شناسهٔ خبر: 22936876 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

بیگانه‌ای در خاورمیانه

صاحب‌خبر -

«یک انسان، یک حیوان» رمانی است از ژروم فِراری، نویسنده فرانسویِ معاصر، که با ترجمه بهمن یغمایی و محمدهادی خلیل‌نژادی در نشر چشمه منتشر شده است. ژروم فِراری از نویسندگان مطرح امروز فرانسه است که به‌خاطر یکی از رمان‌هایش با عنوان «مرثیه‌ای برای سقوط روم» جایزه گنکور 2012 را گرفته است. فِراری در رمان «یک انسان، یک حیوان» از خلال روایت داستانی که بخشی از وقایع آن در خاورمیانه و در بحبوحه ناآرامی‌های این منطقه می‌گذرد، داستان قدیمی خیر و شر را بازمی‌گوید و همچنین داستان بیگانگی انسان معاصر را. او همچنین در این رمان تصویرهایی از خشونت و جنگ در جهان معاصر به دست می‌دهد. ریشه‌های رمان فِراری از یک‌سو به قدیمی‌ترین قصه‌ها می‌رسد و از سوی دیگر به آثار نویسندگانی مانند کامو و سارتر و علاوه بر این‌ها می‌توان از وجود رگه‌هایی از عرفان کهن شرق در این رمان نیز سخن گفت که این از همان آغاز رمان و عبارتی که نویسنده از حلاج انتخاب کرده و بر پیشانی رمان خود گذاشته آشکار است. در بخشی از پیشگفتار ترجمه فارسی این رمان، درباره آن می‌خوانیم: «در رمانی که پیشِ روست، مرد جوانی تصمیم می‌گیرد پس از ماجرای 11 سپتامبر 2001 روستای مادری‌اش را ترک کند و به شبکه‌ای از مزدوران مسلحی بپیوندد که با یونیفُرم‌های مختلف در مناطقی از جهان، به‌ویژه خاورمیانه، می‌جنگند. او هنگام بازگشت از منطقه‌ی ایست‌بازرسی از مرگ جان سالم به‌در می‌برد. این بازمانده از مرگ به روستایش، که در آن هیچ‌چیز عوض نشده است، برمی‌گردد و به نوعی از بیگانگی و تبعید جدید دچار و محکوم می‌شود. سرانجام در جست‌وجوی خاطراتش در پی یافتن دختری برمی‌آید که در نوجوانی با او آشنا شده بود، اما به نظر می‌آید که این دختر با انتخاب مسیری کاملا متفاوت ناپدید شده است. این داستان، شرح یک زندگی متلاشی‌شده و وجودی در نطفه خفه‌شده برای شخصیت‌های اصلی است که تا انتهای آن گم‌نام باقی می‌مانند. مرد جوانی که نزد والدین خود در روستا زندگی می‌کند، فردی است رو به زوال. او از آن وحشت دارد که مبادا روستای کوچکش قبر او شود. می‌ترسد که همانند والدین و نیاکانش که قبل از او زندگی می‌کرده‌اند، به بوی پیری و فرتوتی آغشته شود. این داستان طعم تلخی از تمدن را در میان انزوا و انفعال به‌جا می‌گذارد...» فِراری چنانکه در همین پیشگفتار آمده است در رشته فلسفه تحصیل کرده و مدتی در شمال آفریقا، الجزایر و ابوظبی فلسفه درس داده است. در بخشی از پیشگفتار، نقل‌قول‌هایی از مصاحبه با فِراری درباره رمان «یک انسان، یک حیوان» آمده است. یکی از پرسش‌هایی که از او شده درباره صحنه‌های دلخراش از جنگ و خشونت و مرگ در این رمان است. فِراری در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «برای من خشونت، مضمون مهمی در مدت اقامتم در الجزایر شده بود. من از خشونت و بی‌رحمی خونین حرف می‌زنم. در الجزایر می‌دیدم شمار بسیاری از مردم تحت تهدید و خشونتی به‌سر می‌برند که حتا خود من قادر به بیان آن نیستم. تعدادی از شاگردانم، والدین خود را در شرایط پلید و نفرت‌انگیزی از دست داده بودند. بارها همکارانم سرهای بریده‌شده‌ای را جلوِ اقامت‌گاه‌های خود در بلیدا یافته بودند. آری، این یک واقعیت است و بدین‌ترتیب این است وظیفه‌ی ادبیات پادزهری در برابر ابتذال و روزمرگی.»