حميدرضا عسگري
اگرچه نيروهاي مسلح تروريستي هنوز ناپديد نشده اند اما کنترل آنها بر مناطق مختلف به طورکامل پاکسازي شده و دو پايتخت اصلي اين گروه يعني موصل و رقه در عراق و سوريه آزاد شده است. امروز بشار اسد به لطف حمايت هاي نظامي روسيه و ايران مي تواند خود را «برنده» جنگ داخلي بنامد. در زمينه جنگ مسلحانه، ارزش مسکو براي دمشق به کمک هاي نظامي و استقرار فعال نيروهايش بود که نقشي اساسي در پيشرفت نيروهاي دولتي در جنگ داشت. اما با انتقال به دوران پس از جنگ ارزش فاکتور نظامي به آرامي کاهش پيدا کرده و جنبه هاي مالي و همکاري هاي اقتصادي ارزش بيشتري پيدا مي کند.
امروزسوريه وارد فاز جديدي از تحولات شده است و به زودي حکومت دمشق ديگر نيازچنداني به ادوات و نيروي نظامي نخواهد داشت و مساله مورد نياز آنها حمايت مالي است که در اين ميان نگاهشان بيش از همه به سمت متحدان اصلي يعي روسيه و ايران مي باشد.
قدر مسلم روسيه از توان مالي لازم براي سرمايه گذاري سنگين در سوريه در دوران پس از جنگ برخوردار نيست، چرا که تامين هزينه هاي نظامي فعلي نيز به واسطه همراهي و کمک هاي ديگر متحدان فراهم شده است. لذا به نظر مي رسد اين مساله مسکو را مجبور کرده تا همکاري هايش با تهران و آنکارا در سوريه را حفظ کرده تا احتمالا بتواند در آينده از مزاياي چنين همکاري هايي در دوران پس از جنگ نيز بهره ببرد.
اما نکته قابل توجه دراين ميان نفوذ و دست برترقدرت روسها در تعيين تصميمات دولت دمشق مي باشد. روزگذشته اخباري درمورد مذاکرات شرکت هاي روسي با سوريه برسر توسعه ميادين نفتي و افزايش توليد و استخراج نفت و گاز ازميادين اين کشور مخابره شد. بايد به اين مسئله توجه داشت که روسها درحمايت ازحکومت سوريه درجهان از توان ابرقدرتي خود استفاده کرده اند ، اما نبايد منکر نقش اجرايي ايران در ميدان جنگ سوريه شد!.
نبايد از گفتن اين موضوعات ابايي داشت و آن را برخلاف ارزش هاي جهادي و انقلابي کشور دانست. مسلماً اگر تا ديروز ايران درميدان نبرد برعليه تروريست ها هزينه مي کرد، امروز بايد در دوران پس ازجنگ از منافع حاصل از بازسازي سوريه نيز متنعم گردد. دولت سوريه از ذخاير نفت و گاز برخوردار است و درآمد اصلي اين کشور از اين منبع تامين مي شود. درحال حاضر توليدات آنها به زير 30 هزار بشکه در روز مي رسد اما با آزادي ميادين نفتي و بازآوري توليد اين سقف هر روز درحال افزايش است.
نبايد اينطور باشد که چاه هاي نفت وگاز سوريه و منافع ناشي ازسرمايه گذاري و مشارکت درآن نصيب روسها گردد و تامين وام و تسهيلات براي بازسازي ويراني ها به ايران واگذار شود! البته کمک ومساعدت در بهبود وضعيت سوريه ازجمله ارزشهاي نظام جهادي ما محسوب مي شود اما بايد درکنار اين ارزشهاي معنوي به صورت کاملا واقع بينانه درصدد تامين منافع مالي در بازسازي سوريه بود. در نتيجه بحث بايد اذعان داشت که روسها از اين پس تمايل دارند تا انحصار و غيرقابل جايگزين بودن خود را باکمترين هزينه مالي حفظ کرده و درمرحله پس از جنگ نيز به عنوان قدرت اول و تعيين کننده در سرنوشت سوريه نقش بازي کنند. اما اين بستگي به نوع رفتار و نگرش ما بستگي دارد که چگونه ميدان پس ازجنگ را با روسها تقسيم کنيم. قطعاً با توجه به قدرت روسها درعرصه جهاني آنها سهم بيشتري از کيک سوريه خواهند برداشت اما اين نبايد به معناي تحميل هزينه بر ايران و کسب تمام منافع به نفع مسکو تلقي گردد.
∎