شهید علیاکبر شیرودی خلبان تیزپرواز و قهرمان بازیدراز بود. قهرمانی که وقتی در آسمان غرب پرواز میکرد، آن شب مردم منطقه راحت و بدون ترس از حمله بعثیها میخوابیدند.
این قهرمان کشورمان را با شجاعتش میشناسیم، اما خواهرش به بعد عاطفی این خلبان میپردازد. خواهر شهید شیرودی او را اینگونه روایت میکند.
علیاکبر خیلی مادرم را دوست داشت. دهه ۵۰ و ۶۰ روز مادر به این شکل مرسوم نبود. اما اکبر هر وقت از مأموریت به شهرستان برمیگشت، برای خانواده و به خصوص مادرم هدیهای میخرید. علاقه اکبر به مادرم تا حدی بود که در محکمترین قسماش میگفت «جانِ مامان».
این قهرمان کشورمان را با شجاعتش میشناسیم، اما خواهرش به بعد عاطفی این خلبان میپردازد. خواهر شهید شیرودی او را اینگونه روایت میکند.
علیاکبر خیلی مادرم را دوست داشت. دهه ۵۰ و ۶۰ روز مادر به این شکل مرسوم نبود. اما اکبر هر وقت از مأموریت به شهرستان برمیگشت، برای خانواده و به خصوص مادرم هدیهای میخرید. علاقه اکبر به مادرم تا حدی بود که در محکمترین قسماش میگفت «جانِ مامان».
.jpg)
اکبر خیلی عاطفی بود و به پدر و مادرم احترام میگذاشت. او مرخصیهایش را جمع میکرد برای زمانی که پدرم کار کشاورزی داشت تا بیاید روی زمین کشاورزی به پدرم کمک کند.