مکرون پس از پیروزی نیز، چه درجریان تشکیل دولت وچه درتعیین نامزدهای نمایندگی مجلس از سوی "جمهوری به پیش" براین اعتقاد خود وفادارماند، به طوری که، امروزدرمجلس ملی فرانسه، درکنارفراکسیونهای کم وبیش قوی یا ضعیف احزاب، گروهی ازنمایندگان مستقل درکارقانوگذاری سهیم هستند.
به هرحال اکنون امانوئل مکرون می گوید درنظردارد دراروپا نیزسیاست های فراجناهی را ترغیب نموده برای توسعه آن بکوشد.
فیگارو، روزنامه صبح پاریس، تیتراول نخستین صفحه خود را به سخنان رئیس جمهوری فرانسه درمورد عبورازکش مکش های جناحی دراروپا اختصاص داده.
فیگارو مینویسد: پس ازبه هم ریختن ترکیب آرایش نیروهای سیاسی درفرانسه درجهت تشکیل یک دولت فراجناحی و فراحزبی، رئیس جمهوری فرانسه اکنون رو به سوی اروپا نهاده است تا اگرتوانست همه ی نیروها را درورای گرایش های حزبی، به قول خود وی، درجهت اعتلای اروپای واحد همداستان نماید.
فیگارو مینویسد: امانوئل مکرون توجه خود را معطوف دو جناح قدرتمند موجود درصحن مجموعه ای به نام اتحادیه اروپا کرده است و تلاش می کند ارمان های اروپای واحد را ازکش مکش سیاسی این دوجناح رها کرده و همه طیف ها را درجهت پیشرفت اروپا بسیج نماید.
به نوشته فیگارو، دراندیشه رئیس جمهوری فرانسه قدرت در اتحادیه اروپا طی دو نسل گذشته همیشه میان دو طیف محافظه کار و سوسیال دموکرات دست به دست شده است، حال انتخابات 2019 فرصتی است تا ازاین آرایش قدرت فاصله بگیریم و همه را برای اعتلای اروپای واحد بسیج نمائیم.
سرمقالهنویس فیگارو می نویسد: بی تردید با این سیاست امانوئل مکرون با یک تیردو هدف را نشانه گرفته است، هدف داخلی و هدف اروپایی.
درخارج ازفرانسه هدف مکرون تبدیل شدن به شخصیتی است که بتواند برسرنوشت اروپا به طور محسوسی اثرگذارباشد و درسیاست داخلی نیز هدف نهایی وی کامل کردن روندی است که پیش از انتخابات ریاست جمهوری آغاز کرده بود، یعنی خروج ازسیاست های جابجایی قدرت توسط احزاب سیاسی سنتی و تشکیل دولت های فراجناحی و فراحزبی.
به زبانی ساده فروپاشی آرایش نظام دولتمداری درفرانسه که جا به جایی قدرت تنها توسط احزاب سنتی ممکن می نمود.
لیبراسیون نیز دریک تحلیل مفصل به جایگاه نامعلوم امانوئل مکرون درسپهرسیاسی اروپا اشاره می کند.
امانوئل مکرون انگونه که خود می گوید به هیچ جناح یا تشکل سیاسی تعلق خاطر ندارد. شاید بتوان به زبان ساده گفت درمورد فرانسه رئیس جمهوری سیاست "همه برای یکی و یکی برای همه" را درپیش گرفته است.
لیبراسیون مینویسد: مکرونی که به سیاست غیر حزبی روی آورده است برای یافتن جایگاه مناسب خود مجبور به تعامل با این حزب وآن گروه دراروپا خواهد بود.
لیبراسیون میافزاید: "جمهوری به پیش" درعمل با هیچ یک از احزاب سنتی اروپایی همکاری وهفکری سیاسی ندارد، این تشکل سیاسی تنها یک نماینده درپارلمان اروپا دارد، ازاین رو، رهبراین تشکل یعنی امانوئل مکرون درحال حاضرتنها درچارچوب دولت با دولت دراروپا دیداروهمکاری میکند.
لیبراسیون می نویسد: با این حال رئیس جمهوری فرانسه امیدواراست درجریان انتخابات 2019 پارلمان اروپا با بسیج کردن وسیع نامزدهای فرانسوی "جمهوری به پیش" ترکیب آرایش نیروهای سنتی درپارلمان اروپا را تغییردهد.
لیبراسیون مینویسد: برای چپهای اروپا، مکرون بیش از حد گرایش به راست دارد، برای راست های اروپا مکرون چپ می نماید، او حتی با لیبرال دموکراتهای اروپا نقاط مشترکی برای طی طریق نمی بیند، درحالی که رابطه دراروپا تنها درچارچوب دولت با دولت تعریف نمیشود، زیرا دیده شده است که خواست جمعی گرایش های سیاسی دربسیاری موارد خود را برمنطق الویت های دولت ها تحمیل کرده است.
واما در روزهای اخیردرخبرها آمده بود که دولت های اروپایی و انگلستان توانسته اند درباره شرایط و مراحل خروج رسمی انگلستان ازاتحادیه به توافق برسند.
هومنیته، ارگان هواداران حزب کمونیست فرانسه، گزارش مفصلی را به مذاکرات اروپا و انگلستان و شرایط جدایی اختصاص داده.
به نوشته هومنیته انگلستان دراین سند پانزده صفحه ای پذیرفته است 45 تا 50 میلیارد یورو به اروپا بازپرداخت نماید. مهمترازآن به نوشته هومنیته انگلستان تعهد کرده است اقامت شهروندان اروپایی را که درحال حاضردربریتانیا سکونت دارند تسهیل کرده و برای آنان مشکلی ایجاد نکند.
لوموند، روزنامه عصرفرانسه، مصاحبهای دارد با "عادلالجبیر"، وزیرامورخارجه عربستان سعودی.
عادل الجبیردرمقابل این پرسش که آیا امیدوارید رئیس جمهوری آمریکا ازبرجام خارج شود؟ می گوید: این توافق اشکالات عمده ای دارد. ازجمله این که، در توافق ممنوعیت غنی سازی اورانیوم تنها به ده سال محدود شده است، درپایان این ده سال درواقع ایران می توان ظرفیت عنی سازی خود را ازپنج هزار"سانتریفیوژ" به صد هزارافزایش دهد."، آنگاه ایران اگراراده کند تنها طی چند هفته می تواند به سالاح هسته ای دست یابد.
وزیرامورخارجه عربستان می گوید: ایران منشاء مشکل دیگری نیزهست. ایران ازتروریسم حمایت میکند.
ایران ازهنگام پایان کارطالبان درافغانستان در2001 میلادی رهبری القاعده را درایران پذیرفته است.
ما می دانیم که ایران برای حوثی های یمن سلاح وموشک می فرستند. تحریم ها علیه ایران ازبابت حمایت ازتروریسم باید گسترش یابد، درمجموع ایران باید پاسخگوی نقض قطعنامههای سازمان ملل باشد.