرا به فکر واداشت که واقعاً چند فرنچایز دیگر وجود دارند که در طول عمر خود، تا این حد بالا و پایین داشته باشند؟ چند فرنچایز اکنون فقط نام و تم اصلی بازی را یدک می‌کشند و در اصل بازی دیگری هستند؟

در مورد برخی فرنچایزها این تغییرات مثبت بوده و توانسته کل سری را نجات دهد، در مورد برخی دیگر با استقبال روبرو نشده و به نام اصلی فرنچایز نیز ضربه زده است. در مواردی هم اتفاق خاصی رخ نداده و یک فرنچایز محبوب حتی با تغییرات فراوان نیز محبوب باقی مانده است. نکته این است هرچقدر عمر یک فرنچایز بالا می‌رود، اعمال تغییرات در آن اجتناب ناپذیر است. امکان ندارد شما بتوانید یک بازی را با تکنولوژی و حال و هوای ۲۰ سال پیش وارد بازار کنید و باز هم نتیجه بگیرید. اما اینکه این تغییرات تا چه حد مثبت و در خدمت مدرن کردن فرنچایز باشند، کار بسیار دشواری است.

در ادامه شما را با ۱۰ فرنچایز که بیشترین بالا و پایین‌ها را در تاریخ خود داشتند تنها می‌گذارم!

Spec Ops

spec ops

فرنچایز Spec Ops در ابتدا یکی از آن شوترهای نظامی بود که شاید تنها علاقه‌مندان به بازی‌های جنگی آن را به خاطر داشته باشند. عناوین قدیمی این سری در دهه ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ بیشتر روی گیم‌پلی کلاسیک و مأموریت‌های نظامی تمرکز داشتند و در بهترین حالت، یک شوتر تاکتیکی معمولی محسوب می‌شدند. اما ناگهان در سال ۲۰۱۲، Spec Ops: The Line از ناکجاآباد ظاهر شد و همه را شوکه کرد!

The Line همه چیز را تغییر داد؛ از یک شوتر ساده تبدیل شد به یک اثر داستان‌محور عمیق که روان انسان را به چالش می‌کشید. داستان آن، که به شدت از Apocalypse Now الهام گرفته بود، بازیکن را مجبور می‌کرد تا با انتخاب‌های اخلاقی سختی مواجه شود. گیم‌پلی همچنان یک شوتر سوم‌شخص بود، اما آنچه باعث شد بازی در ذهن‌ها ماندگار شود، روایت تلخ و سیاه آن بود که باعث شد نام Spec Ops دیگر فقط به عنوان یک بازی جنگی شناخته نشود.

شاید The Line اکنون یکی از عناوین کلاسیک سبک خودش محسوب شود، اما زمانی که عرضه شد فروش کمی داشت و متاسفانه همین باعث شد بهترین بازی مجموعه، آخرین بازی آن نیز باشد!

Assassin’s Creed

assassin's Creed

وقتی اولین نسخه Assassin’s Creed در سال ۲۰۰۷ عرضه شد، همه عاشق ایده پارکور در شهرهای قرون وسطایی و قتل‌های مخفیانه شدند. بازی ترکیبی از ماجراجویی، داستان تاریخی و مخفی‌کاری بود که به لطف شخصیت کاریزماتیک الطائر، طرفداران زیادی پیدا کرد. اما یوبیسافت هرگز به یک فرمول ثابت پایبند نماند و بعد از نسخه‌های Ezio، کم‌کم بازی را به سمت اکشن بیشتر و جهان‌های بزرگ‌تر برد.

اگرچه تا Black Flag همچنان ریشه‌های مخفی‌کاری در بازی دیده می‌شد، اما از نسخه Origins به بعد، سری کاملاً به یک بازی RPG جهان‌باز تبدیل شد. حالا مخفی‌کاری تقریباً فراموش شده و سیستم لوت و درخت مهارت جای آن را گرفته است. آن‌ها حتی با Mirage سعی کردند تا حدی به ریشه‌ها برگردند که پروژه‌ی خیلی موفقی نبود! برخی طرفداران قدیمی از این تغییرات ناراحت‌اند، اما فروش بازی‌ها نشان می‌دهد که این تغییر بزرگ برای اکثر گیمرها خوشایند بوده است.

Yakuza

yakuza

اولین نسخه Yakuza که در سال ۲۰۰۵ عرضه شد، بیشتر شبیه یک GTA ژاپنی بود که داستانی دراماتیک درباره مافیا و زندگی خلافکاران توکیو را روایت می‌کرد. شخصیت کازوما، یک قهرمان آرام و خشن بود که در دل یک دنیای پر از زد و خورد و جنایت قرار داشت. مبارزات بازی مثل یک عنوان بزن‌بهادری سینمایی بود و داستان آن نیز سعی داشت جدی و تاریک باشد.

اما از نسخه‌های بعدی، مخصوصاً Yakuza 0، سازندگان این فرنچایز فهمیدند که جدیت بیش از حد جواب نمی‌دهد و یک چاشنی دیوانگی برای سری لازم است! حالا سری Yakuza پر از مینی‌گیم‌های عجیب، مأموریت‌های مضحک، کارائوکه خواندن، کشتی گرفتن با تمساح، و ده‌ها اتفاق عجیب و بامزه دیگر شده است. حتی Like a Dragon، سیستم مبارزات را از بزن‌بهادری کلاسیک به نقش‌آفرینی نوبتی تغییر داد. بازی آخر مجموعه هم که چندی پیش با نام Pirate Yakuza in Hawaii عرضه شد، کلاً در فضایی تروپیکال و متفاوت از سایر عناوین سری اتفاق می‌افتد!

Call of Duty

call of duty

وقتی اولین نسخه Call of Duty در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، این سری فقط یک شوتر خطی بود که جنگ جهانی دوم را با روایت‌های سینمایی بازسازی می‌کرد. اما با گذشت زمان، سری به سمت جنگ‌های مدرن حرکت کرد و با Modern Warfare و Black Ops به اوج محبوبیت رسید.

البته همه چیز به اینجا ختم نشد، چون اکتیویژن تصمیم گرفت CoD را به فضا هم بفرستد! نسخه Infinite Warfare یکی از عجیب‌ترین تغییرات سری بود که طرفداران چندان از آن استقبال نکردند. نتیجه چه بود؟ بازگشت مجدد به ریشه‌ها. با عرضه Modern Warfare 2019 و WWII، این سری دوباره به حال و هوای قدیمی خود بازگشت، هرچند که بخش چندنفره همچنان تمرکز اصلی بازی باقی ماند. البته همین بخش هم در نسخه‌های آخر بسیار رنگی‌تر و نوجوان‌پسندتر از سابق شده و اصلاً بعید نیست ببینید دختری با موهای بنفش، یک سرباز آمریکایی تا بن دندان مسلح و یک نفر با ماسک گوریل در کنار یکدیگر می‌جنگند!

Grand Theft Auto

gta

شاید بسیاری از کسانی که این مقاله را می‌خوانند تا به حال متوجه تغییرات اساسی سری Grand Theft Auto نشده باشند، چرا که این فرنچایز تقریباً از زمان عرضه‌ی عنوان GTA III یک فرمول ثابت را پیش گرفته است. اما جالب است بدانید اولین نسخه‌های GTA در دهه ۹۰، بازی‌هایی دوبعدی با نمای بالا بودند که در مقابل عناوین کنونی سری شبیه یک شوخی بزرگ بودند! وقتی GTA III در سال ۲۰۰۱ منتشر شد، همه چیز تغییر کرد. این بازی عملاً انقلابی در بازی‌های جهان‌باز ایجاد کرد و از همان زمان، GTA به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فرنچایزهای صنعت شناخته شد.

با GTA V، این سری به حدی تکامل پیدا کرد که حتی بعد از ۱۲ سال، هنوز هم جزو پرفروش‌ترین بازی‌هاست. بازی به یک دنیای آنلاین زنده تبدیل شده که همچنان به‌روزرسانی دریافت می‌کند. حالا همه منتظر GTA VI هستند تا ببینند راک‌استار چه تغییرات جدیدی را برای این فرنچایز رقم خواهد زد!

God of War

god of war

God of War از سال ۲۰۰۵ با یک کریتوس بی‌رحم و خشن که فقط به انتقام فکر می‌کرد، کارش را شروع کرد. این سری یک هک اند اسلش کلاسیک بود که روی اکشن سریع، کمبوهای دیوانه‌وار و خشونت بی‌حدومرز تمرکز داشت. اما بعد از سه‌گانه اصلی و چند نسخه فرعی، به نظر می‌رسید که این سبک گیم‌پلی و داستانی به ته خط رسیده است. وقتی God of War: Ascension عرضه شد، همه حس کردند که این سری نیاز به یک تغییر اساسی دارد، چون فرمول تکراری آن داشت طرفداران را خسته می‌کرد.

بعد از چند سال سکوت، در سال ۲۰۱۸ کریتوس با سبکی کاملاً جدید برگشت. این بار او به اسکاندیناوی مهاجرت کرده و یک پدر دلسوز شده بود! گیم‌پلی از هک اند اسلش کلاسیک به مبارزات تاکتیکی‌تر و دوربین سوم‌شخص نزدیک‌تر تغییر پیدا کرد. سیستم مبارزات با تبر لیوایاتان کاملاً جدید و عمیق شده بود، و داستان به جای یک انتقام خونین، روایتی احساسی درباره رابطه پدر و پسر را ارائه می‌داد. این تغییرات باعث شدند که God of War (2018) به یکی از بهترین بازی‌های نسل تبدیل شود و ادامه‌اش، God of War: Ragnarok، هم همین مسیر را ادامه داد و این فرنچایز را به سطحی جدید رساند.

Resident Evil

resident evil

به جرئت می‌توان گفت Resident Evil یکی از معدود فرنچایزهایی است که توانسته پس از این همه تغییر در ادوار مختلف، هنوز هم طرفداران خود را حفظ کند و یکی از محبوب‌ترین بازی‌های جهان باقی بماند. اولین تغییر اساسی سری در نسخه چهارم بود که بازی از یک بازی ترسناک با دوربین ایزومتریک، به یک بازی شوتر سوم شخص با المان‌های ترس و بقا تبدیل شد. نسخه‌ی چهارم حتی مکانیزم «دوربین روی شانه» را نیز ارائه کرد که استانداردی جدید برای بازی‌های سوم شخص تعیین می‌کرد. بازی در دو نسخه‌ی بعدی اکشن و اکشن‌تر شد تا جایی که در نسخه‌ی ششم تقریباً اثری از المان‌های وحشت سری دیده نمی‌شد.

پس از اعتراضات عظیم طرفداران به رویکرد کاملاً اکشن نسخه ششم، کپکام بازی را به کلی تغییر داد و در نسخه‌های هفتم و هشتم، میزان صحنه‌های اکشن را به شدت کاهش، و دوربین بازی را نیز به حالت اول شخص تغییر داد. بازسازی عناوین قدیمی سری هم از طرف دیگر ثابت کرد کپکام فرمول محبوبش را هنوز فراموش نکرده و هنوز هم می‌تواند در این سبک شاهکار خلق کند!

شایعات حاکی از این است که نسخه‌ی نهم سری نیز قرار است المان‌های جهان باز داشته باشد که در صورت صحت آن، یک تغییر بزرگ دیگر در انتظار سری محبوب Resident Evil است!

Final Fantasy

final fantasy

Final Fantasy را می‌توان یکی از منعطف‌ترین فرنچایزهای تاریخ دانست، چون هر نسخه‌اش تقریباً با نسخه قبلی متفاوت است؛ از روزهای طلایی Final Fantasy VII که استانداردهای RPGهای نوبتی را تعریف کرد، تا نسخه‌های بعدی که هرکدام سیستم‌های جدیدی را امتحان کردند. برای مثال، Final Fantasy X آخرین نسخه‌ای بود که مبارزات کاملاً نوبتی داشت و بعد از آن، سری کم‌کم به سمت اکشن‌تر شدن رفت. Final Fantasy XII یک سیستم شبه MMO معرفی کرد، Final Fantasy XIII روی مبارزات سینمایی تمرکز کرد، و Final Fantasy XV تقریباً یک اکشن-RPG کامل شد.

و حالا به Final Fantasy XVI می‌رسیم که دیگر رسماً تبدیل به یک بازی اکشن شده است، طوری که طرفداران قدیمی اصلاً نمی‌توانند باور کنند این همان سری نوبتی کلاسیک است. حتی داستان و دنیاسازی این نسخه به سبک دارک فانتزی نزدیک‌تر شده و شباهت‌هایی به Game of Thrones دارد. خلاصه این که Final Fantasy یک فرنچایز است که از ابتدا تا امروز همیشه در حال تغییر بوده، و این ویژگی باعث شده پس از این همه عنوان ریز و درشت، این سری هنوز حرفی جدید برای گفتن داشته باشد!

Prince of Persia

prince of persia

Prince of Persia یکی از قدیمی‌ترین فرنچایزهای این لیست است که از سال ۱۹۸۹ کارش را با یک پلتفرمر سینمایی دوبعدی شروع کرد. این سری در اوایل کارش به واسطه گیم‌پلی چالش‌برانگیز و حرکات انیمیشنی نرم شناخته می‌شد. اما در سال ۲۰۰۳ با Prince of Persia: The Sands of Time، این سری دوباره متولد شد و به یکی از تأثیرگذارترین بازی‌های اکشن-ماجراجویی تبدیل شد. مبارزات آکروباتیک، مکانیک بازگرداندن زمان و داستان جذاب، همه باعث شدند که این نسخه به یک کلاسیک بی‌نظیر تبدیل شود.

اما یوبی‌سافت نتوانست این فرمول را برای همیشه نگه دارد. Warrior Within سری را دارک‌تر و خشن‌تر کرد، The Two Thrones سعی کرد تعادل برقرار کند، و سپس در سال ۲۰۰۸، یک ریبوت کاملاً متفاوت عرضه شد که از نظر گرافیکی و داستانی تغییرات زیادی داشت اما در نهایت موفق نشد. با آمدن Assassin’s Creed، یوبی‌سافت تقریباً این فرنچایز را رها کرد، با اینکه مشخص نیست یوبیسافت می‌خواهد با این سری چه کند، اما بازسازی Sands of Time و جدیدترین عنوان سری به نام The Lost Crown، نشان می‌دهند این کمپانی هنوز شاهزاده‌ی ایرانی را فراموش نکرده است.

Tomb Raider

tomb raider

لارا کرافت یکی از نمادین‌ترین شخصیت‌های دنیای گیم است، اما مسیر او در طول این سال‌ها کاملاً تغییر کرده است. Tomb Raider در سال ۱۹۹۶ به عنوان یک ماجراجویی اکشن سه‌بعدی عرضه شد که ترکیبی از معماها، اکتشاف، و تیراندازی بود. این سبک گیم‌پلی تا اواخر دهه ۲۰۰۰ ادامه داشت، اما در آن زمان فرمول بازی کمی کهنه شده بود و نسخه‌های اخیر مثل Tomb Raider: Underworld دیگر جذابیت سابق را نداشتند.

در سال ۲۰۱۳، سری کاملاً ریبوت شد و لارا از یک ماجراجوی حرفه‌ای به یک بازمانده جوان تبدیل شد که تازه یاد می‌گرفت چطور زنده بماند. بازی‌های Tomb Raider (2013)، Rise of the Tomb Raider و Shadow of the Tomb Raider بیشتر بر بقا، شکار، و دنیای باز تمرکز کردند و لحن داستانی واقع‌گرایانه‌تری داشتند. این تغییرات باعث شدند که فرنچایز دوباره زنده شود و با اینکه هنوز مشخص نیست آینده این سری چه خواهد شد، اما قطعی است که لارا کرافت همیشه در حال تکامل بوده و خواهد بود.

نظر شما چیست؟ کدام فرنچایزها به نظر شما بیشترین تغییرات را داشته‌اند؟

SorenThunderDoomدکتره گیمفاNaomi SakuraiBALDVIN IVObi wankian𝐓𝐡𝐞 𝐆𝐮𝐚𝐫𝐝𝐢𝐚𝐧 𝐀𝐧𝐠𝐞𝐥mrباران¸salehGOD OF WAR 3رضا حیدرعلیIliya GhanbariFabulous Slayerساب زیرو ️Old blacksmithRichmansattarzadeh𓄂𓆃Kind Killer𓄂𓆃more