با این همه این جملهها وقتی شکوه دارند که از موانع عبور کنی. وقتی که بتوانی از آنها بگذری؛ از آنها که کارشان نشستن کنار ریلهای راهآهن و پرتاب سنگ به سمت قطارهای در حال حرکت است. این فریاد، این ناسزای زننده تنها وقتی معنا دارد که تو شکستشان داده باشی وگرنه هر بازندهای که میبیند به انتهای خط رسیده، فریاد میکشد و دشنام میدهد.
ماجرا از کی آغاز شد؟
فصل 2017 – 2016 برای رئال بهمعنای مطلق کلمه باشکوه بود. قهرمانی مقتدرانه در لالیگا و موفقیتهای خیرهکننده در تمام جامهای پیش رو، دل از هواداران این تیم ربود؛ سوپرکاپ اسپانیا، لیگ قهرمانان اروپا، سوپرکاپ اروپا و حالا جام باشگاههای جهان دستاوردهایی است که در سال 2017 به پای رئال قبراق زیدان نوشته میشود. این نکته را نباید از نظر دور داشت که عمده این جامها به فصل گذشته مربوط میشوند و در فصل 2018 – 2017 رئال بیشتر به سایهای از تیم قدرتمند فصل قبل شباهت دارد. آنها امسال در لالیگا چندان امیدی به موفقیت و قهرمانی ندارند و از حالا دستها را مقابل بارسای والورده بالا بردهاند.
ضعف خط حمله
سوال اصلی اینجاست که چه عاملی باعث این ضعف مفرط شد؟ تیمی که فصل قبل جامها را درو کرد، چگونه تا این اندازه افت کرده است؟ پاسخ این سوال را اینگونه دادهاند که خروج موراتا در اعتراض به نیمکتنشینیاش، ضعف مفرط بنزما و رونالدو و مصدومیتهای همیشگی بیل که سبب شد خط حمله رئال در باز کردن دروازه تیمها ناکام بماند. جدایی خامس رودریگز هم از نظر هواداران چندان پسندیده نبود؛ چراکه با وجود درخشش آسنسیو و ایسکو، تیم همچنان به یک بازیکن تکنیکی برای روز مبادا نیاز داشت. دستکم در روزهای بد نیمفصل اول، جای خالی خامس بیشتر احساس میشد.
گلزنیهای موراتا برای چلسی هم داغی بود در دل هواداران رئال. با هر گلی که او میزد و با هر گلی که رونالدو و بنزما از دست میدادند، هواداران رئال فریاد بلندتری میکشیدند. آنها از اینکه بنزما مانده و موراتا تیم را ترک کرده حال خوبی نداشتند.
حال بد رونالدو
رئالمادرید بعد از فصل خیرهکنندهای که پشتسر گذاشته بود، در فصل جدید ضعیف ظاهر شد. این تنها رئال نبود که از همان هفتههای ابتدایی قافیه را به حریف واگذار کرد بلکه رونالدو هم در اوج نبود.
او برخلاف تمام فصلهای گذشته ناچار شد برای رسیدن به گل، هشت هفته منتظر بماند؛ هشت هفته تلخ سرشار از درخشش موراتا و ناکامی بنزما و رونالدو و موفقیتهای خیرهکننده بارسا و فشارهای رسانهای سنگین روی زیدان.
ناکامی پرتغال در صعود مستقیم به جامجهانی هم مزید بر علت بود. آنها پشتسر سوئیسی قرار داشتند که در هیچکدام از ایستگاههایش لغزشی نداشت و مسابقات بهگونهای پیش میرفت که پرتغالیها از صعود مستقیم ناامید شده بودند؛ اما سرانجام در روز آخر در بازی مستقیم سوئیس را شکست دادند و به جامجهانی صعود کردند. ناکامی رونالدو در گل زدن در بازی آخر آنقدرها به چشم نیامد اما شاید اگر سوئیس به جامجهانی میرفت و پرتغال راهی پلیآف میشد، قصه فرق میکرد. در تیم مقابل مسی با آرژانتین وضع بدی داشت اگرچه در لالیگا وضعش بهتر از همتای قدیمی بود.
پایان خوش
رفتهرفته پای رونالدو به گلزنی بیشتر باز شد. صعود پرتغال روحیه او را بهتر کرد و فشارها را روی او کاهش داد. تعداد گلهای او برای تیمش در مسابقات مختلف بیشتر شد و همزمان موفقیت بارسا در لیگ نیز تثبیت شد تا حجم انتظارات هواداران رئال نیز کاهش یابد.
کسب جایزه توپ طلا حالش را بهتر کرد. سرانجام به مسی رسید و در رسانهها از اهمیت این برابری سخن گفت.
رسیدن با رئال به مسابقات جام باشگاههای جهان، پرده آخر سال 2017 بود. رسیدن به مقام قهرمانی این رقابتها هم برای رئال خوب بود و هم اینکه غرور خدشهدارشده بازیکنان و مربیان را افزایش داد. گل رونالدو بود که این جام را به رئال تقدیم کرد تا سالی که رو به پایان است برای او پایان خوشی داشته باشد.
او حالا جواب منتقدها را داده. پرز دودوزهباز را به تحسین خود وادار کرده و همچنان پروندههای ماندن یا جدایی از رئال را باز نگه داشته. او هنوز زنده است، هنوز نفس میکشد و هنوز افتخار میآفریند. از او متنفر باشید اما انکارش نکنید.
* نویسنده : هومن جعفری روزنامهنگار