شناسهٔ خبر: 23121701 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

زلزله در سرپل زمان

فرزاد ادیبی

صاحب‌خبر -

تازه رسیده بودم خانه و سر شام بودیم و تلویزیون روشن بود که خبر زلزله سرپل را شنیدم. به کرمانشاه زنگ زدم و گفتند خیلی وحشتناک بوده؛ صدای غرش زمین و به‌هم‌خوردن همه اجزای خانه‌ها و کوچه‌ها و... .  ذهنم تا صبح درگیر بود. می‌دانستم خانه‌های زیادی فرو ریخته‌اند و دل‌های بسیار زیادی نیز.. .   در ماشین بودم که به ایده پوستری رسیدم و رسیدم دفتر و شروع کردم به کار، اما می‌دانستم این پوستر فقط افکار و اوهام خودم را التیام می‌بخشد. فکری به خاطرم رسید و  به دوستی برای برگزاری نمایشگاهی زنگ زدم که عواید حاصل از فروش آثارش را برای کمک به زلزله‌زدگان اختصاص دهیم. گفتم از استادان بنامی مثل محمد احصایی،  آیدین آغداشلو، علامحسین نامی و... هم کار می‌گیرم تا معتبرتر باشد و...‌. گفت یک گالری دارد کار جمع می‌کند که بعد فهمیدیم چند گالری دارند این کار را می‌کنند. هنرمندان نیز هم‌پای مردم کمک می‌کردند... .  از این اتفاق و همدلی مردم، یاد روزهای انقلاب و اوایل جنگ افتاده بودم؛ یاد سال‌ها پیش. گویی امروز ادامه آن روزها بود... زلزله‌ای آمده بود و این وسط را به هم ریخته بود و مردم دوباره همدلانه به هم کمک می‌کردند؛ زلزله‌ای در زمان. سراغ آرشیو کارهایم رفتم که چند کار برای این نمایشگاه‌های خیریه انتخاب کنم. کارهایی را دیدم که سال‌ها پیش انجام داده بودم و یادم رفته بودند؛ کارهایی با حال و هوایی که امروز ندارم... زلزله زمان را هم شکافته بود... .  در اولین نمایشگاهی که در گالری دنا برگزار شد، در آخرین ساعات و اواخر شب، شرکت کردم و هنوز نمایشگاه افتتاح نشده بود که سه نفر کارم را در کانال تلگرام خودم دیده و خواهان خرید آن بودند و چون دکتر مهدی فرهانی‌منفرد-استاد دانشگاه‌های بوستون- زودتر و بیش از دوبرابر قیمت خواسته بود، آن کار قدیمی به او رسید و گرچه دکتر مجید محبی- متخصص چشم و استاد دانشگاه- پنج برابر قیمت اثر برای تابلو پرداخت، قرار شد نقاشی دیگری برای ایشان و نیز برای دکتر مهتاب اسحاقی در ماساچوست انجام بدهم که هنوز کار نکرده‌ام... از لطف این دوستان که بگذریم، هدف‌شان کمک به زلزله‌زدگان از یک مجرای مطمئن بود.  بسیاری از خریداران آثار هنری برای زلزله‌زدگان، کسانی بودند که تاکنون اثر هنری نخریده بودند. در ایران ما، هنوز تنها اثر هنری‌ای که خریدوفروش و به‌عنوان یک سرمایه شناخته می‌شود، فرش است... . 

 در این ماجرا «رضا هدایت» سنگ‌تمام گذاشت، کارهایی را در فضای مجازی به حساب «صادق زیباکلام» فروخت و این صادقانه‌ترین حرکت بود... .  در نمایشگاه دیگری در نگارخانه خط‌ سفید کارهایی را دیدیم که هنرمندان، از پستوی زمانه بیرون آورده بودند. اثر استادانی همچون محمد احصایی، قباد شیوا، جلال شباهنگی و... از سال‌ها پیش بود که دل‌کندن از کارهای قدیمی شاید سخت‌تر هم باشد... این زلزله زمانه را تکانده بود.   کامکارها و شهرام ناظری هم  برای کمک به زلزله‌زدگان کنسرت گذاشته بودند. گفتم مثل تورهای لحظه آخری عمل کنیم و بگذاریم دیگران همه بلیت‌ها را بخرند-شما بخوانید کمک کنند- و اگر در لحظات آخر جایی خالی ماند ما هم می‌رویم که چنین شد و رفتیم.  بگذریم که قطعه «گل نیشان» اشک کُردهای سالن را درآورده بود، اما با قطعه‌هایی از اوایل کار شهرام ناظری که هنوز شخصیت صدایش دالاهویی نشده بود و حال و هوای چاووش‌ها را داشت، به آن روزگار رفتیم و دیدیم که زمان شکافته بود با: «لاله خونین‌کفن از خاک سرآورده برون...» شعر ملک‌الشعرا و آهنگ مشکاتیان از سال ۶۲.  زلزله فرو نشست اما زخم‌های مردم  تا خیلی سال‌ها می‌ماند. هنوز زخم‌های زلزله رودبار،  بم و... بر روح و روان مردم دیده می‌شود. روزهای هیجان و احساسات برانگیخته، برای کمک گذشت اما باید پس از این روزها کارهای بنیانی و اساسی کرد... زمین را شاید بتوان ترمیم کرد اما زمان را نمی‌دانم... .