شناسهٔ خبر: 6750386 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه وطن‌امروز | لینک خبر

نگاهی به پیشینه ملا منصور، رهبر جدید طالبان

طالبان علیه داعش ؟!

صاحب‌خبر -

گروه بین‌الملل: با مرگ ملا محمد عمر، رهبر مرموز طالبان که احتمالا بیش از 2 ماه پیش روی داده است، «ملا اختر محمد منصور»، معاون سابق وی با رای شورای رهبری طالبان افغانستان به‌عنوان رئیس این گروه- یا به بیان بهتر مجموعه‌ای از گروه‌های سلفی- معرفی شد. برخلاف ملاعمر، جانشین او زیاد در سایه نمانده است، به همین دلیل شخصیت چندان پیچیده و مرموزی ندارد و اطلاعات و شواهد بیشتری از او وجود دارد.  با این همه از ابتدا نگرانی‌هایی درباره میزان نفوذ او میان تمام شعب و رهبران کوچک‌تر طالب‌های افغانستان و بویژه پشتونستان- مناطق پشتون‌نشین شامل ایالات جنوبی افغانستان و ایالات وزیرستان و خیبرپختون‌خواه در شمال پاکستان- به‌عنوان مسقط الراس جامعه نژادی و مذهبی حامی طالب‌ها به وجود آمده است. با اینکه امروز درمی‌یابیم نامه هشدارآمیز معروف شورای رهبری امارت اسلامی افغانستان خطاب به ابوبکر البغدادی، سرکرده گروه تروریستی موسوم به داعش پس از مرگ ملاعمر و در حقیقت توسط ملا منصور انشا شده است اما در همان حال شواهدی وجود دارد که عمده پیشرفت‌های داعش در برخی مناطق افغانستان و در حوزه نفوذ طالبان و میان فرماندهان سابق این گروه به همین دوره زمانی 2 تا 3 ماهه مربوط می‌شود.  به عبارت دیگر شیوع داعش هم حاصل تضعیف طالب‌ها پس از رهبر کاریزماتیک پیشین‌شان و هم در نتیجه آگاهی داعشی‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی حامی‌شان- آمریکا، ترکیه، اسرائیل، عربستان و پاکستان- از مرگ او و شتاب بخشیدن به تحرکات تکفیری‌های وهابی در افغانستان و پاکستان است.  انتشار خبر مرگ جلال‌الدین حقانی، بنیانگذار و رهبر شبکه حقانی که به موازات طالبان در افغانستان فعالیت‌های تندروانه داشت در کنار سقوط هواپیمای حامل بستگان نزدیک بن‌لادن، می‌تواند نشانه‌هایی زنجیروار از وجود یک اراده فرامنطقه‌ای برای تضعیف گروه‌های سلفی- بومی افغانستان و پاکستان به نفع گروه وهابی تحمیل شده از خارج یعنی داعش باشد.  البته در موضع‌گیری محکم رهبر جدید طالبان مقابل داعش تقریبا تردیدی وجود ندارد. ملا منصور به‌خوبی می‌داند هیچ بختی برای اتحاد یا ائتلاف با داعش ندارد، چرا که نه‌تنها این گروه تروریستی برخلاف طالبان مردمگرا و بومی نیست و مستقیما از معادلات فرامرزی سازمان‌های اطلاعاتی مزبور پیروی می‌کند، بلکه معادلات رهبری آن هم عملا فرا‌تر از اختیار و کنترل ابوبکر بغدادی به‌عنوان یک سرکرده ظاهری است، چنانکه تقریبا تمام به اصطلاح فتاوای داعشی‌ها از زیر دست شیوخ وهابی سعودی گذشته‌اند، حال آنکه طالب‌ها رهبران دینی محلی خودشان را دارند که به قرائت سلفی نزدیک‌تر هستند تا وهابی.
ملا منصور کیست؟
اطلاعات موجود درباره ملا منصور به ما می‌گویند این رهبر جدید تا پیش از این در گروه طالبان مسؤولیت‌های بالایی را عهده‌دار بوده و یکی از بارزترین آنها نایب رئیسی طالبان در افغانستان در سال 2010 است.  او در دوران سلطه طالبان بر افغانستان وزیر هوانوردی بود.  طبق گزارش مؤسسه مطالعاتی «جیمستون»، ملا منصور رئیس سابق شورای موسوم به «شورای کویته» است که از فرماندهان قدیمی طالبان تشکیل شده و عملیات این گروه را از منطقه بلوچستان پاکستان هدایت می‌کند. بدین ترتیب او نخستین فرمانده طالبان از زمان شکل گرفتن آن در دهه 1980 میلادی است که بر هر دو شاخه افغانستان و پاکستان نفوذ دارد و می‌تواند باعث اتحاد بیشتر این دو شاخه با هم علیه داعش شود، 2 شاخه‌ای که در سال‌های اخیر حتی در برخی موارد با هم دشمنی می‌کردند و منافعشان میان گرایش به سمت چین و روسیه از یک طرف و آمریکا، پاکستان و عربستان از طرف دیگر در تضاد قرار گرفته بود.  البته نباید فراموش کرد تسلط بر شاخه افغانستان طالبان به خاطر برخورداری مستقیم آن از حمایت جوامع بومی پشتون نیاز به نفوذ محلی بیشتری دارد و همین موضوع کار ملا منصور را در مقابل خانواده و حامیان ملاعمر دشوار کرده بود.  اما بزرگ‌ترین مشخصه او تمایل جدی او به سوی صلح با دولت مرکزی کابل و حتی همسایگان افغانستان است، چرا که او وضعیت مغشوش فعلی را تنها به نفع گسترش داعش می‌داند. با در نظر گرفتن اینکه مذاکرات صلح میان نمایندگان طالبان و دولت کابل در فاصله زمانی پس از مرگ ملاعمر بسیار شتاب گرفته، مشخص می‌شود او همه تلاش خود را بر ثبات طالبان در قلمرو فرضی‌اش یعنی پشتونستان متمرکز کرده است. در عین حال ممکن است او نفوذ سلف خود را نداشته باشد به همین دلیل طی ماه‌های  اخیر برای رسیدن به ریاست طالبان، با مخالفت‌هایی از سوی شماری از فرماندهان این گروه از جمله فرزند ملاعمر مواجه شد. افشای خبر مرگ ملاعمر توسط کاخ ریاست‌جمهوری افغانستان نیز می‌تواند براساس قرار و مدارها در گفت‌وگوهای مستقیم هفته‌های اخیر و در عین حال حربه‌ای بوده باشد از سوی ملا منصور تا بزرگان شورای رهبری را مجاب کند که درباره تعیین رهبر جدید تصمیم قاطعی بگیرند و به این ترتیب از موقعیت برتر خود در غیاب ملاعمر برای کنار زدن مخالفان بهره ببرد.