شفقنا- روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی با عنوان«منتظر شيريني شانگهاي و بريکس در سفره مردميم» به قلم غلامرضا بني اسدي این گونه آورده است:
من خيلي خوشحال ميشوم خبرهاي موفقيت را ميشنوم. به قول آن مجري معروف که تلاش ميشود ديگر معروف نباشد، “چقدر خوبيم ما!” بزرگواران ميفرمايند، نفت ميفروشيم، پولش را هم ميگيريم. بدون برجام و افايتياف. چند برابر سابق هم ميفروشيم. تازه درسِ ديپلماسي هم ميدهيم با برقراري روابط با فلان و بهمان. اين، خيلي خوب است. هم اين که بدون برجامِ فلان فلان شده و افايتيافِ بهمان شده، به فراواني نفت ميفروشيم و به کوري چشم غربيها، هم اين که راحت، پولش را هم ميگيريم. هم اين که با روابطمان آمريکاي جهانخوار را به گوشه انزوا فرستادهايم. فقط يک سؤال کوچک پيش ميآيد از اين بزرگان که اين دستاوردها را کي بايد ببينيم؟ به قول معروف، “پس کو؟” ميگويند، چالههاي ازقبل مانده را پُر کردهايم و بدهيهاي دولت قبل را دادهايم! ميگوئيم سلمنا. خدا خيرتان دهد و توان تان را مضاعف فرمايد فقط به اين نکته کوچک هم بزرگوارانه توجه فرمائيد که آيا بدهي دولت سابق، خارجي و دلاري بوده است که از همان قطر براي طلبکاران حواله شده است يا ريالي؟ اگر ريال است که بايد در همين کشور خرج شود. در حقيقت از اين جيب به آن جيب است و نتايجش بايد در بازار خودمان نمود ملموس داشته باشد. به هر حال فرق نميکند الف پول به بازار بياورد يا ب. آنچه بازار را تکان ميدهد پول است نه آورنده پول اما… اما آنچه ملموس است نه رونق، گراني و تورم است که حال مردم را ناخوش ميکند. برخيها البته اين را نتيجه شکسته شدن رکورد چاپ پول ميدانند. من چيزي از اين مباحث تخصصي نميدانم فقط همين که ميروم از بازار چيزي بگيرم و هر روز قيمتها بالاتر ميروند، ميفهمم شرايط چنان که دوستان ميفرمايند نيست. نمودارهاي رسانهاي حضرات با واقعيتهاي کف بازار يک جوري ناهمخواني دارد. من هم خيلي دوست دارم که آنچه مسئولان محترم در رسانهها ميگويند و آمار هاشان را در رنگين شدن سفره مردم ببينم اما نميبينم. خدا کند مشکل از بينايي من باشد نه از سفره مردم. خيلي دوست دارم مردم حالشان آنقدر خوب باشد که متوليان امر ميگويند. آن وقت امور چنان به سامان خواهد شد که آرزوي همه ماست. اميدوارم آن روز دور و دير نباشد بلکه نزديکِ نزديک باشد. از گلابيهاي برجام که گذشت انشاءالله سيبِ شانگهاي و پرتقالِ بريکس کام مردم را شيرين کند.