صاحبخبر - فاطمه امینالرعایا
کتاب در کودکی همه ما نقش بسیار پررنگی داشته است. شاید نبود سرگرمیهای زیاد مثل آنچه که کودکان امروز در دسترس دارند، یکی از مهمترین دلایل علاقه ما به کتاب باشد اما علت هرچه که بود راه ما را به دنیای خیال و جادوی کتاب باز کرد و به ما آموخت که چطور خلاق باشیم. حالا ما بزرگ شدهایم و نوبت کتاب خواندن فرزندان ما است اما ادبیات کودک امروز در خانواده کوچک ما چه جایگاهی دارد؟ فرزندان ما که هر روز با یک تکنولوژی جدید سر و کار دارند چطور باید راه ورود به دنیای خیال را از بین صفحات کاغذی بیابند؟
یکشنبه 3 دی قرار است جایزه «لاکپشت پرنده» برگزار و فهرست منتخب منتشر شود. لاکپشت پرنده فهرستی است از کتابهای برتر هر فصل، برای کودکان و نوجوانان ایرانی. این کتابها را گروهی از منتقدان، کارشناسان و نویسندگان کودک و نوجوان، با بررسی کتابهای هر فصل انتخاب میکنند. علاوه بر این، هیات داوران لاکپشت پرنده، کتابهای برگزیده هر سال را نیز انتخاب و به کتابهای برگزیده نشانهای طلایی و نقرهای اهدا میکنند. این جایزه تلاش بسیاری در راستای معرفی بهترین کتابهای کودک و نوجوان به خانوادهها کرده است.سوالی که در این میان مطرح میشود این است که امروز که تکنولوژی و فضای مجازی عضوی از خانواده شده، ادبیات کودک چه جایگاهی در خانواده دارد. علی محمدپور، نویسنده و مترجم کودک در پاسخ به این سوال به «ابتکار» میگوید: ادبیات یا ادبیات کودکانه بخش جداییناپذیر زندگی مردم در طول تاریخ بوده است. یعنی ما از قدیمالایام خلق ادبی، شعر و داستان و ... داشتهایم اما عمر ادبیات کودک در ایران بیشتر از چهار دهه نیست. ادبیات کودک از زمانی اهمیت بیشتری پیدا کرد که بچههای ما نیاز به آموزشها و خلاقیتهای بیشتر و متفاوتتری احساس کردند. زمانی آموزشها به بچهها از طریق پدر و مادر در قالبهای بسیار سادهای صورت میگرفت. به طور مثال در یک قرن پیش اطلاعات و دانش در حد نوشتن بود اما ما وارد عصری شدیم که بچهها نیاز به آموزشهای فراوانی دارند که بخشی از این بار آموزشی و بار دانایی را ادبیات برعهده گرفته است. یعنی هر چقدر ما نیاز به آموزش و مهارتهای فردی و خلاقیتهای بیشتری احساس کنیم، با ادبیات به شکلهای مختلف آن بیشتر سر و کار خواهیم داشت.
ما به ادبیات نیاز داریم
محمدپور با اشاره به این نکته که با وجود آنکه امروز بخش زیادی از ارتباطات مجازی است، نیاز به ادبیات بیش از پیش احساس میشود. او میگوید: امروز نیاز به دانش، خلاقیت و آفرینش در نسلهای مختلف حتی بسیار بیشتر از یک دهه پیش است. ما امروز خیلی بیشتر از گذشته به ادبیات نیاز داریم. به همین دلیل در کشورهای پیشرفته، بر موضوع مطالعه کتاب به شکلهای مختلف آن، استفاده از انیمیشن که ریشههای آن به ادبیات مرتبط است و موضوعات دیگری که کودکان در آن قالبها آموزش میبینند، سرمایهگذاری میشود. آموزش کودکان با ادبیات، کتاب و شعر به شدت گره خورده است. کشور ما در این زمینه کمی عقب مانده است. موضوع این نیست که نیاز هست یا نه، ادبیات ما در این زمینه کمی کند بوده است. نسلهای ما به شدت بهروز شدهاند ولی ادبیات و شیوههای ارتباط ادبیات با مخاطب در کشور ما کمی کند بوده و نتوانسته خودش را با مخاطب امروزی ما هماهنگ و همسطح کند.
رشد پایین مصرف ادبیات کودک در کشور
خانوادهها به عنوان موثرترین واحد اجتماعی، وظیفه آموزش کودکان را برعهده دارند. آشنایی کودک با ادبیات هم یکی از وظایف این واحد اجتماعی است. اما امروز خانوادهها چقدر تلاش کردهاند تا کتاب و ادبیات کودک سهمی در آموزش خانواده داشته باشند؟ آیا خانوادهها چنین دغدغهای دارند؟ محمدپور میگوید: در کشورهای دیگر آمار و اطلاعات نشان میدهد که فروش کتاب کودک که بخش عظیمی آن ادبی است، رشد بسیار زیادی داشته است. در کشور ما اینگونه نبوده است. یکی از دلایل این است که ما نقش آموزش و خلاقیت بچهها را در زندگی آیندهشان کمرنگ کردهایم. به طور مثال آیا در جامعه ما کودکان خلاقتر و با دانش بیشتر دارای موقعیت شغلی و درآمد بهتری هستند؟ طبیعتا خیر! برعکس کسانی که حافظه قویتریدارند و تنها محفوظات بهتری دارند، راحتتر مدارج علمی را طی میکنند چون ما آموزش را در تمام ساختارهای اجتماعی کشورمان بر اساس دانش و خلاقیت بنا نکرده ایم و بیشتر بر مبنای محفوظات حرکت کردهایم. هر کسی که بهتر حفظ کند جایگاه بهتری خواهد داشت حتی اگر بعدها آن محفوظات را فراموش کند. کسی که بالاتر میرود، نمیتواند خلق کند در حالی که در جوامع پیشرفته، رشد جامعه بر اساس خلاقیت صورت میگیرد. ما هر روز با علوم جدید آشنا میشویم. در چنین دنیایی ما به کسانی نیاز داریم که موضوع جدیدی بر زندگی امروز بیفزایند و ادبیات امروز چنین نقشی دارد.
هر کودک، یک کتاب در سال
او با ارائه آماری درباره تولید کتاب برای کودکان میگوید: کل کتابهایی که در کشورما در حوزه کودک زیر 18 سال تولید میشود حدود 30 میلیون جلد در سال است. کل جمعیت زیر 18 سال ما 24 میلیون است. بخشی از این کتابها هم فیک است. حدودا به ازای هر کودک در سال یک کتاب تولید میشود. مثل این است که به فردی بگویید سالی یک عدد کتاب به شما خواهیم داد و این کل تغذیه شما است. فرد با این میزان زنده نخواهد ماند. حالا ما با یک کتاب در سال چه توقعی داریم؟
او ادامه میدهد: سرانه مطالعه ما بسیار پایین است. این سرانه در بزرگسالان 12 دقیقه گفته شده و مطمئنا این آمار در کودکان زیر 5 دقیقه خواهد بود. در کشورهایی مثل هند و برزیل که در حال توسعه هستند، آمار کتابخوانی در روز بالای هفتاد دقیقه است. با میزان مصرف ادبی بچهها آینده و خلاقیت آنها کاملا قابل ارزیابی است. خانوادههای ما به این موضوع دقت نمیکنند چون جامعه چنین پالسی به آنها میدهد که کتاب خواندن بچهها چندان اهمیتی ندارد و تنها تست و کنکور و کتابهای کمکآموزشی حائز اهمیت است. متاسفانه به دلیل منافع گروهی از افراد که از این وضعیت درآمد کلانی دارند در حقیقت ساختمان بسیار اشتباهی را بنا گذاشتهاند و ادبیات را از حوزه آموزش جدا میکنند.
استفاده از فضای مجازی برای ارائه محتوا به کودکان
راهکار برای تشویق بچهها به مطالعه چیست؟ آیا تنها فرهنگسازی از طریق کتاب خواندن دیگر اعضای خانواده راه چاره است؟ آیا میتوان از فضای مجازی در این زمینه کمک گرفت یا اینترنت فقط بلای کتابخوانی است؟ این نویسنده کودک در پاسخ به این سوالها میگوید: ما در حوزه مجازی محتوایی برای کودکان نداریم. محتوایی در دسترس خانوادهها نیست. ما در حوزه کتاب فیزیکی مشکلات بسیاری داریم، یکی اینکه شبکه توزیع نداریم، در این حالت خانوادهها چطور میتوانند برای خرید به کتاب دسترسی داشته باشند؟ بالای 60 درصد از کشور ما رنگ کتاب کودک را به خودش نمیبیند.
او یکی از مزیتهای شبکه مجازی را سطح دسترسی بسیار بالا میداند و میافزاید: ما همیشه با فضای مجازی در ارتباط بودهایم، مگر تلویزیون و گفتو گوی تلفنی مجازی نیست؟ اینها همه وسایل ارتباطی است. ما نمیتوانیم چون
گفتوگو ها را به صورت مجازی انجام میدهیم، بگوییم اعتبار ندارد. نگاه غلطی نسبت به فضای مجازی وجود دارد. فضای مجازی تنها یک امکان دسترسی است. انتقال محتوای مناسب به کودکان از این راه بسیار سادهتر است و همه میتوانند به آن دسترسی داشته باشند.
«لاکپشت پرنده» یک استاندارد است
محمدپور در پایان درباره جشنواره «لاکپشت پرنده» میگوید: ما نیاز داریم که در حوزه ادبیات کودک استاندارد داشته باشیم. «لاک پشت پرنده» یک استاندارد است. ما برای مصرف هر آن چیزی که وجود دارد یا باید مراکز استاندارد مهر استاندارد به کالا بزند، یا مراکزی باشد که خیال دیگران را نسبت به مصرف راحت کند. تیم کارشناسانی که لاک پشت پرنده را به عنوان یک جشنواره کاملا غیرانتفاعی و غیردولتی راهاندازی کردهاند همین هدف را دارند. هدف آنها این است که آثار خوب و متوسط را بر اساس گروه سنی طبقهبندی کنند و آثار خوب را معرفی کنند. مشخص شدن خوبها باعث میشود خانوادهها با خیال آسوده از کتابها استفاده کنند.∎