شناسهٔ خبر: 23109087 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه جام‌جم | لینک خبر

ترامپ کاتـالیزور فروپاشی اسـرائیل

اقدام دونالد ترامپ در اعلام انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به بیت المقدس که در واقع اعلام قدس به‌عنوان پایتخت رژیم اسرائیل است، بیش از آن‌که به صهیونیست‌ها کمکی کند، آنان را دچار مخمصه‌ای پیچیده می‌کند این در حالی است که خیلی بعید است که امثال نتانیاهو به این زودی بتوانند قدس را پایتخت خود بخوانند، چرا که اقدام یکجانبه آمریکا نه به قدرت اسرائیلی‌ها می‌افزاید و نه مشروعیتی برای این اقدام پدید می‌آورد.

صاحب‌خبر -

در ضمن بارها شاهد طرح لفظی به رسمیت شناختن انتقال پایتخت رژیم صهیونیستی به قدس از سوی مقامات ارشد آمریکایی در دوره‌ها و دولت‌های مختلف آن بوده‌ایم که گاهی هم به انتقال سفارت آمریکا از واشنگتن به قدس ترجمه می‌شد. در دوره اوباما هم یک بار این موضوع مطرح شد. اما در عین حال پیش از ترامپ این اتفاق نیفتاده است. تشکیل دولت فلسطینی در منافات کامل با واگذاری قدس شرقی به رژیم صهیونیستی است و همین امر سبب می‌شود تا هدف دوم آمریکا مبنی بر انتقال پایتخت رژیم صهیونیستی از تل‌آویو به قدس، محقق نشود.انتقال سفارتخانه آمریکا سبب انتقال سایر سفارتخانه‌ها به قدس و به ثمر رسیدن این پروژه نخواهد شد و این مساله در نهایت منجر به شکست آمریکا و رژیم غاصب صهیونیسم می‌شود.

خب سوال این است که چرا همواره این موضوع یعنی انتقال پایتخت مطرح شده است. برای این سوال سه پاسخ وجود دارد. فشار لابی صهیونیستی به دولت آمریکا با هدف ملغی کردن طرح تشکیل دو کشور در یک سرزمین. این موضوع بخصوص زمان‌هایی مطرح شده که در سطح بین‌المللی یا منطقه‌ای فشاری به نفع فلسطینی‌ها وجود داشته و کشورهایی علیرغم نظر مخالف دولت آمریکا به طرح این موضوع روی آورده و آمریکا را با معذوریت مواجه کرده‌اند. در این بین دولت آمریکا با هدف تغییر میدان بحث، از به رسمیت شناختن مرکزیت قدس برای اسرائیل یا انتقال سفارت خود سخن گفته است ولی تا پیش از ترامپ آن را عملی نکرده‌اند. همان‌طور که می‌دانید در یک‌سال گذشته تعداد زیادی از کشورهای اروپایی، طرح تشکیل کشور و دولت فلسطینی در زمین‌های 1967 را در پارلمان‌های خود به تصویب رسانده‌اند.

همچنین دولت نتانیاهو برای تکمیل شهرک‌های یهودی در قدس‌شرقی تحت‌فشار زیادی است و این در حالی است که سران این رژیم برای نابود کردن آرمان فلسطین به تصرف کامل این شهر که رمز فلسطین است نیاز دارند. در این بین دولت آمریکا در دوره‌های مختلف با طرح علنی تعلق قدس به اسرائیل در واقع فشار را از روی دولت صهیونیستی بر می‌داشت و به طور موقت خود بار آن را بر دوش می‌کشید و در نهایت آن را برای کشورهای عربی نظیر عربستان، اردن و مصر فاکتور می‌کرد یعنی با اعلام به تاخیر انداختن آن آنان را سرکیسه می‌کرد و آنان نیز وانمود می‌کردند فشارهایشان موثر واقع شده و مانع تصرف قدس توسط اسرائیل شده‌اند. آنان نیز این را برای فلسطینی‌هایی نظیر تشکیلات خودگردان و امثال محمود عباس فاکتور می‌کردند و برای آنان وجاهت می‌خریدند.

وقتی دولت‌های عرب وابسته به آمریکا گرفتار مخمصه جدی می‌شدند و صحنه منطقه‌ای را می‌باختند و این باخت را تا حد زیادی ناشی از تعلل آمریکا در حمایت جدی از خود می‌دانستند و کم و بیش در بین‌شان زمزمه‌ای بلند می‌شد که باید به جای دیگری دخیل ببندند، آمریکا با کلید کردن روی مساله فلسطین که بغرنج‌ترین مساله عربی است، آنان را سراسیمه کرده و راهی واشنگتن می‌کرد در این بین آمریکا حمایت جدی‌تر از آنان را موکول به برقراری روابط فعال‌تر با اسرائیل می‌کرد و در واقع میخ دیگری بر تخته وابستگی اعراب به آمریکا می‌کوبید.

آمریکا مغزی بسیار کوچک در پیکره‌ای بزرگ

در ادامه باید به این نکته پرداخت که فلسطینی‌ها آماده قیام بودند و ترامپ با اقدام خود زمان این انفجار را تعیین کرد و به این ترتیب شاهد آغاز درگیری ساعتی پس از اعلام نظر ترامپ در مورد قدس بودیم.این اقدام ترامپ نشان‌دهنده این است که آمریکا اساسا در منطقه ما به اندازه کافی فکر نمی‌کند تا بتواند به نظر و استراتژی درست رسیده و تاکتیک‌های درستی اتخاذ کند.

برخلاف آنچه در دنیا مشهود است، آمریکا مغزی بسیار کوچک در پیکره‌ای بسیار بزرگ است، آمریکا به کشوری تبدیل شده که ابتدا عمل می‌کند و سپس در صورتی که فرصت داشته باشد در مورد آن تفکر می‌کند.با توجه به چنین رویکردی می‌توان گفت نتیجه سیاست اشتباه، نتایج اشتباه است، زمانی که سیاست درستی اتخاذ نشود نباید توقع حصول نتیجه درست و دقیق داشت.

در مورد عکس‌العمل جهان اسلام نسبت به تصمیم ترامپ نیز باید گفت متاسفانه جهان اسلام وضعیت یکپارچه‌ای ندارد، بخشی از جهان اسلام آسیای‌شرقی است که اقدامات بسیار محدودی در ارتباط با مشکلات جهان اسلام دارد، بخشی از جهان اسلام کشورهای آفریقایی هستند که بخشی از آنها فعال و بخش بزرگی از آن حالت انفعالی دارند، در جهان اسلام کشورهایی نیز در حد و اندازه عربستان، اردن و بحرین وجود دارند که اساسا ماهیتی جدا از آمریکا و اسرائیل ندارند، بنابراین نمی‌توان انتظاری از آنها داشت.

بنابراین بهتر است وقتی می‌گوییم جهان اسلام و وحدت جهان اسلام بدانیم در مورد کدام دسته از کشورها صحبت می‌کنیم. باید وحدت حول‌ محور کشورهایی باشد که به ‌آرمان فلسطین اعتقاد دارند، بنابراین اگر کشورهای معترض به تصمیم ترامپ اعتقادی به آرمان فلسطین نداشته باشند نمی‌توان با آنها وحدت کرد.کشورهایی از جمله اردن، مراکش و... اساسا کلمه‌ای به نام آرمان فلسطین را از قاموس ادبیات سیاسی خود خارج کرده‌اند.

دونالد ترامپ با اعلام انتقال سفارت آمریکا به قدس نه‌تنها کمکی به رژیم صهیونیستی نکرده ‌است بلکه زمان فروپاشی آن را جلو انداخته است، چرا که چنین نظری بخصوص اگر به آن اقدام شود، فرصتی طلایی را در اختیار جبهه مقاومت قرار می‌دهد. پیروزی جبهه مقاومت بر گروه‌های تروریستی در عراق، سوریه و لبنان و پیروزی برق‌آسای انصارالله بر فتنه سعودی ـ اماراتی که اخیرا در یمن رقم خوردنشان می‌دهد این جبهه در اوج آمادگی است. امروز محور مقاومت شامل یک ائتلاف حقیقی مرکب از ملت‌های منطقه می‌شود که در متن خود چند دولت و چند سرزمین را دربر می‌گیرد. این ائتلاف سازمان لازم، ساز و برگ کافی، تجربه کاملا موفق و اعتقاد جدی برای آزادسازی سرزمین مقدس فلسطین «از بحر تا نهر» را دارد و اشتباهات اسرائیل می‌تواند زمان درگیری را جلو بیندازد و همه چیز در یک نقطه به سامان و سرانجام برسد؛ محو اسرائیل.

سعدالله زارعی / کارشناس مسائل منطقه