ارتشبد حسین فردوست، دوست دوران کودکی محمدرضا پهلوی و رئیس دفتر اطلاعات او، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ماند و خاطرات خود از دوران مجالست با شاه، خاندان و دولتمردان رژیم پهلوی را به رشته تحریر درآورد. خاطرات فردوست تحت عنوان «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» منتشر شده است که در این ستون به تناوب برخی را مرور میکنیم.
کپرنشینی در تهران
با اجرای طرح اصلاحات ارضی، محمدرضا تمام درآمد هنگفت نفت را صرف پروژههای بزرگ و کوچک کرد، که در واقع بخش عمده آن به جیب شرکتهای آمریکایی و انگلیسی و اروپایی میرفت و هدف آنها هم همین بود. در حالی که اگر این درآمد کلان نفتی در کشاورزی ایران خرج میشد مسلماً ایران کشوری خودکفا میشد. پروژههای کشت و صنعت اگر اجرا میشد چنان بیمحتوا بود که به جز زیان سود دیگری نداشت. زمانی که عضو کمیسیون قیمتهای پایه به ریاست نخستوزیری شدم (در آن موقع رئیس بازرسی بودم. سایر اعضاء عبارت بودند از جمشید آموزگار، هوشنگ انصاری، صفی اصفیا و با گردانندگی مجیدی رئیس سازمان برنامه) متوجه شدم که در آن زمان سازمان برنامه 6هزار پروژه بالاتر از 100 میلیون تومان در سراسر کشور تحت کنترل دارد و علاوه بر آن پروژههای زیادی توسط بخش خصوصی و بخش دولتی در حال اجراست، که بخش قابل توجهی از آن ایجاد بناهای عظیم به خصوص در شهرهای بزرگ است. اگر این پروژهها و اهداف آن را بررسی کنند روشن میشود که چه سرمایه عظیمی صرف شده، چه چپاول هنگفتی توسط شرکتهای غربی و ایرانی صورت گرفته و چه نتایج عجیبی در نابودی بافت اقتصادی کشور داشته است. اصلاحات ارضی، برعکس ادعاهای محمدرضا، موجب فقیرتر شدن خانواده های کشاورز شد، به طوری که یک خانواده کشاورز (زن و شوهر و به طور متوسط 4 بچه) بین هزار تا 1200 ریال عایدات ماهیانه داشت. لذا، کشاورزان به سرعت به شهرهای بزرگ رو آوردند و جذب این پروژهها، به ویژه در بخش ساختمانی دولتی و خصوصی و پروژههای شهری، که به حد وفور به نیروی کار نیاز داشت. در نتیجه معضل شهرنشینی به یک معضل اساسی جامعه ایران بدل شد. در سال 1355، پس از تحقیقات «دفتر ویژه اطلاعات» مشخص شد که ظرف 5 سال 2 میلیون 700 هزار نفر به جمعیت تهران، 500 هزار نفر به جمعیت مشهد، 500 هزار نفر به جمعیت اصفهان و 300 هزار نفر به جمعیت شیراز افزوده شده است. این افراد در اراضی موات حومه شهرها در کپر یا خانههای گلی که خود میساختند زندگی میکردند. در تهران 13 شهرک کپرنشین ایجاد شده بود و شهرداری تهران در مواردی این کپرها را شبانه با بولدوزر تخریب میکرد که تلفاتی هم وارد میآمد، ولی دوباره این کپرها برپا میشد! به این ترتیب، جمعیت شهرهای بزرگ به ویژه تهران، به طور غیرمنتظره افزایش یافت و چون هیچ برنامهای برای گسترش شهرها وجود نداشت، نظم شهرها به هم خورد. مسئله ترافیک و آلودگی هوای تهران به یک معضل اساسی مملکتی بدل شد و نیروی کار مفید و مولد جامعه به نیروی انگلی و مصرفی که در تهران و سایر شهرها انباشته بود، تبدیل شد.
∎