شناسهٔ خبر: 70210969 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

سرمقاله | آنومی سیاسی

صاحب‌خبر -

 

 

یک شهروند لیبی در شبکه‌های اجتماعی در فیلمی خطاب به مردم سوریه می‌گوید:«ما هم مثل شما به خیابان‌ها آمدیم و آزادی کشورمان را جشن گرفتیم؛ اما گذشت زمان نشان داد که پس از آن همه شادی و پایکوبی یک روز خوش را در این سرزمین تجربه نخواهیم کرد.» آینده سوریه مهم‌ترین سوال این روزها در معادلات خاورمیانه به شمار می‌رود درحالی‌که وقایع روزهای اخیر نشان می‌دهد پیش‌بینی‌ها در خصوص احتمال فروپاشی و استمرار جنگ و حتی تجزیه این کشور پس از سقوط دولت در حال تحقق است. بخشی از مردم سوریه که پایان حکومت بشار اسد را جشن می‌گیرند یا جریان‌های سلفی و البته گروه‌های تکفیری که بر اساس تعلقات مذهبی از برکناری یک دولت نزدیک به علویان خوشحال‌اند هنوز تصور روشنی از فروپاشی یک دولت مرکزی و ورود به منازعات سیاسی و نظامی بی‌سابقه حداقل در طول نیم قرن اخیر ندارند. هنوز ۲۴ ساعت از سقوط دولت بشار اسد نگذشته، ارتش رژیم اسرائیل بیش از ۳۰۰ حمله هوایی در سراسر سوریه انجام داده است. از سوی دیگر حملات آمریکا به مواضع داعش در سوریه به خوبی نشان می‌دهد که زمینه مورد نظر برای خروج دوباره داعش در شرق سوریه فراهم شده است.  بر این اساس در اولین هفته سقوط بشار به نظر می‌رسد چیزی به‌عنوان کشور واحد سوریه با مرزهایی که پیش از این شناخته می‌شد باقی نمانده است. علاوه بر آن، روز گذشته منابع رسانه‌ای سوریه از ترور شیخ توفیق البوطی، فرزند شیخ محمد سعید رمضان توسط مهاجمان ناشناس در دمشق خبر دادند. همچنین دکتر حمدی اسماعیل ندی، دانشمند برجسته شیمی آلی، در منزل خود در دمشق توسط افراد ناشناس ترور شد. ترور چهره‌های شاخص و صاحب ‌نام این کشور بعد از فروپاشی سیاسی، یکی از پروژه‌های شناخته شده آمریکایی، اسرائیلی در کشورهای عربی است. این تجربه پیش از این در عراق و مصر هم مشاهده شد؛ چراکه می‌تواند علاوه بر از بین بردن ظرفیت نیروی انسانی و علمی، زمینه‌ساز تقویت اختلافات و منازعات قومی و مذهبی باشد. حمله به زیرساخت‌ها، اماکن دولتی، تأسیسات و تجهیزات نظامی، با ترور دانشمندان و شخصیت‌های علمی، سرمایه‌های این کشور تا حد ممکن هدف قرار می‌گیرد تا چیزی به نام کشور واحد و یکپارچه سوریه در مجاورت سرزمین‌های اشغالی باقی نماند. در این شرایط و با سقوط نظام اسد میلیون‌ها مهاجر سوری از تصمیم خود برای بازگشت می‌گویند. سقوط ارزش پول ملی و بدهکاری کشور به کشورهای خارجی، بحران تأمین مایحتاج و نیاز مستمر به واردات و بحران اشتغال موجب استمرار وضعیت غیر عادی در سوریه پسا اسد هم‌زمان با بازگشت مهاجرین خواهد شد. سوریه بدون ارتش، آسیب‌پذیرتر از هر زمان دیگری در آستانه ورود به یک آشفتگی بی‌سابقه و بحران‌ساز است که محتمل‌ترین سرانجام قابل تصور برای چنین شرایطی، فروپاشی است. علاوه بر این مشکلات باید جنگ قدرت داخلی و مداخلات خارجی برای بدست آوردن چاه‌های نفت سوریه را هم باید به آن اضافه کرد. اتفاقاتی که به نظر می رسد، دموکراسی پیشکش ، حتی تشکیل یک دولت مرکزی هم تا مدت‌ها برای سوری‌ها  آرزو خواهد شد.