شناسهٔ خبر: 54861611 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: مفدا | لینک خبر

پوستر/ شهادت امام جواد (ع)تسلیت باد

امام جواد (ع) در آخرین روز ذی القعده سال ۲۲۰ هجری قمری به دستور معتصم عباسی و به دست ام فضل به شهادت رسیدند.

صاحب‌خبر -

فضائل و کرامات جواد الائمه (ع)

امام جواد(ع) در کودکی جامه امامت پوشیدند اما این، تمام شگفتی زندگی آن حضرت نبود. زندگی ایشان مملو از کراماتی است که موجب شد دوست و دشمن در مقابل این همه فضیلت سر تعظیم فرود آورند.

بیهوده نیست که خاندان رسول خدا(ص) شایسته چنین فضایلی هستند، زیرا با همه این فضائل، ذره‌ای در بندگی خدا کوتاهی نکردند و البته همواره مورد حسد حسدورزان واقع شدند و نهایتاً دشمنان امام جواد (ع) ایشان را در سن جوانی به شهادت رساندند.

چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ [۱] بلکه به مردم، برای آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده حسد می‌ورزند؛ در حقیقت، ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملکی بزرگ بخشیدیم.» امام صادق (ع) با اشاره به این آیه شریفه می‌فرمایند: «نَحْنُ النَّاسُ الْمَحْسُودُونَ عَلَی مَا آتَانَا اللَّهُ مِنَ الْإِمَامَةِ دُونَ خَلْقِ اللَّهِ أَجْمَعِین‏؛ مردمی که بر آنان حسد می‌ورزند ماییم؛ بر امامتی که خداوند به هیچ مخلوقی جز ما عطا فرموده است حسد می‌ورزند.»

امام جواد (ع)، در سنین کودکی و نوجوانی چنان فضائل زیبا و حیرت انگیزی را به ثبت رساندند که شهادت ایشان به دست دشمنان حسود و بدخواهان هم در حالی که حضرت تنها بیست و پنج سال داشتند، لکه سیاهی از تاریخ بشریت است.

صبر و بردباری

امام نهم علیه السلام در مقابل مصائب و گرفتاری های روزگار به شدّت شکیبا و بردبار بود. آن حضرت در مقابل حوادث سخت و پیشآمدهای ناگوار هیچ گاه برآشفته و مضطرب نمی شد بلکه با اتکال به خدای متعال به صبر و تحمّل روی می آورد. البته این در صورتی بود که به شخص حضرت مشکلات روی می آورد؛ اما در مورد اصول اسلامی و حدود الهی کاملاً در مقام دفاع برآمده و موضع گیری های اساسی و حساب شده داشت. مدارا با همسر ناشایست، بردباری در قبال ستم های حاکمان مستبد و صبر در ناملایمات فراوان زندگی همانند شهادت پدر، نمونه هایی از بردباری آن حضرت است. آن بزرگوار صبر بر مصائب را از بهترین صفات نیک مردان قلمداد کرده و می فرمود:

اَلصَّبْرُ عَلَی المُصیبَةِ مُصیبَةٌ عَلَی الشَّامِتِ بِها۲؛ شکیبائی بر ناملایمات و مصائب، بر شماتت کنندگان مصیبت زده ناگوار است.

جود و احسان

معروف ترین لقب پیشوای نهم شیعیان جواد است. آن رهبر فرزانه را به خاطر جود و عطای فراوانش به این نام خوانده اند که برگرفته از نامهای زیبای پروردگار متعال است. در فرازی از دعای امام صادق علیه السلام می خوانیم: أَنتَ اللّهُ لا اله الاّ أنْتَ الجَوادُ الماجِدُ۶.

نام جواد یادآور جود و بخشش و احسان پروردگار متعال است که در وجود مقدس حضرت امام محمدتقی علیه السلام تجسم یافته است و کرامت و احسان پدران بزرگوارش را در اذهان زنده می کند.

آگاهی از حال درونی افراد

امام معصوم، به اذن الهی از همه اخبار آشکار و مخفی عالم آگاهی دارد و می‌تواند بر احوال درونی افراد نیز اطلاع یابد. همه عالم در محضر اوست و به خصوص از حال دوست داران خویش آگاهی داشته و نسبت به آن دغدغه دارند. از جمله در مورد امام جواد(ع) داستان‌های متعددی نقل شده است که احاطه علمی حضرت نسبت به حال و افکار درونی افراد موجب یقین آ نها به امامت ایشان شده است.

شخصی نقل می‌کند صبح روزی که حضرت‏ جواد (ع) با دختر مأمون عروسی کرده بود، اولین کسی بودم که خدمت آن حضرت رسیدم و شب دوائی خورده بودم و در اثر خوردن دارو در شب قبل، تشنه شده بودم، ولی نمی‌خواستم آب طلب کنم، پس حضرت جواد (ع) در روی من نگاهی کرده فرمود: چنین می بینم که تشنه ‏ای؟ گفتم: آری، فرمود: ای غلام آبی برای ما بیاور! من پیش خود گفتم: هم اکنون آب زهرآلودی برایش می‌آورند و از این رو غمناک شدم، پس غلام آمد و آب آورد، حضرت به روی من لبخندی زد و فرمود: ای غلام آب را به من ده، پس آب را گرفته آشامید، سپس به من داد و من آشامیدم و یک بار دیگر هم همین اتفاق افتاد؛ پس گفتم: «وَ اللَّهِ إِنِّی أَظُنُّ أَنَّ أَبَا جَعْفَرٍ یَعْلَمُ مَا فِی النُّفُوسِ کَمَا تَقُولُ الرَّافِضَة؛ [۷] به خدا من گمان دارم که همان طور که شیعیان می‌گویند حضرت جواد از آنچه در دل‌ها است آگاه است».

شهادت حضرت جواد (ع)
این نوگل باغ ولایت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود ولی رنگ و بویش مشام جانها را بهره مند ساخت . آثار فکری و روایاتی که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی که از آن حضرت بر جای مانده ، تا ابد زینت بخش صفحات تاریخ اسلام است .
دوران عمر آن امام بزرگوار ۲۵سال و دوره امامتش ۱۷سال بوده است . معتصم عباسی از حضرت جواد (ع ) دعوت کرد که از مدینه به بغداد بیاید .
امام جواد در ماه محرم سال ۲۲۰هجری به بغداد وارد شد . معتصم که عموی ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت این امر - همچنان که اشاره کردیم - این اندیشه شوم بود که مبادا خلافت از بنی عباس به علویان منتقل شود .
از این جهت ، درصدد تحریک ام الفضل برآمدند و به وی گفتند تو دختر و برادرزاده خلیفه هستی ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علی الجواد ، مادر علی هادی فرزند خود را بر تو رجحان می نهد .
این دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل - چنان که روش زنان نازاست - تحت تأثیر حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحریک و تلقین معتصم و جعفر برادرش ، تسلیم گردید .
آنگاه این دو فرد جنایتکار سمی کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سیاه روی دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعریف و توصیف کرد و حضرت جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در این امر اصرار کرد .
امام جواد (ع ) مقداری از آن انگور را تناول فرمود . چیزی نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شدیدی بر آن حضرت عارض گشت . ام الفضل سیه کار با دیدن آن حالت دردناک در شوهر جوان ، پشیمان و گریان شد ، اما پشیمانی سودی نداشت .
حضرت جواد (ع ) فرمود : چرا گریه می کنی ؟ اکنون که مرا کشتی گریه تو سودی ندارد . بدان که خداوند متعال در این چند روزه دنیا تو را به دردی مبتلا کند و به روزگاری بیفتی که نتوانی از آن نجات بیابی . در مورد مسموم کردن حضرت جواد (ع ) قولهای دیگری هم نقل شده است

گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب پیرامون حضرت امام محمدتقی؛ جوادالائمه(ع)

جوادالائمه علیه‌السلام مبتکر بحث آزاد اجتماعی

بحث آزاد کار خوبی است، من موافقم با بحث آزاد؛ از اول هم موافق بودم. این نکته‌ی اول که بحث آزاد را ما رد نمی‌کنیم بلکه استقبال هم می‌کنیم .مبتکر بحث آزاد اجتماعی امام جواد صلوات‌الله‌علیه است. البته قبل از امام جواد هم در زمان ائمه بحث زیاد می‌شد، اما اینی‌که حالا بنشینند جمعا صحبت کنند امام جواد اول بار این کار را کردند.(بیانات در تاریخ۱۳۶۰/۳/۲)

او امام و پیشاهنگ حرکت ملت ایران بود

خاطره‌ی خونین ۱۷ شهریور؛ دنباله‌ی درس جاوید فراموش‌نشدنی است که امام جواد به ما داده است. چرا یک امام بزرگوار در ۲۵ سالگی به شهادت می‌رسد؟ و دستگاه جبار زمان این ذریه‌ی پیغمبر را بیش از آن تحمل نمی‌کند؟ پاسخ به این سخن را زندگی و شخصیت امام جواد به ما می‌دهد. او مظهر مبارزه‌ی با باطل بود، او کوششگر برای حکومت الله بود. او برای خدا و قرآن مبارزه می‌کرد، او از قدرت‌ها نمی‌ترسید، او در حقیقت امام و الگو و پیشاهنگ این حرکتی بود که امروز ملت ایران همگی دست به دست آن را تعقیب می‌کند.(سخنرانی به مناسبت ۱۷ شهریور در مصلی نماز جمعه‌ی تبریز ۱۳۶۲/۰۶/۱۷)

زندگی امام جواد علیه‌السلام، الگویی برای جوانان

زندگی امام جواد علیه‌السلام هم الگوست. امام جواد علیه‌السلام -امامی با آن همه مقامات، با آن همه عظمت- در بیست‌وپنج سالگی از دنیا رفت. این نیست که ما بگوییم؛ تاریخ می‌گوید؛ تاریخی که غیر شیعه آن را نوشته است. آن بزرگوار، در دوران جوانی و خردسالی و نوجوانی، در چشم مأمون و در چشم همه، عظمتی پیدا کرد. اینها چیزهای خیلی مهمی است؛ اینها می‌تواند برای ما الگو باشد.(گفت و شنود در دیدار جمعی از جوانان به مناسبت هفته‌ی جوان ۱۳۷۷/۰۲/۰۷)

درس بزرگ امام جواد(ع)

امام جواد مانند دیگر ائمه‌ی معصومین برای ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگی کوتاه این بنده‌ی شایسته‌ی خدا، به جهاد با کفر و طغیان گذشت. در نوجوانی به رهبری امت اسلام منصوب شد و در سالهایی کوتاه، جهادی فشرده، با دشمن خدا کرد به طوری که در سن ۲۵ سالگی یعنی هنوز در جوانی، وجودش برای دشمنان خدا غیر قابل تحمل شد و او را با زهر شهید کردند. همان‌طوری که ائمه‌ی دیگر ما علیهم‌السلام با جهاد خودشان هر کدام برگی بر تاریخ پر افتخار اسلام افزودند، این امام بزرگوار هم گوشه‌ی مهمی از جهاد همه جانبه‌ی اسلام را در عمل خود پیاده کرد و درس بزرگی را به ما آموخت. آن درس بزرگ این است که در هنگامی که در مقابل قدرتهای منافق و ریاکار قرار می‌گیریم، باید همت کنیم که هوشیاری مردم را برای مقابله‌ی با این قدرتها برانگیزیم. اگر دشمن، صریح و آشکار دشمنی بکند و اگر ادعا و ریاکاری نداشته باشد، کار او آسان‌تر است. اما وقتی دشمنی مانند مأمون عباسی چهره‌ای از قداست و طرفداری از اسلام برای خود می‌آراید، شناختن او برای مردم مشکل است. در دوران ما و در همه‌ی دورانهای تاریخ، قدرتمندان همیشه سعی کرده‌اند وقتی از مقابله‌ی رویاروی با مردم عاجز شدند دست به حیله‌ی ریاکاری و نفاق بزنند.(گفت و شنود در دیدار جمعی از جوانان به مناسبت هفته‌ی جوان ۱۳۷۷/۰۲/۰۷)