شناسهٔ خبر: 5642499 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

روایت يك عضو مذاكره‌كننده از توافق ژنو

صاحب‌خبر -

ایسنا: «حمید بعیدی‌نژاد» از اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران در صفحه اینستاگرام خود به مرور اتفاقات و خاطرات آخرین روز مذاکرات ایران و 1+5 که به توافق ژنو در روز سوم آذر 1392 منجر شد، پرداخت:
آن روز یکی از روزهای طولانی مذاکرات ما بود. غروب، جلسه وزیران ایران و 1+5 برگزار شد که توافقی به‌دست نیامد و بعد از آن وزیران، بعضی تک‌تک و بعضی مثل وزیران چین و روسیه، دوتایی به دیدن دکتر ظریف آمدند و توصیه کردند که در این مرحله آخر، ایشان به فرمول‌های پیشنهادی طرف 1+5 رضایت بدهند. ساعت 2:40 صبح بود و آمریکایی‌ها نیز از مواضع خود کوتاه نمی‌آمدند. «شناسایی روشن غنی‌سازی برای ایران» از مهم‌ترین اختلافات بود.
گفت‌وگوها در راهروها ادامه داشت و آقای عراقچی و روانچی کماکان با برخی از معاونان سیاسی و از جمله خانم «شرمن» در تماس بودند. از خانم «اشتون» دیگر کاری ساخته نبود و او منتظر آخرین تماس‌های سیاسی بود. ردوبدل‌کردن آخرین نتایج مذاکرات و مشورت‌ها با دکتر ظریف ادامه داشت که تلفن موبایل یکی از دوستان زنگ زد. «ویلیام برنز» قائم‌مقام «جان کری» بود. او که مشخص بود در همان اتاق کری است، خواهش کرد پیشنهاد جدیدی از سوی آقای کری به دکتر ظریف منتقل شود. آن پیشنهاد آغاز یک‌سری بحث‌های جدید از پشت تلفن بود که حول‌وحوش عبارت‌بندی‌های مختلفی برای حل مشکل همان بند خیلی‌مهم بود. نفس‌ها در سینه حبس بود و دکتر ظریف با قاطعیت جمله‌بندی‌های جدیدی را روی متن توافق می‌نوشت و آنها را بالا و پایین می‌کرد. یکباره «برنز» پای تلفن گفت که اگر این جمله آخری بتواند به نحو دیگری نوشته شود، ما هم مبنای آن‌ را می‌توانیم بپذیریم. این صحبت «برنز» هیجان جدیدی بین همه ایجاد کرد و چشم‌انداز امید به تفاهم حالا برای همه نمایان شد. در این فضا عبارتی که محور مشخص مذاکرات بود و چندین‌بار تغییر کرده بود، با کم‌وزیادکردن مختصری کامل شد و متن موردتوافق قرار گرفت.
هیجان در اتاق به اوج رسید. برق شادمانی در چشم‌ها پرتو افکند و لبخند رضایت بر صورت همگان نمایان شد.
با توافق دو طرف عمده یعنی ایران و آمریکا درخصوص موضوع، چند دقیقه نگذشت که خبر حصول توافق تمام هتل در ژنو را به حرکت و هیجان درآورد و هنوز لحظاتی نگذشته بود که شبکه‌های عمده خبری جهان برنامه‌های خود را قطع و این خبر روی تمامی آنتن‌های خبری مخابره شد. از همکاران تشریفات خبر آوردند که جلسه مشترک وزرا و خانم اشتون ساعت 3:45 بامداد یعنی حدود نیم ساعت دیگر در سازمان ملل برگزار خواهد شد. همه برای آماده‌شدن، سریع از اتاق دکتر ظریف خارج شدیم. حدود نیم ساعت بعد همه از هتل به سمت سازمان ملل حرکت کردیم. وقتی همگی وارد جلسه شدیم، تمامی وزرای خارجه شش کشور به اضافه خانم «اشتون» همگی نشسته بودند. چند لحظه‌ای نگذشته بود که با تکمیل‌شدن حضور همه وزرا، مسئول رسانه‌ای جلسه اعلام کرد؛ چون اعلام ناگهانی توافق باعث شده است که امکان آمادگی از پیش همه خبرنگاران با تجهیزات لازم خود در جلسه فراهم نشود، حدود نیم‌ساعتی طول می‌کشد و ضمن عذرخواهی همه را دعوت به صبر و حوصله کرد. با آمدن خبرنگاران، عکس و فیلم‌برداری آغاز شد و بعد هم مصاحبه مطبوعاتی و دست‌دادن وزرا با یکدیگر انجام شد. لحظات عجیبی بود که باور آن سه ماه پیش امکان نداشت، ولی این تفاهم نشان داد که با تلاش و درک متقابل می‌توان روند امور را اصلاح کرد. همه این روز را واقعه‌ای مهم دانستند. حدود ساعت شش صبح بود که به هتل برگشتیم. در راه برگشت دکتر ظریف به من گفتند کار ترجمه فارسی متن تفاهم ژنو را با دقت کامل در اسرع وقت ادامه دهید و برای استفاده رسانه‌های مختلف در تهران آن را هرچه زودتر تکمیل کنید.
البته کارکردن در آن ساعات سخت بود ولی اهمیت کار آن‌قدر زیاد بود که هرطورشده می‌باید ترجمه با دقت و سرعت انجام می‌شد. برای سرعت در کار از دو نفر از همکاران در نمایندگی ژنو که از بهترین متخصصان حقوقی و بین‌المللی بودند، کمک خواستیم که لطف کردند و ضمن تهیه کامپیوتر و امکانات لازم با طیب‌خاطر به هتل آمدند. کار را شروع کردیم و با دقت و وسواس جمله به جمله پیش می‌رفتیم و هر جمله را بعد از چند‌ بار نوشتن و ویرایش تکمیل می‌کردیم. این کار بدون‌وقفه تا ساعت 11 صبح ادامه یافت. پرینتی از متن گرفتم و به اتاق دکتر ظریف رفتم. متن را که به ایشان دادم، تشکر کردند و گفتند برو یک استراحتی بکن؛ چون پرواز حدود یک بعدازظهر است، من متن را نگاه می‌کنم و بقیه کار را خودم با دوستان پیگیری می‌کنم».

∎​