مهران زارعیان، منتقد سینما با اختصاص دادن نمرهی یک از پنج به فیلم پروین، در روزنامه فرهیختگان نوشت:
«در نگاه اول در ایام جشنواره، فیلم «پروین» به دلم نشست و مهمترین دلیلش این بود که فیلم خوش رنگ و لعابی بود که از پس مهمترین چالش فیلمهای زندگینامهای، یعنی کنترل ریتم برمیآمد. همین دو عامل هم به همراه بازی به اندازهی مارال بنیآدم در نقش پروین اعتصامی، میتواند کافی باشد تا بگوییم پروین نمره قبولی میگیرد و فیلم بدی نیست.
با این حال، دستیابی به این حداقلها برای موفقیت کامل فیلم کفایت نمیکند. پروین یک مشکل بزرگ دارد که مربوط به اساس و مبنای منطق درونی فیلم است؛ در «پروین» قرار است پرترهای از یکی از مهمترین شاعران معاصران ایران ببینیم که زن نیز بوده و در دوران وخیمی از نظر شرایط اجتماعی مردسالارانه زندگی کرده است.
اما فیلم در حقیقت چه به ما نشان داده است؟ یک نیمچه روایت تاریخی و روزنامهای که بر زندگی خانوادگی پروین اعتصامی مکث بیشتر دارد و قهرمانش نیز تا حد زیادی منفعل و خنثی است.
محمدرضا ورزی را به خاطر سریالهایش که روایتگر تاریخ معاصر هستند میشناسیم و در اینجا نیز رویکرد اصلی او مشابه سریالهایش بوده که مثل کتب تاریخی نگاهی معطوف به وقایع، رویدادها، تنشهای بیرونی و بازنمایی مناسبات سیاسی و اجتماعی دارند.
شاید در مقام نقد فیلم چندان نباید کار داشته باشیم که فیلمساز چه رویکرد و زاویه نگاهی انتخاب کرده یا میخواهد چه بگوید اما در مقام ژورنالیست این نقد را وارد میدانم که ورزی در «پروین» زاویه نگاهش را به درستی انتخاب نکرده و حیف است فیلمی درباره پروین اعتصامی ساخته شود اما شاعرانگی و نگاه تغزلی در آن غایب باشد.
البته فیلمساز ظاهراً متوجه این نکته بوده و سعی کرده از طریق قابهای زیبا از طبیعت پاییزی و حال و هوای ایران قدیم، به فیلم رنگ شاعرانگی بپاشد و سرتاسر اثر نیز در هر موقعیتی چند بیت شعر در دهان شخصیتها بگذارد که شیرفهم شویم آنها از یک عقبهی ادبی و شاعرانه میآیند. این تلاشها اما طبیعتاً عمق نمییابد و کافی نیست تا وجه شاعرانهی پرترهی پروین اعتصامی را منعکس کند.
فیلم یک سکانس تاثیرگذار در پایان دارد که ماجرای بداههسرایی شعر معروف محتسب پروین را نشان میدهد و ماجرا ذاتاً احساس تحسین برای پروین اعتصامی برمیانگیزد. با این حال کلیت فیلم طوری طراحی نشده که آن سکانس نتیجهی منطقی روند فیلم باشد و نگاه بطنی حاکم بر فیلم را تکمیل کند، بلکه بیشتر شبیه به یک فصل جذاب اما منفرد و مستقل نسبت به کلیت فیلم است.
امتیازات و جذابیتهای دیگر فیلم «پروین» نیز تقریباً همین گونه است که مانند جزایری مجزا از یکدیگر مجموعه کلیپهای جالبی درباره زندگی شاعر به ما تحویل میدهند اما آن انسجام و همگنی مقتضی یک اثر سینمایی را ایجاد نمیکنند.
به طور کلی به نظر میرسد که محمدرضا ورزی قصد داشته در واکنش به فضای ذهنی و رسانهای حاکم بر ایام پسا شهریور ۱۴٠۱، فیلمی بسازد که نشان دهد مسئله زن در دوران پهلوی گل و بلبل نبوده و پس از انقلاب بهتر از قبل شده؛ بنابراین قصد خود را بر فیلم زندگینامهی پروین اعتصامی سوار کرده که البته تحمیلی و الصاقی نیست اما تمام آنچه توقع داریم درباره پروین ببینیم نیز نیست.
شیوه قصهگویی فیلم که یک دال مرکزی ندارد، برای مدیوم سریال و تلویزیون مناسبتر بود و میتوانست یک مینیسریال مناسبتی موفق برای صداوسیما باشد.
اما پروین در صورتی در مدیوم سینما ماندگار میشد که علاوه بر داشتن این زبان تصویری زیبا و بازیهای خوب، میتوانست شاعرانگی و آرایههای ادبی را به زبان درام ترجمه کند و یک پرتره بیکم و کاست از زندگانی پروین اعتصامی را به وجود میآورد.
نتیجه فعلی البته گرچه به این مهم دست نمییابد اما سرگرم میکند و ارزش دیدن دارد و باز هم جای شکر دارد که درباره یکی از مفاخر معاصر کشورمان فیلمی میبینیم و جای شکر بیشتر دارد که فیلم ضعیفی هم نیست؛ به امید تجربههای بهتر.»
انتهای پیام