آقای شاکری شما در طول سالهای فعالیت ادبی و پژوهشی خود؛ مطالعات جامعی بر آثار تاریخ شفاهی دفاع مقدس داشتهاید. با شخصیت شهید خوشلفظ هم از همین طریق آشنا شدهاید؟
بله، کتاب خاطرات ایشان با عنوان «وقتی مهتاب گم شد» را مطالعه کردهام. ایشان شخصیت بزرگ و عمیقی داشتهاند و در جبههها به دلیل آسیبدیدگیهای فراوانشان به عنوان «علی خوشزخم» خطاب میشدند. هر کدام از یادگاران جنگ که از بین مردم کوچ میکنند ذخیرههای نظام و یادگاران دفاع مقدس هستند. چیزی که این بزرگواران و مردان الهی را به این درجه رسانده که سازنده باشند، دو چیز است؛ یکی حضور در موقعیت دفاع مقدس و اینکه لحظات، زمانها و افرادی را تجربه کردند و در وقایعی حاضر بودند که در طول تاریخ کشورمان کمنظیر است. این شخصیتها شاهد وقایعی بودند و همین شهادت بر وقایع به اینها رتبه و جایگاه ویژهای میدهد. بسیاری در این وقایع حاضر نبودند، پس از چنین درجه و اهمیتی برخوردار نیستند.w چیزی که بزرگوارانی همچون شهید خوشلفظ را به این درجه رسانده، همان فرهنگ دفاع مقدس است. همه شهدا و جانبازان کشورمان چنین حالت و وصفی را دارند. اینها ماندگار هستند، چراکه فرهنگ ایثار و شهادت ماندگار است. نکته دیگر که شخصیتهای دفاع مقدس را ماندگار کرد، بویژه آقای خوشلفظ، روایتی است که از ایشان باقیمانده است. این دوستان حیات و زندگی دنیوی داشته و در دفاع مقدس حاضر شدند و ایثارگری کردند و حیات دیگری داشتند که میشود گفت حیات معنوی است و در ضمن روایت برایشان ایجاد شده است. شهید خوشلفظ، غیر از اینکه در دفاع مقدس زیست کرده و شاهد آن بودند؛ به تعبیری شهادت هم دادهاند. هر شاهدی موظف به شهادت است و ایشان از این جهت که خاطراتشان را بیان کردند، دارای حیات معنوی و ثانوی شدند.
شما برای روایتگری ایثارگران دفاع مقدس جایگاه ویژهای قائل هستید، این نگاه ویژه به خاطرات شفاهی به چه دلیل شکل گرفته است؟
نکتهای که وجود دارد، همین روایت است. رزمندگان و مدافعان جنگ تحمیلی با کاری که کردهاند، ماندگار هستند و به تعبیر قرآن زندهاند، اما چیزی که برای ما قابل بهرهبرداری است، همین روایتگری است. باید تاکید داشته باشیم که این روایتگری در حداقل ممکن ـ که همان یادداشتهای روزانه و ثبت خاطرات است ـ در کشورمان جدی گرفته شود. همچنین باید سراغ حوزههای جدید برویم. امروز حوزه هنری و دفتر ادبیات مقاومت و انقلاب اسلامی این نهاد و دیگر ارگانهای مرتبط در راستای تاریخ شفاهی کشورمان زحمات بسیاری کشیدهاند و در ادبیات دفاع مقدس جریانساز بودهاند، اما کافی نیست. ما موضوعاتی داریم که بهروز و مربوط به دهه 50 و 60 نیست و باید به این موضوعات هم توجه شود.
تصور میکنید با انتشار کتاب خاطرات شهید خوشلفظ توانستهایم معرفی درستی از شخصیت این شهید داشته باشیم و عموم جامعه با ایشان و زندگیشان آشنا هستند؟
البته تعبیر معرفی، نسبی است. حق هیچ شخصیت واقعی را در آثار داستانی نمیتوانیم به طور کامل ادا کنیم. حتی رمان هم قادر به ادا کردن حق هیچ شخصیتی نیست. شخصیتهایی مانند شهید خوشلفظ به قدری عمیق هستند که داستان، ظرفیت تحقق و تجلی تمامیت شخصیت را ندارد، اما نکته این است روایتهایی که انجام میشود، جزو موارد حداقلی روایت است و روایت میکنیم که وقایعی مانند دفاع مقدس و شهیدانی مانند خوشلفظ در طول زمان فراموش نشوند. اهداف عالیتری وجود دارد. بارها در مصاحبهها عرض کردهام که ادبیات کشورمان از خاطرهنگاری باید عبور کند و این نیازمند تئوریپردازی است. ادبیات کشورمان باید به سمت قله روایت برود و قله روایت، ادبیات داستانی است. زمانی خاطرات شخصیتهای بزرگ کشور در بحث روایی به بلوغ میرسد که شکل داستان پیدا کند. بنابراین برخی از ظرفیتهایی که ممکن است در شخصیت شهید خوشلفظ باشد، ممکن است دیده نشده باشد. کار دیگری که باید صورت بگیرد این است که ادبیات دفاع مقدس، روی ترمیم و تصحیح و ارتقای خاطرات، به سمت قالب داستانی برود. این ما را از مرحله خاطرهنگاری به مرحله عالی داستاننویسی سوق میدهد.