سکوت سنگین رئیس دولت اصلاحات در قبال تحولات اخیر جامعه و واکنش دیرهنگام او بعد از 40 روز، انتقادات زیادی را به همراه داشته است. سویه اصلی انتقادات بر این نکته ادعایی تاکید دارد که در وضعیت شکاف طبقه متوسط مدرن با اصلاح طلبان، اصلاحات دچار عقبماندگی شده و از درک اقتضائات زمانه عاجز مانده است. به اعتقاد منتقدین اصلاحات که ربط وثیقی با براندازی یا شبه براندازی دارند، جریان اصلاحات باید صورت انقلابی به خود بگیرد و از حدود تعیین شدهاش، پا را فراتر بگذارد. در این بین عباس عبدی دیروز طی یادداشتی، عملکرد راهبری محمد خاتمی بر جریان اصلاحات را به باد انتقاد گرفت و چاره کار اصلاح طلبان را نه در آنارشیسم بلکه در تداوم اصلاح طلبی، دانست. گزارش پیش رو، پرداختی مجمل به بغرنجی این روزهای جریان اصلاحات و گیرافتادن رئیس این جریان در تناقض میان اصلاح طلبی و رادیکالیسم است. بعد از حوادث اخیر در کشور، جریان سیاسی موسوم به اصلاح طلبی به سه دسته کلی، بازتقسیم شد. دسته اول در ادامه تطورات قبلی، رادیکالتر شد و با نشانهرفتن مستقیم یا غیر مستقیم اصل و اساس نظام، حاکمیت دینی را زیر سؤال برد. در این دسته میتوان طیف چپ سازمان منحله مجاهدین انقلاب، رادیکالهای جبهه مشارکت و گروهی از روشنفکران دینی داخل و خارج از کشور را جای داد. دسته دوم با وجود انتقادات تیز و برنده به ارزشها، فاصله میان خود و براندازی را نکاست و سعی کرد به عنوان «اپوزیسیون پیشرو اما در چارچوب» جلوه گری کند. در دسته دوم، احزابی نظیر اتحاد ملت جای داده میشوند. دسته سوم اصلاح طلبان، به طور شفاف خودشان را در درون چارچوبهای تعریف شده تعریف و ابراز کردند که هیچ گونه خیالی برای رو در رویی با نظام ندارند. در دسته سوم، میتوان احزابی نظیر کارگزاران سازندگی ایران را جای داد. **نبوی و مرعشی، نمایندگان شماره یک «اصلاح طلبی محافظه کار» آنچه طی روزهای اخیر به خصوص از سوی اپوزیسیون برانداز با شدت مضاعفی در حال مطرح شدن است، حمله به مرام اصلاح طلبی و فاصله گرفتن اصلاح طلبان از دگرگونی بنیادین است(به خصوص دسته دوم و سوم که در بالا شرح آن رفت). بر همین اساس، براندازان با اتصال اصلاح طلبی به عافیت طلبی، دوره میدان داری جریان اصلاحات و سرآمدان آن را تمام شده قلمداد میکنند و مدعی هستند که جامعه ایران تماماً به انقلابی گری سوق پیدا کرده است. اظهارنظر تعدادی از نیروهای اصلاح طلب و تصریح ایشان بر حفظ آرامش و لزوم خط کشی میان معترض و اغتشاشگر، آتش توپخانه براندازان علیه مواضع اصلاح طلبان را شدت بخشیده است. برای نمونه، حسین مرعشی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی چندی پیش در گفتگو با روزنامه «اعتماد» تصریح کرد: «به بهانه ظلمی که به مهسا امینی و سایر جوانان این کشور شده، نباید کلیت نظام مورد هدف قرار بگیرد». بهزاد نبوی کنشگر با سابقه اصلاحات نیز در گفتگو با روزنامه «هم میهن» تصریح کرد: «ما میخواهیم در چارچوب نظام، نظام را اصلاح کنیم. نمیخواهیم دینامیت زیر ساختمان نظام بگذاریم، بلکه میخواهیم همین بنا را اصلاح و ایراداتش را برطرف کنیم که البته میدانیم کار بسیار مشکل و پرهزینهای است». **سلامتی: بیش از این نمیتوان از اصلاحات انتظار داشت موضع گیری محمد سلامتی دبیرکل پیشین سازمان انحلال یافته مجاهدین انقلاب در گفتگوی روز گذشتهاش با روزنامه «آرمان ملی» نیز در نوع خود گویای وضعیت سخت اصلاحطلبان در ایستان میان دو جبهه منتقد و برانداز، است. سلامتی با تاکید بر اینکه بیش از این نمیتوان از جریان اصلاحات انتظار داشت، گفت: «درمورد اصلاحطلبان علاوه بر اينکه جبهه اصلاحات بيانيه داده، احزاب اصلاحطلب نيز بعضاً جداگانه در اين خصوص بيانيههايي دادهاند. به نظر من مخاطبين جبهه و احزاب توقعي بيش از اين در شرايطي که احزاب با محدوديت روبه روهستند، ندارند». **حجاریان: باید به زمین سیاست وفادار ماند با وجود بغرنجی اصلاح طلبی و گیرافتادن آن میان دو شان «اپوزیسیون برانداز» و «اپوزیسیون شریف» که محمد سلامتی گوشهای از آن را بیان داشته، سعید حجاریان به عنوان یکی از متفکرین اصلی جریان اصلاح طلبی در ایران، اخیراً در یادداشتی حجت را تمام کرد و از وفاداری به «زمین سیاست» سخن گفت. حجاریان در این باره تصریح کرد: «طبیعتاً میتوان با این تغییر مسیر همدلی عاطفی-انسانی-حق جویانه داشت اما نباید از یاد برد که همواره باید به زمین سیاست وفادار ماند زیرا عرصه سیاست به ویژه سیاست نرمال است که در بلندمدت سایر عرصهها را از خود متأثر و فرآیندهای اجتماعی را بازگشت ناپذیر میکند». **تحلیل آصف بیات و پاسخ عباس عبدی آصف بیات جامعه شناس، اخیراً در گفتگو با اعتمادآنلاین با تشبیه شرایط فعلی اصلاح طلبان به نوعی تراژدی، تاکید کرد که علت زعم او «عقیم ماندن غم انگیز» اصلاح طلبان، جزمی گرایی و دوری گزیدن آنها از مشی انقلابی است. بیات در این باره گفت: «تراژدی بسیاری از اصلاحطلبان در این برهه زمانی در این است که نه میتوانند اصلاحاتی را تحقق ببخشند (چون از قدرت رانده شدهاند) و نه قادرند همراه دگرگونیهای رادیکال باشند (چون طبق تعریف، اصرار دارند که اصلاحطلب هستند، نه انقلابی). علت چنین عقیم ماندن غمانگیز رویکرد جزمی، ایستا و غیرتاریخی به مفاهیم و راهبردهای تغییر اجتماعی و سیاسی است. مثلاً انگار اصلاحطلب باید تا آخر عمرش اصلاحطلب باقی بماند و انقلابی تا آخر عمر انقلابی، بدون توجه به آنچه در واقعیت جامعه و در سپهر سیاسی در جریان است، واقعیت سیال و پیچیدهای که پاسخهای در خور، غیرجزمی و خلاقانه میطلبد». اظهارات بیات، با واکنشهایی همراه شد. عباس عبدی: مسئول اول عدول از اصلاح طلبی، شخص خاتمی است برای نمونه، عباس عبدی کنشگر و فعال رسانهای اصلاح طلب دیروز در یادداشتی در روزنامه «اعتماد» به گزارههای طرح شده توسط بیات از جمله اینکه اصلاح طلبان به دلیل دورماندن از قدرت، توانایی تحقق بخشیدن به هیچ گونه اصلاحاتی را ندارند و همچنین به علت جزمی گرایی و پافشاری بر رویکرد اصلاح طلبی، از دگرگونیهای رادیکال جامعه عقب ماندهاند، پاسخ صریح داد. عبدی با رد این گزاره که اصلاحات از قدرت دور مانده است، تاکید کرد: «به نظر من اصلاح طلبان هنوز هم از قدرت رانده نشدهاند. در قدرت بودن به معناي آن نيست كه لزوماً رييسجمهور و وزير و وكيل باشند، البته بودن افرادشان در چنين موقعيتهايي از قدرت، اوج چنين حضوري است ولي كف آن نيست». عبدی همچنین با رد ادعای جزمیگرایی اصلاحطلبان و بلاتکلیفی ایشان میان سه ساحت اصلاحطلبی، انقلابیگری و گرویدن به سیاست نیابتی، نوشت: «اتفاقاً اصلاحطلبان در راهبرد خود جزمي نبودند چون قبلاً انقلابي بودند و پس از حدود دو دهه آن را كنار گذاشتند و اصلاحطلب شدند، سپس وارد جنبش سبز شدند و دوباره به سوي اصلاحات ولي از نوع نيابتي آمدند و الان هم بلاتكليف هستند. چنين راهبردهايي را نميتوان پياپي عوض كرد و توصيه كنيم دوباره انقلابي شوند». عبدی با دفاع از مشی اصلاح طلبی، عدول از این مشی را هزینه زا دانست و با انتقاد از «جنبش سبز» به عنوان نشانهای از «رسوبات انقلابیگری» در جریان اصلاحات، تاکید کرد: «شيوه اصلاحات در عمل بيشترين دستاورد را داشته و عدول از آن هزينهزا بوده است. اصلاحات به دليل جزمي بودن شكست نخورد به دليل رسوبات انقلابيگري و تذبذب بود كه شكست خورد. رسوباتي كه در سال ۱۳۸۸ به شكل تراژيكي نمايان شد. جنبش سبز، راهي به كلي متفاوت از جنبش اصلاحات بود». عبدی در نهایت، با نشانه گرفتن محمد خاتمی و مقصردانستن او در عدول از مرام اصلاح طلبی تاکید کرد: «جنبش اصلاحات موفقترين حركت سياسي در تاريخ ۱۵۰ ساله اخير ايران است، عدم تداوم آن محصول عدول راهبرانش از اين جنبش بود و نه پایبندی به آن. مسوول اول آن نيز شخص آقای خاتمی است كه اميدوارم جبران كند». **خاتمی؛ رادیکالیسم یا اصلاح طلبی؟ یادداشت عبدی بر تحلیل بیات، در نوع خود بسیار مهم است. اگر بخواهیم یادداشت عبدی را به زبانی ساده واکاوی و تبیین کنیم، باید بگوییم که عبدی، سرآغاز رادیکالیزه شدن اصلاح طلبی و به تبع آن طبقه متوسط مدرن شهری را شخص محمد خاتمی و جنبش سبز در سال 88 میداند. به زعم عبدی، عدول خاتمی از ذات تدریجی گرایی اصلاح طلبی و گرویدن به سمت تندروی و مقابله عیان با نظام در انتخابات ریاست جمهوری دهم، اصل اصلاحات را از مسیر اصلی و تاریخی خود منحرف ساخت و زمینه را برای طغیان گروههای مدرن شهری، شکاف میان دولت و ملت و بنابر ادعای او امنیتی شدن سیاست، فراهم کرد. با این تعبیر، شاید بشود هنجارشکنیهای اخیر در کشور را به نوعی به ترک فعل خاتمی در پایبندی به اصول اصلاح طلبی مربوط دانست و او و یارانش را در صف اول بیاعتمادی گروههایی از جامعه نشاند. با این پیشینه رادیکال و برخلاف تحلیل عبدی، برخی یاران نزدیک خاتمی نظیر جواد امام تلاش دارند خاتمی را مصلحی دلسوز و طرفدار ایده «آشتی ملی» نشان بدهند و حاکمیت سیاسی را به بی توجهی به توصیههای ناصحانه خاتمی متهم کنند. با این توضیحات، شاید بشود علت اصلی انفعال خاتمی نسبت به تحولات اخیر در جامعه و واکنش دیرهنگامش را در بلاتکلیفی شخص او میان دو پوزیشن «رادیکالیسم» نظیر آنچه در جنبش سبز از خود نشان داد و «اصلاحطلبی مصلح» نظیر آنچه این روزها تلاش دارد از خود نشان بدهد، ارزیابی کرد.
عباس عبدی مسئول اصلی عدول از اصلاحطلبی را شخص محمد خاتمی دانست
اصلاح طلبان؛ سیاست یا خیابان؟
صاحبخبر -
∎