«نگارخانهاي به وسعت يك شهر»، خوب كه فكر كنيد ميبينيد، بله، اين جمله را چند وقتي مي شود روي در و ديوار شهر خواندهايد. روي بعضي بيلبوردهاي بزرگ و كوچك حتي در كورترين نقطه شهر. طرحي كه روز شانزدهم ارديبهشت متولد شده و تا بيست و ششم همين ماه ادامه دارد. اين هم، يكي از همان چند كار محيرالعقول شهرداري براي زيباتر كردن نماي تهران است. هيچ ترديدي نيست كه در طول دوران رياست محمدباقر قاليباف بر شهرداري تهران، تهران بسيار زيباتر شده،آنقدر كه حتي رسانههاي مطرح دنيا مثل گاردين و نيويورك تايمز دربارهمان مينويسند. طرح جديد شهرداري براي معرفي آثار هنرمندان داخلي و خارجي مثل همه طرحهاي ديگر با انتقاداتي روبهرو بود. از گزارش نيويورك تايمز گرفته تا روزنامه گاردين، گفتهاند اين طرح، آنهم در آستانه دوره دهم انتخابات مجلس شوراي اسلامي، شايد كاري سياسي باشد. مثل همان كاري كه در دوره رياست جمهوري سال 92 با متحول شدن تهران رخ داد. با مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران، جمال کامیاب كه مسئول مستقيم اجراي اين طرح است، گفتوگو كرديم تا درباره همه اما و اگرها و انقلتها به جواب برسيم.
ايده طرح «نگارخانهاي به وسعت يك شهر» از كجا آمد؟
در جلسات شوراي فرهنگي كه در سازمان زيباسازي شهر تهران برگزار ميشود، در اين چند سال گذشته مخصوصا معمولا هنرمندان هم حضور دارند هنرمندان جسته و گريخته از زاويه نگاه خودشان هميشه تاكيد ميكردند كه آثار هنرمندان بزرگ را در تابلوهاي تهران جلوي چشم مردم بياوريم يا پيشنهاد ميدادند عكسهاي تهران قديم را در تابلوها نمايش دهيم. مجموعه اين گفتهها باعث شد ما از سهم فرهنگياي كه در رابطه با تابلوهاي تبليغات تجاري داريم، به شكل متمركز استفاده كنيم. در قراردادهاي شهرداري با شركتهاي تبليغاتي، ذكر شده كه نزديك به 7 تا 15 درصد از فعاليتهايشان بايد به سهم فرهنگي اختصاص داده شود. ولي اين كار به صورت متفرق در طول سال انجام ميشد. ما هم يك بخشي از اين سهم را در 10 روز پشت سر هم متمركز كرديم. بعد از آن طي مكاتبهاي كه با موزهها در يك ماه گذشته در سطح شهر انجام شد، درخواست كرديم آثاري را كه قابليت اكران در شهر دارند در اختيار ما قرار دهند. در شورايي توسط هنرمندان، اين آثار بررسي شد و بعضي از آنها براي اكران عمومي انتخاب شدند. در اين مرحله فقط از هنرمندان فقيد استفاده كرديم و آثاري كه الان در سطح شهر ميبينيد، آثار هنرمنداني است كه عموما از دنيا رفتهاند. در گام اول تصميم گرفتيم تركيبي از هنرهاي ايراني و جهاني در سطح شهر داشته باشيم.
يعني با خانواده اين هنرمندان هماهنگي لازم شده؟
خير. اين آثار از موزهها گرفته و مجوزها دريافت شده. ضمن اينكه در انتخاب آثار بايد نكات زيادي را رعايت ميكرديم مثلا اينكه محدوديت اندازههاي تابلوها را داشتيم. هر كدام از سازهها در سطح شهر ابعاد خاصي دارد كه همه آثار را نميتوان در آنها نمايش داد. بررسي اينكه چه آثاري در چه ابعادي جا ميشود، خيلي وقتگير بود. در نهايت 700 اثر پذيرفته شد كه 25 درصد از آنها ، آثار خارجي و مابقي آثار هنري ايراني اعم از نگارگري، خوشنويسي، تذهيب، فرش، سفال و ديگر هنرهاست. تجربه اول است و كاستيهايي دارد اما خودمان هم باورمان نميشد در اين مدت اينقدر بازخوردهاي مثبت از طرف مردم داشته باشيم.
گفتيد 25 درصد از آثار، براي هنرمندان خارجي است. اين آثار چطور انتخاب شد؟
اين آثار عموما در تاريخ هنر و فرهنگ جهان از آثار معروف هستند. ضمن اينكه عكس تهيه كردن از آثار هنرمندان مطرح دنيا اصلا كار سختي نيست. ما ميتوانيم از كتب عكسبرداري كنيم و بعضي از فايلها را هنرمندان در اختيارمان قرار ميدهند.
با هنرمندان خارجي تعاملي شكل نگرفت؟
بعضي از اين هنرمندان فوت شدهاند براي همين نتوانستيم تعاملي انجام دهيم.
چرا از هنرمندان معاصر استفاده نكرديد؟
فرصت زياد است، گام به گام به اين مرحله ميرسيم. اين چيزهايي كه ميبينيد، شمهاي از داشتههاي ماست. ميتواند تجربههاي بعدي هم وجود داشته باشد. در مرحله اول ميخواستيم بازخوردها را ببينيم و تحليلي داشته باشيم و نقاط قوت و ضعف را بررسي كنيم. من تمايل دارم در تقويم سالانه يك تاريخ ثابت را براي اين كار در نظر بگيريم و آثار در طول سال با فرصت وحساسيت بيشتري گردآوري شود. ميشود به يك رشته هنري اختصاص داده شود يا حتي ميشود به دوران تاريخي مختلف هم پرداخت.
يعني اين قضيه تقويم سالانه، مطرح شده؟
پيشنهاد شده كه دبيرخانه دائمي داشته باشد و در سال يك تاريخ ثابتي براي اين كار در نظر گرفته شود.
استقبال هنرمندان از اين اتفاق چطور بود؟
در تماسهايي كه داشتيم، نميگويم قطعا و قريب به اتفاق، اما عموما هنرمندان و هنردوستان بسيار استقبال كردند. اين براي ما قوت قلب زيادي بود.
تعامل با موزهها چطور بود؟
خوشبختانه چند روز ديگر بحث هفته موزهها را هم داريم و اين حسن اتفاقي است كه رخ داده. در زير اكثر اين تابلوها، نام موزهاي كه اين اثر در آن قرار دارد ذكر شده. همانطور كه قبلا اعلام كردم، هنوز رفتن به نگارخانه و گالري چندان در سبد خانوار ايراني جايي ندارد و گاهي اوقات بعضي از موزهها تعداد بازديدكنندگانش كمتر از كاركنانش است. براي كشوري با اين سابقه فرهنگي چندان مناسب نيست. اجراي اين طرح بهانهاي هم شد كه موزهها هم معرفي شوند چون شايد اگر مردم بفهمند آثار در كدام موزهها قرار دارند رغبت پيدا كنند كه به آن موزه بروند. بعد نمادين اين حركت نبايد فراموش شود. ما معتقديم براي فهميدن يك اثر هنري نياز به يك فضاي مكث است تا فرد بايستد و ظرافتهاي اثر را ببيند. اگر اين آثار در فضايي در خيابان ديده شود شايد اين فرصت فراهم نشود اما وجه نمادين اين كار، يعني توجه مردم را معطوف كردن به اين آثار و به اين زيبايي، ميتواند كار خوبي باشد.
طبق شنيدهها، هزينه اين طرح، 15 ميليارد بوده، درست است؟
خيلي عجيب است! من نميدانم اين ارقام از كجا ميآيد. همانطور كه گفتم شركتهاي تبليغاتي در قراردادهايشان موظف به چنين كاري هستند، نصب، چاپ و حتي برداشتن اين تابلوها به عهده خود شركتهاست و شهرداري بابت آنها هيچ پولي به شركتها پرداخت نميكند.
منظورتان شركتهاي پيمانكاري است كه بيلبوردها را در اختيار دارند؟
بله، در قراردادهايشان موظف هستند در طول سال 7 تا 15 درصد از چاپ و نصبشان را براساس درخواست سازمان، به مسائل فرهنگي اختصاص دهند. طبيعتا ما هم از همان سهم استفاده كرديم.
ولي آقاي موسوي ميگفتند بعضي از شركتها زير بار اين كار نميرفتند. درست است؟!
شايد بعضي شركتها روي تاريخ برگزاري صحبت داشته باشند اما در اصل ماجرا بايد طبق آن چيزي كه تقبل كردهاند، انجام دهند.
يعني كلا شما براي اين طرح هزينهاي نكردهايد؟!
هيچ طرحي بدون هزينه نميشود. اما نه اين مبلغي كه شما گفتيد. هزينههايي شده، بحث جلسات داوري و كارشناسي و حتي آماده سازي سازههاي فرهنگي كه خودسازمان مسئوليت آنها را بهعهده دارد از جمله اين هزينههاست. حجم عمده سازهها همان سازههاي تبليغات تجاري هستند. اما هنوز دقيق مشخص نشده كه چقدر براي اين كار هزينه شده چون هنوز كار تمام نشده.
گزارش روزنامه گاردين را خواندهايد كه درباره نگارخانهاي به وسعت شهر نوشته؟
نه هنوز.
در بخشي از گزارش اين روزنامه نوشته، چنين اتفاقي در سطح شهر، بيشتر از اينكه مقاصد فرهنگي داشته باشد به نوعي مقاصد سياسي دارد. چون در آستانه انتخابات مجلس قرار داريم، اين شائبه بيشتر تقويت شده است.
من تعجب ميكنم چرا ما بايد فعاليتهاي فرهنگي- هنري را با عينكهاي سياسي و گرايشي ببينيم. اين نگاه، به حوزه فرهنگ و هنر ضربه ميزند. من كه مسئوليت اين كار را به عهده گرفتم، نه خودم نگرش سياسي داشتم و نه وظيفه سازمان زيباسازي كار سياسي است.
سال 92 كه رياست جمهوري دوره يازدهم مطرح بود شهرداري دست به كارهاي اساسي در سطح شهر زد. از جمله زيباسازي شهر، راهاندازي پل و بزرگراه و غيره كه برخي معتقد بودند براي جلب آراي مردمي چنين كاري انجام شده.
شهرداري وظايفي دارد كه بايد هميشه انجام دهد.
حمايت از هنر « سياسی» نيست
گروه جامعه / محبوبه شعاعي
صاحبخبر -