شناسهٔ خبر: 57200852 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: شفقنا | لینک خبر

آیت الله علیدوست: نباید باری را بردوش فقه گذاشت که رسالت آن نیست/ «اخیرا شاخه‌هایی که برای فقه در حوزه مشخص شده را به فال نیک نمی‌گیرم»

صاحب‌خبر -

شفقنا- آیت الله ابوالقاسم علیدوست با تاکید بر تبیین دقیق مراد از «فقه نظام ساز» گفت نباید باری را بر دوش فقه گذاشت که رسالت آن نیست.
به گزارش خبرنگار شفقنا این استاد دروس خارج حوزه علمیه قم در همایش فلسفه فقه نظام‌ساز گفت: «نظام‌ساز» وصف فقه است و نه وصف فلسفه؛ این فقه نظام‌ساز، یک فلسفه مضاف دارد. منظور از فقه نیز احکام و شریعت نیست، بلکه دانش کاشف شریعت است. این عنوانها ابهام ندارد. اما باید روی «نظام ساز» حساس بود.
وی افزود: :«نظام» واژه‌ای است که بسامد زیادی دارد و در معانی مختلف استعمال می‌شود. وقتی که در کنار کلمه «ساز» قرار می‌گیرد ابهامات آن بیشتر می‌شود. باید مشخص شود مراد از «نظام» و «نظام ساز» چیست. گاهی مرادمان فقهِ دارای ساختار منظم و حساب شده است. اما گاهی مراد فقهی است که تعیین کننده قواعد اجتماعی است. یعنی فقهی که ناظر بر رفتارهای اجتماعی جامعه است و بر این اساس قواعدی را کشف می کند. به عبارتی دیگر فقه تعیین کننده قواعد اجتماعی است. گاهی مراد فقهی است که طراحی نظام‌های اجتماعی را برعهده دارد.
آقای علیدوست گفت: چند نفر در کشور وجود دارند که در همه علوم و فنون تخصص دارند و رسانه هم دارند و وقتی سخن از رسالت فقه می‌شود، آن را به فقهی می‌کشانند که حتی می‌خواهد درباره جزئیات برنامه‌ها سخن بگوید. مثلا می‌گویند اگر دنیا چک و سفته خلق می‌کند، پس حوزه چه می‌کند؟ می‌گویند فقه نسبت به مدیریت جامعه و شیوه‌های اجرایی چه می‌کند؟ اخیرا شاخه‌هایی که برای فقه در حوزه مشخص شده و برای آن کتاب و مقاله نوشته شده که آن را به فال نیک نمی‌گیرم.
وی تصریح کرد: ما به نام فقه‌نظام ساز یا فقه حکمرانی باری را بر دوش فقه می‌گذاریم که واقعا رسالت فقه نیست. ما همه‌دان دارای رسانه زیاد داریم اما باید یک بحث علمی درباره این موضوع صورت بگیرد. اگر قرار است انقساماتی صورت بگیرد باید حساب شده باشد. باید بفهمیم از فقه چه انتظاری وجود دارد. گاهی فقه به اموی و حسینی تقسیم شده و درباره آن سخن گفته‌اند. باید ببینیم اینها تا چه میزان رسالت فقه است. عنوان نظام ساز و فقه تمدنی و فقه حکمرانی -به شرطی که متعلق باشد و نه صفت و موصوف- باید مشخص شود. اندیشمندان باید روی واژه‌هایی که به کار می برند دقت کنند.
آقای علیدوست تاکید کرد: نباید انتظاری را بر دوش فقه گذاشت که اگر فردا چیزی گران شد بگویند فقه است و فقه ناتوان است. می‌توان فرض را بر این بگذاریم که منظور از فقه نظام‌ساز، فقه منسجم و دارای سیستم و آغاز و سرانجام روشن است.
وی افزود: قانون گذاری در کشور بر اساس فقه است. اما آیا تحولاتی که رخ داده به استحکام خانواده کشیده شده یا شرافت خانواده را بالا برده است؟ رفتارهایی که در اقتصاد و امور بانکی داشتیم درست بوده است؟ آیا واقعا اسلامی که ما می گوییم نظام‌مند است یا یک سری استنباطات اتمی کنار هم قرار گرفته و «به امید خدا» دارد پیش می رود؟
آقای علیدوست گفت: بهتر است به جای تعبیر نظام‌ساز از تعبیر «نظام‌مند» استفاده کنیم. باید روی فلسفه فقه نظام هم صحبت کنیم و برای این منظور، باید بیشتر به سراغ اصول فقه برویم. اصول فقه است که می تواند فقه نظام ساز را به وجود بیاورد. باید ساختار اصول فقه مقداری تغییر کند و مسائل زیادی تحت عنوان دفتر دوم و دفتر سوم بیان شود. ما دفتر اول اصول فقه را نوشته ایم. از اول کفایه تا آخر آن وظیفه فهمنده نص را بیان می‌کند؛ اما رسالتی که مبینان شریعت در نصوص دینی دارند، در آن وجود ندارد. لذا به ابهاماتی بر می خوریم. ما از نهادهای پر بسامد مانند عقل، عرف، مصلحت و منابع اصیل بحثی نداریم. لذا باید به واقعیت تن داد.
وی تصریح کرد: نمی گویم اصول سه برابر شود. اما باید مسائل زیادی در اصول فقه بیاید. فلسفه فقه نظام ساز بدون دست بردن در اصول فقه کارا نیست.
اقای علیدوست گفت: از جناب آیت الله شهید صدر دوجا ورود می بینیم که با فلسفه فقه نظام ساز تناسب دارد. یکی بحث منطقه الفراغ است. البته این بحث نیز به اسم ایشان سکه خورده و الا با عناوینی مانند «مالانص فیه» در تراث قبل از ایشان وجود دارد. اما در منطقه الفراغ می توانیم خیلی از بحثها را داشته باشیم. البته در اصل منطقه الفراغ بحثهای زیادی وجود دارد که آیا فراغ از نص عام است یا نص خاص؟ دومین مورد هم ایشان در بحث نظام اقتصادی این بحث را دارند. در آنجا به گمان ما به فلسفه فقه نظام نزدیک می‌شوند.

وی افزود: کارهایی که انجام می شود باید امتداد داشته باشد اما ما در بحثهای فلسفی و حتی در بحثهای فلسفه فقه، به این نکته توجه نمی کنیم. در فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک وقتی یک مساله مطرح می شود، به آن امتداد اجتماعی داده شده و برای آن مثال می زنند. اما ما برای امتداد فلسفه ملاصدرا چه کردیم؟ یا امتداد ندارد یا ما روی آن کار نکرده ایم. در بحثهای فلسفه فقه نیز حجاب مشمئزکننده معاصرت حاکم است و نمی گذارد صدای صاحب‌نظران شنیده شود و از سوی دیگر امتدادی نیز وجود ندارد. اگر فلسفه فقه نظام ساز مطرح می شود باید روی امتداد آن نیز فکر کرد.