مجید سرسنگی معاون فرهنگی دانشگاه تهران:
هنوز هم معتقدم فرهنگ نقشه راه میخواهد
صاحبخبر - مجید سرسنگی در سالهای اخیر، با سمت معاون فرهنگی به دانشگاه تهران رفته است. او پیشتر مدیرعامل خانه هنرمندان ایران نیز بوده است. سرسنگی همچنین در کارنامه خود سمتهای دیگری چون مشاور رئیس و مدیرکل روابطعمومی دانشگاه، مشاور رئیس و مدیرکل دفتر ریاست دانشگاه، مدیرعامل خانه هنرمندان ایران، قائممقام سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، مدیرعامل انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، مشاور معاون اول رئیسجمهور و... را ثبت کرده است. این دانشیار دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی پردیس هنرهای زیبا همچنین تا امروز به انتشار آثاری در حوزه تالیف و ترجمه پرداخته است. با او درباره نقش دانشگاه در پرورش و اهمیت دادن به فعالیتهای فرهنگی به گفتوگو نشستهایم. با توجه به اینکه در سالهای اخیر با سمت معاون فرهنگی دانشگاه تهران به دانشگاه وارد شدهاید، فکر میکنید اساسا چقدر توانستهایم فرهنگ را به متن و بطن دانشگاهها ببریم و اصولا فرهنگ و دانشگاه چقدر در این سالها توانستهاند با یکدیگر در تعامل باشند؟ واقعیت این است که در چند دهه اخیر، دانشگاه غفلت بسیاری در زمینه ارائه خدمات فرهنگی کرده است. بهطوری که جامعه دانشگاهی در این سالها بیشتر به کارهای مربوط به محیط آکادمیک پرداخته و کمتر به این مساله فکر کرده است که چه نقشی میتواند در قبال رخدادهای فرهنگی اجتماعی داشته باشد. اگرچه دراین زمینه انتظارات بیشتری از دانشگاهها میرفته است، ولی این غفلت از سوی آنها در حوزههای فرهنگ و هنر نیز بیشتر مشهود است. بنابراین آنچه امروز شاهد آن هستیم این است که دانشگاه دارد کار خودش را میکند و فرهنگ مسیر خودش را میرود. به نظر میرسد غفلت از پرداختن و توجه به فرهنگ در این سالها فقط مختص دانشگاه نبوده، بلکه این آسیب در دیگر لایههای نظام آموزشی همچون مدارس هم به چشم میخورد؟ همینطور است. وجود فاصله میان دانشگاه و جامعه فرهنگی باعث شده دانشگاه به این مساله فکر نکند که اساسا برای چه جامعهای دانشجو تربیت میکند. چه بسا، برخی دروس دانشگاهی نهتنها بهروز نیستند بلکه واپسگرا هم بوده و عملا مباحثی را به دانشجویان منتقل کردهاند که کاربردی نبوده است. به همین خاطر است که معتقدم دستاندرکاران دانشگاهی باید نسبت به عملکرد خود در پرورش فرهنگ تجدید نظر کنند. هرچند بر این باورم که برای برقراری تعامل میان دانشگاه و فرهنگ، ضرورت دارد نهادهای بیرونی چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری، شهرداری و... هم خود را به دانشگاه نزدیک کنند تا این ارتباط دوسویه بتواند فرهنگ را به بستر دانشگاهها ببرد. ولی آنچه در حالحاضر به چشم میخورد این است که نه دانشگاهها تمایل به پرداختن به مسائل فرهنگی دارند و نه خود نهادهای فرهنگی برای برقراری این ارتباط و تعامل قدم برمیدارند. شما در سالهای اخیر، مدیرعامل خانه هنرمندان ایران بودهاید، خاطرم هست در آن زمان طی گفتوگویی که با هم داشتیم از احداث سالنهای جدید تئاتر برای پر کردن خلأ سالنهای مناسب از سوی شهرداری صحبت میکردید و به این مساله اشاره داشتید که درحال پیگیری این مسائل هستید، حالا با تغییر سمت، بازهم این اقدامات را پیگیری میکنید؟ بله، ولی به دلیل اینکه از آن وادی دوره شدهام این پیگیری کمی سخت است. من در این سالها هر سمتی که داشتهام براین باور بودهام که باید به زیرساختهای مسائل فرهنگی توجه شود. امروز هم تا جایی که در توانمان بوده به برداشتن قدمهایی از این دست پرداختهایم. بهعنوان مثال، طی ماههای اخیر پروژه بازسازی «تالار مولوی» را در دست داشتهایم و به انجام رساندهایم. از طرفی در حالحاضر در خیابان ادوارد براون، یک مدرسه قدیمی وجود دارد که قصد داریم آن را تبدیل به خانه فرهنگ و هنر دانشجویی کنیم. درعینحال، زمینی به وسعت10 هزار متر مربع نبش خیابان کارگر شمالی وجود دارد که تصمیم داریم آن را به زمین ورزشی برای دانشجویان تبدیل کنیم. بهطور کلی، برنامههای متعددی در زمینه ورود مسائل فرهنگی هنری به دانشگاه داریم. چون تعداد دانشجویان دانشگاهها به نسبت سالهای قبل افزایش یافته و بهطور قطع به همان نسبت هم، نیازهای جوانان در حال رشد بوده است. به همین خاطر احساس میکنیم فضای دانشگاه تهران به دلیل رشد دانشجویان، جوابگوی نیازهای آنها نیست و میخواهیم این نیازها را با به انجام رساندن پروژههایی که به آنها اشاره کردم مرتفع کنیم. خاطرم هست در گفتوگویی که با یکدیگر داشتیم به این مساله اشاره کردید که فرهنگ، نقشه راه میخواهد. به نظر شما امروز این نقشه راه چقدر میسر شده است. اصلا این نقشه راه باید از جانب چه کسانی در جامعه ارائه شود؟ بیتردید متولیان و سیاستگذاران امور باید این نقشه را در دستور کار خود قرار بدهند. مساله این است که ما در سالهای اخیر از ظرفیتهایی که در اختیار داشتهایم خوب بهره نبردهایم. درعینحال، همیشه گفتهام بیش از بودجه به برنامهریزی و افراد دغدغهمند نیاز داریم. اما واقعیت این است که تا امروز به آن شکلی که باید از نقشه راه برای بهبود سطح کیفی برنامههای فرهنگی- هنری در قالب حرفهای استفاده نشده است. اگر بدون در نظر گرفتن نقشه راه به این مسیر ادامه بدهیم، با تزریق میلیاردها میلیارد بودجه هم به جایی نخواهیم رسید. طرح و برنامهریزی با ایجاد نقشه راه هم بهعهده متولیان فرهنگی چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اساسا مجموعه دولت است که در بخشهای فرهنگی دستاندرکار هستند. ولی متاسفانه میبینیم امروز همه درگیر کارهای روزمره و جاری شدهاند و عملا توجهی به آینده و فردای فرهنگی نمیشود.∎