این قانون که از سوی اکثریت جمهوریخواه کنگره برای تحت فشار قرار دادن دولت دموکرات باراک اوباما، رییس جمهوری وقت امریکا در سال 2015 به تصویب رسید، رییس جمهوری امریکا را ملزم می کند هر 90 روز یکبار به چهار سوال از جمله این که ' آیا ایران به برجام پایبند بوده است ؟ ' پاسخ دهد. در این قانون پیش بینی شده است که اگر به هر دلیلی رییس جمهوری امریکا پایبندی ایران را تائید نکرد ، کنگره 60 روز فرصت خواهد داشت تا در مورد بازگرداندن تحریم های تعلیق شده هسته ای یا تصویب تحریم های جدید هسته ای علیه ایران تصمیم گیری کند.
از زمان آغار آغاز به کار رییس جمهوری کنونی در امریکا ، دونالد ترامپ دو بار در ماه های آوریل و ژوئیه پایبندی ایران به برجام را تائید کرد. البته لازم به ذکر است که مسوولیت تائید پایبندی ایران به برجام بر اساس این توافق هسته ای ، انحصارا در اختیار آژانس بین المللی انرژی اتمی است و این نهاد تاکنون هشت بار پایبندی کامل ایران به تعهدات برجامی را تائید کرده است. به عبارت دیگر، اقدام روسای جمهوری امریکا در اعلام پایبندی ایران یک الزام حقوقی بر مبنای قوانین داخلی این کشور است و رد یا تائید آن، به لحاظ قانونی تاثیری بر آینده برجام نخواهد داشت. با این حال، این موضوع به لحاظ سیاسی حائز اهمیت است و میزان تعهد امریکا به ادامه حیات برجام را نشان می دهد.
به هر حال، ترامپ در ماه اکتبر تصمیم گرفت با وجود گزارش های مکرر آژانس و هشدارهای بین المللی ، پایبندی ایران به برجام را تائید نکند. وی در سخنرانی جنجالی خود از کنگره امریکا و متحدان اروپایی این کشور خواست با آنچه وی 'عهد شکنی ایران' ، 'تهدیدات موشکی' و 'اقدامات بی ثبات کننده منطقه ای ایران' می خواند، مقابله کنند. در حقیقت رییس جمهوری امریکا تهدید کرد که اگر کنگره قوانینی در ارتباط با اتهامات وارده به ایران تصویب نکند یا اروپا از همکاری با واشنگتن در این خصوص سر باز زند، خروج امریکا از برجام را اعلام خواهد کرد.
اکنون دو ماه از آن ضرب الاجل می گذرد و کنگره امریکا هیچ مصوبه ای در جهت بازگرداندن تحریم ها یا اعمال فشار بر برنامه های موشکی و فعالیت های منطقه ای ایران نداشته است. حتی آن گونه که پیش بینی می شد ، کنگره حاضر نشده است در ' قانون بازبینی توافق هسته ای ایران ' تجدید نظر کند تا ترامپ مجبور نباشد هر 90 روز یک بار توافقی را تائید کند که آن را ' بدترین توافق در تاریخ امریکا ' می خواند.
البته در جریان مذاکرات نمایندگان کنگره، طرح های مختلفی برای پاسخگویی به مطالبات ترامپ مطرح شد. به عنوان مثال، باب کورکر و تام کاتن، دو سناتور جمهوریخواه طرحی را پیشنهاد کردند که در صورت تصویب نهایی، ادامه تعلیق تحریم های هسته ای علیه ایران به فعالیت های موشکی ایران پیوند می خورد؛ اقدامی که می توانست به مرگ این توافق بیانجامد. به همین دلیل نیز این طرح تحت فشار اقلیت دموکرات کنگره و متحدان اروپایی واشنگتن، کنار گذاشته شد. با این تصمیم، آخرین تلاش ها برای جلب رضایت ترامپ به گونه ای که موجب تغییر یا تکمیل در مفاد برجام شود، بی نتیجه ماند.
اروپا نیز در مدت زمان سپری شده از سخنرانی جنجالی ترامپ در ماه اکتبر ، صرفا به بیان انتظارات خود از ایران مبنی بر توقف آزمایش های موشکی و ایفای ' نقش سازنده منطقه ای ' بسنده کرده است. همچنین در این مدت ، اروپا در برابر خواست ترامپ برای انجام مذاکرات متمم برجام و گنجاندن اموری همچون فعایت های موشکی و منطقه ای ایران در این توافق قویا مقاومت کرده است.
بنابر این می توان گفت در 60 روز گذشته هیچ یک از دو شرط ترامپ برای مانده امریکا در برجام به لحاظ عملی محقق نشده است. از این رو رییس جمهوری امریکا تا 15 ژانویه سال 2018
- فرا رسیدن مهلت 90 روزه مجدد که در مورد آینده برجام - تصمیم گیری کند. با توجه به این وضعیت، سه سناریو در مورد تصمیم آتی دونالد ترامپ قابل تصور است:
1 - این بار ترامپ پایبندی ایران به برجام را تائید کند و مسوولیت نوشیدن چنین داروی تلخی را بر عهده قانونگذاران امریکایی و متحدان اروپایی واشنگتن قرار دهد.
2 – ترامپ در عملی مشابه با به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسراییل ، بار دیگر در برابر خواست جامعه جهانی به ایستد و خروج امریکا از برجام را اعلام نماید.
ترامپ در ماه ژانویه مجددا از تائید پایبندی ایران به برجام شانه خالی کند و فرصت دو ماه دیگر را در اختیار کنگره و اروپا قرار دهد به این امید که این بار آنان با کاخ سفید همکاری بیشتری داشته باشند.
به نظر می رسد با توجه به روحیه لجوجانه رییس جمهوری امریکا در پیروی از توافقات حاصل شده در دولت های قبلی ( بویژه خصومت شخصی با میراث اوباما ) و همچنین ، نگرانی از حرکت ایران به سمت توانای ساخت سلاح اتمی در غیاب برجام ، دونالد ترامپ در نهایت راه سوم را در پیش گیرد و مجدد از تائید ' بدترین توافق تاریخ امریکا ' سر باز بزند و این رفتار را نیز هر سه ماه یکبار تکرار نماید.
در این صورت برجام نه از بین خواهد رفت و نه به تائید رییس جمهوری امریکا خواهد رسید؛ بلکه در بین زمین و هوا معلق باقی خواهد ماند. بدین ترتیب زمینه برای حضور فعال تر فعالین اقتصادی دیگر کشورها در ایران، یا به عبارت دیگر، بهره مندی ایران از مزایای اقتصادی و تجاری برجام، فراهم نخواهد شد؛ به این امید که بعد از سرخوردگی و عصبانیت ایران، جمهوری اسلامی پا پیش گذاشته و خود، از برجام خارج شود.
*کارشناس مسایل آمریکا
منبع: روزنامه همشهری
سیام**9103**
انتشار:کتایون لامع زاده